هیئت زوّارالحسین علیهم السلام
خادم الحسین (ع)
درباره وبلاگ


هیئت زوّارالحسین (ع) درسال1387 به همت شهید محمّد علی دولت آبادی ودوستانش جهت برگزاری جلسات هفتگی (یکشنبه شبها) تاسیس وتاکنون به یاری خدا ادامه یافته است.

مدیر وبلاگ : جامانده از قافله
مطالب اخیر

مقالات عاشورایی – عاشورا ازاسلام تا اسلام – هیئت زوّارالحسین(ع)

عاشورا از اسلام‌ تا اسلام‌- فسمت اول

عاشورا، همچون‌ کوهی‌ است‌ عظیم‌ به‌ وسعت‌ تاریخ‌، به‌ زیبایی‌ جلوه‌ الهی‌ و به‌رنگ‌ خون‌ِ سیدالشهدا. قیام‌ امام‌ حسین‌ (ع) مانند دشت‌ نیست‌ که‌ بتوان‌ تا انتهایش‌ رادید و کرانه‌ هایش‌ را مشاهده‌ کرد، داستان‌ یک‌ کوه‌ است‌، از هر طرف‌ می‌توان‌ آن‌ را درک‌کرد، می‌توان‌ از آن‌ بالا رفت‌ و از جنبه‌های‌ متفاوتش‌ بهره‌ برد. پس‌ کربلا داستانی‌ در دل‌خود جای‌ داده‌ است‌ که‌ هر چه‌ از آن‌ بگویی‌، کم‌ گفته‌ای‌ .
حسین‌ (ع) فرزند دختر رسول‌ اللّه‌ ۶ که‌ ایمان‌ را بر مصلحت‌ مقدم‌ می‌داشت‌. اوپسر علی‌ (ع) است‌ که‌ شجاعت‌ و هیبتش‌، دشمنان‌ را فراری‌ می‌داد و فرزند فاطمه‌ است‌ که‌ در برابر ظلم‌ و ستم‌ می‌ایستد و می‌سوزد، ولی‌ کوتاه‌ نمی‌آید. پس‌ باید حماسه‌ای‌را ایجاد می‌کرد که‌ در تاریخ‌ بشریت‌ بماند و الگوی‌ حق‌ پرستان‌ِ تاریخ‌ باشد .
او در مدینه‌ النبی‌ زیسته‌ و با اسلام‌ حقیقی‌، کاملاً آشنا بود، پس‌ «جامعه‌ اسلامی‌مطلوب‌» را می‌شناخت‌. اما انحراف‌ خلافت‌،اشرافی‌ گری‌ها،ظلم‌ و ستم‌ها،خاموش‌ کردن‌یاد و نام‌ جدش‌ رسول‌ اللّه‌  توهین‌ به‌ مادرش‌ زهرا ۸ و سب‌ و توهین‌ به‌ پدرش‌علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ (ع) را دیده‌ و شنیده‌ بود .
بعد از پنجاه‌ سال‌ پس‌ از رحلت‌ پیامبر،«تغییری‌ در فرهنگ‌ اسلام‌»به‌ وجود آمد که‌با خودِ اسلام‌، در تضاد بود.لذا امام‌ شرایط‌ را مناسب‌ دید که‌ با قیام‌ خود،اصلاحی‌ عظیم‌ درجامعه‌ اسلامی‌ ایجاد کند،اصلاحی‌ که‌ نه‌ تنها در آن‌ زمان‌ و مکان‌،بلکه‌ در هر عصر ومکانی‌،الگو و خواسته‌ مسلمان‌ واقعی‌ باشد.  سیدالشهدا بااین‌ قیام‌ نشان‌ داد که‌ از اسلام‌تااسلام‌ فاصله‌ زیادی‌ هست‌،آموزه‌های‌ دینی‌،یگانه‌ است‌،اما برداشت‌ها متفاوت‌ است‌،اوخوب‌ می‌دانست‌ که‌ وقتی‌ شکل‌ حکومتی‌ اسلام‌،با روح‌ آن‌ در تعارض‌ باشد،برداشت‌ مردم‌عادی‌ و تازه‌ مسلمان‌ها از دین‌،جنبه‌ طاغوتی‌ و اشرافی‌ پیدا می‌کند و کم‌ کم‌ روح‌ واقعی‌ واصیل‌ اسلام‌ فراموش‌ می‌شود.پس‌ باید یک‌ مصلح‌ از جان‌ گذشته‌ بیاید،چه‌ بهتر که‌ نوه‌رسول‌ خدا، فرزند خلیفه‌ مسلمین‌ و امام‌ شیعیان‌ باشد. او باید با حماسه‌ و خون‌ خود،تفاوت‌اسلام‌ با اسلام‌ را در تاریخ‌ به‌ یادگار بگذارد و با«انقلاب‌ اجتماعی‌» خود، به‌ اصلاح‌ جامعه‌دینی‌ بپردازد.

امسال‌ که‌ سال‌«عزت‌ و افتخار حسینی‌» نام‌ گرفته‌ است‌، باید سال‌ شناختن‌ِ واقعی‌آن‌ امام‌ همام‌ باشد،نه‌ شناخت‌ ظاهری‌،بلکه‌ شناخت‌ آرمان‌ هایش‌، شناخت‌ ایده‌هایش‌،فرهنگش‌ و اخلاقش‌،او با قیامش‌ عزت‌ و افتخار را به‌ اسلام‌ بخشید و میراثش‌«نهضت‌حسینی‌»فراروی‌ تمام‌ حق‌ پرستان‌ تاریخ‌ قرار دارد.
در این‌ مقال‌ِ کوتاه‌، سعی‌ شده‌ با بررسی‌ جامعه‌ مطلوب‌ِ اسلامی‌ و انحراف‌هایش‌،به‌ قیام‌ امام‌ حسین‌ و عوامل‌ اجتماعی‌، فرهنگی‌ آن‌ نیم‌ نگاهی‌ انداخته‌ و آثاراجتماعی‌ آن‌ را بررسی‌ کنیم‌. تا نه‌ این‌ که‌ حسین‌ (ع) را بشناسانیم‌، بلکه‌ خودمان‌، شیعه‌ ووظایف‌ شیعیان‌ را شناخته‌ و در رسیدن‌ به‌ الگوی‌ عزت‌ و افتخار کوشا باشیم‌.
جامعه‌ مطلوب‌ از دیدگاه‌ اسلام‌
اسلام‌، دینی‌ اجتماعی‌ است‌ و فقط‌ به‌ بعد فردی‌ِ انسان‌ توجه‌ ندارد.این‌ دین‌ بااصول‌،ارزش‌ها و هنجارهایش‌،و نیز اعیاد، مناسک‌،احکام‌ و اخلاق‌ اجتماعی‌،تک‌ تک‌مسلمانان‌ را اجتماعی‌ کرده‌ و حتی‌ احکام‌ فردی‌اش‌ نیز آهنگ‌ اجتماعی‌ دارد.آموزه‌های‌دینی‌، چون‌ نص‌ صریح‌ قرآن‌، سیره‌ پیامبر و ائمه‌ معصوم‌ نیز همگی‌ بر این‌ نکته‌ تأکیددارند که‌ اسلام‌ دینی‌ اجتماعی‌ است‌ .
تعالیم‌ِ اسلام‌ بر اساس‌ مکتب‌ و ایدئولوژی‌ اجتماعی‌اش‌،ناگزیر به‌ ایجاد جامعه‌ای‌می‌باشد،زیرا در جامعه‌ای‌ که‌ لائیسیسم‌ یا کمونیسم‌ حاکم‌ است‌، مسلمانان‌،نمی‌توانندزندگی‌ اجتماعی‌ِ مطابق‌ با دستورات‌ اسلام‌ را اجرا کنند.پس‌ جامعه‌ای‌ از نظراسلام‌،مطلوب‌ و نمونه‌ است‌ که‌ حاوی‌ِ آداب‌،رسوم‌،ارزش‌ها،هنجارها،اخلاق‌ اسلامی‌ و دریک‌ کلمه‌ «فرهنگ‌ اسلامی‌» باشد.بررسی‌ ویژگی‌های‌ جامعه‌ مطلوب‌ از دیدگاه‌ اسلام‌،خود مجالی‌ دیگر می‌طلبد که‌ ما در این‌ جا به‌ گوشه‌هایی‌ از آن‌ اشاره‌ می‌نماییم‌.

مقالات عاشورایی – عاشورا ازاسلام تا اسلام – هیئت زوّارالحسین(ع) 

عدالت‌


یکی‌ از ویژگی‌های‌ جامعه‌ اسلامی‌، مودّت‌ و همدلی‌ است‌ که‌ این‌ امر،معلول‌ِ روح‌عدالت‌،برابری‌ و برادری‌ موجود در اسلام‌ است‌. زندگی‌ مسالمت‌آمیز اسلامی‌ که‌ در قرآن‌تصریح‌ شده‌ و نیز سنت‌ پیامبر اکرم‌ ۶ در خواندن‌ عقد برادری‌ بین‌ مهاجران‌ و انصار وهم‌ چنین‌ سیره‌ امام‌ علی‌ (ع) در عدالت‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌، همگی‌ بر عدالت‌ِ اسلامی‌تأکید دارند. عدالت‌ و مساوات‌ که‌ از صفات‌ خداوند تعالی‌ است‌،به‌ عنوان‌ یکی‌ از اصول‌اساسی‌ جامعه‌ اسلامی‌ پذیرفته‌ شده‌ است‌.البته‌ باید توجه‌ کنیم‌ که‌ چنین‌ عدالتی‌ نه‌ درزمان‌ جاهلیت‌،و نه‌ امروز در هیچ‌ جامعه‌ای‌ به‌ طور کامل‌ رعایت‌ نمی‌شود و پس‌ از انحراف‌در خلافت‌ اسلامی‌ نیز به‌ افول‌ گرایید و اشرافی‌ گری‌ و تضادهای‌ طبقاتی‌ و قومی‌جانشین‌ آن‌ شد .

رواداری‌ و اصول‌ گرایی‌


احکام‌ و ارزش‌های‌ اسلامی‌،جامعه‌ اسلامی‌ را به‌ سمتی‌ هدایت‌ می‌کند که‌ تک‌تک‌ افرادِ جامعه‌، پاسدار اصول‌ و ارزش‌های‌ اسلامی‌ باشند و در مقابل‌ پایمال‌ شدن‌حقوق‌ دینی‌ و انسانی‌ عکس‌ العمل‌ نشان‌ دهند.امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر و نیز احکام‌ واخلاق‌ اجتماعی‌ِ اسلام‌، مؤید این‌ مطلب‌ بوده‌ و مسلمان‌ واقعی‌ باید در برابر جامعه‌مسئول‌ و متعهد باشد .
اما در عین‌ وجود اصول‌ گرایی‌،اسلام‌، دین‌ بخشش‌ و گذشت‌ و رواداری‌ است‌. یکی‌از ویژگی‌های‌ اسلامی‌ است‌ که‌ در آموزه‌های‌ دینی‌ درباره‌ آن‌ تأکید فراوانی‌ شده‌ است‌. دراسلام‌،پذیرش‌ دین‌،اختیاری‌ است‌ ( لا اکراه‌ فی‌ الدین‌) اسلام‌ احسن‌ القول‌ است‌، ولی‌دیگر دین‌ها نیز پذیرفته‌ شده‌اند. در اسلام‌، بیعت‌ با خلیفه‌ نیز اجباری‌ نیست‌ ( چنان‌ چه‌سلوک‌ امیر مؤمنان‌ در آغاز حکومتش‌ این‌ گونه‌ بود.) در اسلام‌، در برابر دشمنان‌ نیز رواداری‌ هست‌ که‌ در مدینه‌ النبی‌، و در حکومت‌ علوی‌، در برابر خوارج‌ چنین‌ اصلی‌، حکم‌فرما بود.
بنابراین‌ جامعه‌ اسلامی‌ِ نمونه‌، جامعه‌ای‌ است‌ که‌ در عین‌ پاسداری‌ از اصول‌ وارزش‌ها، رواداری‌ را نیز محترم‌ بشمارد.

حقوق‌ بشر و امنیت‌


اسلام‌، دین‌ حقوق‌ بشر است‌ و حقوق‌ طبیعی‌ و مادی‌ و معنوی‌ مسلمانان‌ و غیرمسلمانان‌ و حتی‌ حیوانات‌ نیز در جامعه‌ اسلامی‌، محترم‌ شمرده‌ می‌شود. علی‌ رغم‌، تفکربرخی‌ اندیشوران‌ علم‌ حقوق‌ مبنی‌ بر این‌ که‌ مفهوم‌«حق‌»، پس‌ از دوران‌ مدرن‌ ایجادشده‌ و دوران‌ قبل‌ از آن‌«عصر تکلیف‌»است‌، سیره‌ ائمه‌ معصوم‌ ثابت‌ می‌کند که‌ در آن‌زمان‌ نیز هر کس‌، حق‌ انتخاب‌ِ رهبر، حق‌ آزادی‌ در انتخاب‌ِ دین‌، حق‌ برخورداری‌ عادلانه‌از بیت‌ المال‌ و حق‌ برابری‌ و برادری‌ داشته‌ و تمامی‌ این‌ حقوق‌ مهم‌ و محترم‌ شمرده‌ شده‌.البته‌ ممکن‌ است‌ که‌ در یک‌ حکومت‌ به‌ ظاهر اسلامی‌ - مانند معاویه‌ - این‌ حقوق‌رعایت‌ نمی‌شد، اما در ذات‌ِ اسلام‌ و فرهنگ‌ اسلامی‌، توجه‌ به‌ حقوق‌ جامعه‌ جای‌ گاه‌ویژه‌ای‌ داشته‌ و مورد تأکید ائمه‌ معصوم‌ بوده‌ است‌.
یکی‌ از حقوق‌ اساسی‌ و نیازهای‌ فطری‌ انسان‌«امنیّت‌»است‌ که‌ با احکام‌ و اخلاق‌اسلامی‌،تضمین‌ شده‌ است‌ و با توجه‌ به‌ سنت‌ اسلامی‌ و آموزه‌های‌ دینی‌،در هیچ‌جامعه‌ای‌ چون‌ جامعه‌ اسلامی‌،امنیت‌ و آرامش‌ِ اجتماعی‌ِ ناشی‌ از آزادی‌ اجتماعی‌ به‌ طورکامل‌ ایجاد نمی‌شود.البته‌ چنین‌ امنیتی‌ در زمان‌ معاویه‌ و یزید از بین‌ رفته‌ و تمامیت‌خواهی‌ و استبداد و خفقان‌،جای‌ گزین‌ آن‌ شده‌ بود.

مقالات عاشورایی – عاشورا ازاسلام تا اسلام – هیئت زوّارالحسین(ع) 

حق‌ محوری‌


یکی‌ از ابعاد ایمان‌ و جامعه‌ اسلامی‌«حق‌ محوری‌»و«خدا محوری‌»است‌. این‌حق‌ محوری‌ باعث‌ می‌شود که‌ خط‌ قرمزهایی‌ برای‌ رفتار و سلوک‌ هر فرد ایجاد شود و هرفرد در حیطه‌ عمل‌ خود،با توجه‌ به‌ حقوق‌ خداوند و جامعه‌ تصمیم‌گیری‌ کند.
یکی‌ از مشکلاتی‌ که‌ امروزه‌ گریبان‌ گیر غرب‌ و تفکر سکولار و دین‌ گریز شده‌است‌،مسئله‌ پوچی‌ جهان‌ و نیز طغیان‌ و یا سرگردانی‌ در جامعه‌ است‌،مثل‌ همان‌ مفهوم‌«از خود بیگانگی‌» الینیشن‌ مارکس‌ یا دیگر جامعه‌ شناسان‌. ولی‌ اگر فردی‌ به‌ خداوند وتکالیف‌ خود در برابر او معتقد باشد،نه‌ تنها دچار طغیان‌ و سرگردانی‌ نمی‌شود،بلکه‌ زندگی‌هدف‌ داری‌ همراه‌ با خشوع‌ در برابر خداوند،خواهد داشت‌ .
همه‌ این‌ ویژگی‌ها و نیز مردم‌ سالاری‌،قانون‌ گرایی‌ و...در اسلام‌ و جامعه‌ اسلامی‌وجود دارد و در مدینه‌ النبی‌ نیز با سعی‌ و کوشش‌ پیامبر اکرم‌ و یارانش‌ تا حدودی‌ اجراشد.اگر سیر جامعه‌ اسلامی‌ نبوی‌،تداوم‌ می‌یافت‌ و تا مهدی‌ موعود،هر کدام‌ ازائمه‌معصوم‌ : ، جامعه‌ و حکومت‌ اسلامی‌ را اداره‌ می‌کردند،چنین‌ جامعه‌ای‌ را تجلی‌بخشیده‌ و جهان‌ مادی‌ را پر از عدل‌ و داد، معنویت‌ و عقلانیت‌ می‌کردند.
اما متأسفانه‌ سیر خلافت‌ و حکومت‌ اسلامی‌،منحرف‌ شد و با این‌ که‌ علی‌ ۷ - درزمان‌ حکومتش‌- با تمام‌ وجود سعی‌ داشت‌،این‌ انحراف‌ها را جبران‌ کند،اما دولتش‌ دوام‌نیافت‌ و چون‌ مردم‌ نیز به‌ طور کامل‌ آمادگی‌ نداشتند، حکومت‌ علوی‌ تداوم‌ نیافت‌ وشخصی‌ چون‌ معاویه‌ به‌ خلافت‌ اسلامی‌ رسید،که‌ برداشت‌ او از اسلام‌ و شیوه‌ و ایده‌های‌او کاملاً بااسلام‌ واقعی‌ در تضاد بود.البته‌ باید توجه‌ کرد که‌ امیر مؤمنان‌ و سلوک‌ سیاسی‌اجتماعی‌اش‌، در تاریخ‌ ماندگار است‌ و الگوی‌ حکومت‌ عدل‌ علوی‌ فراروی‌ مسلمین‌جهان‌ باقی‌ ماند.

تغییر فرهنگ‌ اسلامی‌


هر جامعه‌ای‌ دارای‌ آداب‌، رسوم‌، ارزش‌ها، هنجارها، نهادها،اخلاق‌ و احکامی‌است‌ که‌ با نام‌«فرهنگ‌»از آن‌ یاد می‌کنند. هسته‌ اصلی‌ و اولیه‌ هر جامعه‌ای‌ فرهنگ‌ آن‌جامعه‌ است‌ و به‌ تعبیر جامعه‌ شناسان‌، فرهنگ‌ به‌ مثابه‌ هوا برای‌ جامعه‌ است‌ که‌ بدون‌ آن‌حیات‌ و تداوم‌ ندارد. جامعه‌ اسلامی‌ نیز از فرهنگ‌ اسلامی‌ سر چشمه‌ می‌گیرد که‌ منبعث‌از سیره‌ و سلوک‌ نبوی‌ و نیز واقعیت‌ها، حقیقت‌ها و موقعیت‌ های‌ خاص‌ جامعه‌ آن‌ زمان‌عربستان‌ است‌.
پیامبر اسلام‌  با کوشش‌ فراوان‌ خود و یارانش‌ توانست‌، فرهنگ‌ جاهلیت‌ که‌خود نوعی‌«ضد فرهنگ‌»بود را منسوخ‌ سازد و ارزش‌ها، هنجارها، اخلاق‌ و احکامی‌ را درجامعه‌ تجلی‌ بخشد که‌ در عین‌ عقلانی‌ بودن‌، الهی‌ بوده‌ و متناسب‌ با نیازهای‌ هرمسلمان‌ و انسان‌ خردگرا در طول‌ تاریخ‌ می‌باشد. اما این‌ جامعه‌ اسلامی‌ و این‌ فرهنگ‌دینی‌ که‌ با همت‌ نبوی‌ و غیرت‌ علوی‌ و همراهی‌ و مجاهدت‌ مهاجران‌ و انصار، شکل‌گرفته‌ بود، پس‌ از رحلت‌ بنیان‌ گذارش‌، رو به‌ افول‌ گرایید و از سیر اصلی‌ اش‌ خارج‌ شد .
نقطه‌ آغاز تغییرات‌ در فرهنگ‌ اسلامی‌، تغییر و انحراف‌ در ارزش‌ های‌ جامعه‌اسلامی‌ بود که‌ دشمنان‌ جاهل‌ و معاندان‌ زیرک‌ دست‌ به‌ دست‌ هم‌ دادند و به‌ تغییر وانحراف‌ در ارزش‌ های‌ اسلامی‌ که‌ عقاید عمیقاً ریشه‌دار در جامعه‌ اسلامی‌ بود، پرداختندکه‌ در این‌ مقال‌ به‌ برخی‌ از آن‌ انحراف‌ ها اشاره‌ می‌کنیم‌ .
۱- انحراف‌ خلافت‌
اولین‌ و مهمترین‌ گام‌ در تغییر ارزش‌ ها و اصول‌ اسلامی‌، منحرف‌ ساختن‌ سیراصلی‌ حکومت‌ اسلامی‌ بود که‌ با«سقیفه‌» صورت‌ گرفت‌. با این‌ که‌ بارها رسول‌ اکرم‌ ۶ به‌ خلافت‌ امیر مؤمنان‌ (ع) اشاره‌ فرموده‌ بود، اما عده‌ای‌ از مهاجران‌ و انصار در سقیفه‌ بنی‌ساعده‌ تجمع‌ کرده‌ و حکومت‌ رااز صراط‌ حق‌ و مسیر راستین‌ آن‌ منحرف‌ کردند. جامعه‌شناسی‌ِ سقیفه‌ و علل‌ تاریخی‌ آن‌ خود، مجال‌ دیگری‌ را می‌طلبد که‌ به‌ آنها اشاره‌ کوتاهی‌می‌نماییم‌.
برخی‌ ممکن‌ است‌ معتقد باشند چون‌ جامعه‌ آن‌ زمان‌، آمادگی‌ پذیرش‌ عدالت‌،آزادی‌، مدارا- که‌ در سیره‌ نبی‌ اکرم‌ اجرا شده‌ بود - نداشتند، با چنین‌ انحرافی‌ مقابله‌نکردند و حتی‌ از آن‌ استقبال‌ نمودند.
عقیده‌ دیگر این‌ است‌ که‌«سن‌ و سال‌»، عامل‌ اساسی‌ انحراف‌ مسلمانان‌ بوده‌ وچون‌ هنوز در جامعه‌ عرب‌، فرهنگ‌ اسلامی‌ِ برتری‌ بر اسلاس‌ تقوا و شایستگی‌ مستحکم‌نشده‌ بود، و حتی‌ مهاجران‌ و انصار مقابل‌ پیامبر نیز مقاومت‌ می‌کردند و زیر پرچم‌اسامه‌بن‌زید- که‌ علی‌رغم‌ جوانی‌ از سوی‌ رسول‌ اللّه‌ به‌ رهبری‌ سپاه‌ گماره‌ شده‌ بود -نمی‌رفتند.پس‌ نمی‌توانستند بپذیرند امیر مؤمنان‌ که‌ در آن‌ زمان‌ جوان‌ ۳۳ ساله‌ بود به‌حکومت‌ اسلامی‌ برسد.
برخی‌ دیگر بر این‌ عقیده‌اند که‌ علت‌ پذیرش‌ سقیفه‌، «نخبه‌ گرایی‌ باطل‌» بوده‌است‌ که‌ رهبران‌ و نخبگان‌ِ جامعه‌، که‌ صالح‌ نبوده‌اند و از اسلام‌؛ حکومت‌ و خلافت‌ رامی‌خواستند، این‌ واقعه‌ را ایجاد کردند و مردم‌ نیز که‌ در عمل‌ِ انجام‌ شده‌ قرار گرفته‌ بودند،اجازه‌ یا جرأت‌ اعتراض‌ را نداشتند. البته‌ درباره‌ نخبه‌ گرایی‌ توضیح‌ کافی‌ را خواهیم‌ داد.
به‌ هر حال‌ با هر دلیلی‌، سقیفه‌ واقع‌ شد و با انحراف‌ حکومت‌ اسلامی‌، در طی‌ ۲۵سال‌، تغییری‌ در فرهنگ‌ و ارزش‌های‌ اسلامی‌، ایجاد شد که‌ علی‌ (ع) برای‌ پذیرش‌خلافت‌ و احیای‌ سیره‌ نبوی‌، ناچار به‌ اصلاحی‌ عظیم‌ و حتی‌ انقلابی‌ اسلامی‌ بود. امادوران‌ حکومت‌ آن‌ حضرت‌ نیز به‌ جنگ‌ ها با گروه‌ هایی‌ سپری‌ شد که‌ در سال‌ های‌انحراف‌ حکومت‌، هویت‌ و فرهنگ‌ اسلامی‌ را فراموش‌ کرده‌ بودند و تحمل‌ پذیرش‌ سیره‌علوی‌ را نداشتند. دولت‌ امیر مؤمنان‌ بیش‌ از پنج‌ سال‌ دوام‌ نیافت‌ و با این‌ که‌ ایده‌ و الگوی‌عظیمی‌ برای‌ اجتماع‌ و حکومت‌ اسلامی‌، به‌ جای‌ گذاشت‌، اما برای‌ اصلاح‌ کل‌ جامعه‌دچار مشکل‌ شد و پس‌ از آن‌ حضرت‌ نیز دشمن‌ دین‌ و سنت‌؛ یعنی‌ معاویه‌ حاکم‌ شد .
با انحراف‌ خلافت‌، حکومت‌ اسلامی‌ که‌ باید نماینده‌ افکار و آرای‌ مسلمانان‌ وتجسم‌ روح‌ جامعه‌ اسلامی‌ باشد، تشکیل‌ نشد و آثار و تبعات‌ فراوانی‌ به‌ جای‌ گذاشت‌ :
۱- حاکمانی‌ که‌ صلاحیت‌ کامل‌ نداشتند - از نظر علم‌، تقوا، عدالت‌ و سیاست‌ - وبا روح‌ اصیل‌ اسلامی‌ بیگانه‌ بودند،صاحب‌ سیادت‌ مطلق‌ و ریاست‌ بی‌ قید و شرط‌ شدند وحکومت‌ هایی‌ ایجاد شد که‌ از حالت‌ استبدادی‌ خارج‌ شده‌ بود و تمامیت‌ خواه‌ - توتالیتر -گشته‌ بود .
۲- بیت‌ المال‌ مسلمانان‌ که‌ در زمان‌ پیامبر ۶ به‌ طور عادلانه‌ تقسیم‌ می‌شد،نیز با بی‌ خردی‌ و سیاست‌ های‌ غلط‌،با تبعیض‌ های‌ نژادی‌، قومی‌ و قبیله‌ای‌ مواجه‌ شد ومصارف‌ خوش‌ گذرانی‌ - بعضی‌ - خلفا و اشراف‌ از آن‌ تأمین‌ می‌شد ونارضایتی‌ عمومی‌ وتضادهای‌ طبقاتی‌ را بیشتر می‌کرد.
۳- عصبیت‌، جاهلیت‌ و امتیازهای‌ نژادی‌ و فامیلی‌ که‌ اسلام‌ با آنها مبارزه‌ کرده‌بود، دوباره‌ از سوی‌ حاکمان‌ اسلامی‌ رواج‌ می‌یافت‌ و بی‌ عدالتی‌ اجتماعی‌ را نیز گسترش‌می‌داد. به‌ طوری‌ خلیفه‌ دوم‌ بین‌ عرب‌ و عجم‌ تفاوت‌ زیادی‌ قائل‌ می‌شد و از سوی‌ معاویه‌نیز این‌ سیاست‌ تداوم‌ یافت‌ و حتی‌ معاویه‌ به‌ یکی‌ از حاکمانش‌ چنین‌ دستور داده‌ است‌ :
«رفتارت‌ نسبت‌ به‌ عجم‌ طبق‌ سنت‌ عمر باشد که‌ سبب‌ خواری‌ و ذلت‌ آنهاست‌.عرب‌ ها از عجم‌ زن‌ بگیرند، ولی‌ به‌ آنها زن‌ ندهند. ارث‌ ببرند، ولی‌ ارث‌ ندهند. حقوق‌ آنهارا از بیت‌ المال‌ بسیار کم‌ قرار بده‌ و عجم‌ ها را در مساجد در صف‌ اول‌ قرار نده‌ و مناصب‌امامت‌ و قضاوت‌ را برای‌ آنان‌ قرار نده‌.»
۴- اخلاق‌ حسنه‌،برتری‌ بر اساس‌ تقوا، حقوق‌ و آزادی‌ های‌ فردی‌ و اجتماعی‌محترم‌ شمرده‌ نمی‌شد و در برابر اعتراض‌ ها و انتقادها،تهدید، تبعید، زندان‌ و حتی‌ اعدام‌قرار داشت‌. علی‌ (ع) مجبور به‌ بیعت‌ با خلیفه‌ شد و همسرش‌ نیز مورد اهانت‌ قرار گرفت‌.عمار یاسر یار دیرینه‌ پیامبر به‌ علت‌ انتقاد، مورد ضرب‌ و شتم‌ خلیفه‌ سوم‌ قرار گرفت‌ اباذرمجاهد خستگی‌ ناپذیر تبعید شد، حاکم‌ مسلمین‌ در کوفه‌، مست‌ به‌ مسجد رفت‌، دشمنان‌پیامبر که‌ آنها را از مدینه‌ تبعید کرده‌ بود- مثل‌ حکم‌ بن‌ ابی‌ العاص‌ - به‌ احترام‌ به‌ مدینه‌باز گشتند، نماز جمعه‌ از سوی‌ معاویه‌ در روز چهار شنبه‌ خوانده‌ شد، اشرافی‌ گری‌، شراب‌خواری‌ و غناو... و جای‌ سادگی‌ و تقوا را گرفته‌ بود، یاران‌ نزدیک‌ و حتی‌ همسر پیامبر،مقابل‌ امیر مؤمنان‌ جنگ‌ به‌ راه‌ انداختند. و سرانجام‌ چنان‌ شد که‌ از اسلام‌ فقط‌ نامش‌باقی‌ ماند و تمام‌ اینها معلول‌ انحراف‌ خلافت‌ و حکومت‌ نالایقان‌ بود.امام‌ حسین‌ (ع) ثابت‌ کرد، حکومت‌ حق‌ِ فرزندان‌ رسول‌ خداست‌ که‌ غصب‌ شده‌ و به‌ انحراف‌ رفته‌ است‌ .
۲- ممانعت‌ از نقل‌ حدیث‌
یکی‌ از انحراف‌های‌ دیگر در ارزش‌ ها و فرهنگ‌ اسلامی‌، ممانعت‌ از نقل‌ احادیث‌پیامبر در حکومت‌ برخی‌ خلفا بود. و به‌ جای‌ این‌ که‌ افراد عامی‌ و تازه‌ مسلمان‌ با روح‌اصیل‌ اسلامی‌ و نیز آموزه‌های‌ اولیه‌ دین‌، آشنا شوند و از معدن‌ ائمه‌ معصوم‌ بهره‌ ببرند،نزد ابوهریره‌ها می‌رفتند و گروه‌ مرجع‌ جامعه‌ اسلامی‌،افرادی‌ لاابالی‌ و منحرف‌ و متملق‌گشته‌ بودند که‌ با تطمیع‌ ناچیزی‌ حاضر بودند احادیثی‌ را به‌ نام‌ نبی‌ اکرم‌ ۶ جعل‌نمایند.
این‌ سیر منع‌ نقل‌ حدیث‌ از زمان‌ خلیفه‌ دوم‌ آغاز شد و حتی‌ در تاریخ‌ ذکر شده‌ که‌او دستور می‌داد تا احادیث‌ نبوی‌ جمع‌ آوری‌ شود و سوزانده‌ شود و با این‌ که‌ امام‌ علی‌ (ع) سعی‌ کرد که‌ این‌ سیاست‌ را اصلاح‌ کند و برخی‌ از احادیث‌ و روایات‌ نبوی‌ محفوظ‌ بماند،اما معاویه‌ پارا فراتر از خلیفه‌ دوم‌ گذاشت‌ و با تطمیع‌ برخی‌ فرصت‌ طلبان‌، به‌ دست‌ کاری‌در احادیث‌ می‌پرداخت‌ و یا حتی‌ داستان‌ های‌ اهانت‌آمیزی‌ به‌ پیامبر و همسرانش‌ نسبت‌می‌داد. ضمناً دستور به‌ سب‌ و لعن‌ امیر مؤمنان‌ نیز داده‌ بود.
این‌ رویه‌ باعث‌ می‌شد که‌ احکام‌، هنجارها، اصول‌ و اخلاق‌ اصیل‌ اسلامی‌، برای‌مردم‌ ذکر نشود و تأسف‌ بارتر این‌ که‌ سیره‌ و سلوک‌ اشرافی‌ نیز به‌ نام‌ خلفای‌ اسلامی‌مطرح‌ می‌شد. بنابراین‌ تازه‌ مسلمانان‌ از یک‌ طرف‌ نمی‌توانستند با اسلام‌ِ اصیل‌ ورهبران‌ واقعی‌ خویش‌ آشنایی‌ پیدا کنند و از سوی‌ دیگر، بینش‌ غلط‌ و طاغوتی‌ از اسلام‌ رادر سلوک‌ خلفای‌ اسلامی‌ مشاهده‌ می‌کردند که‌ با روح‌ واقعی‌ اسلام‌ فاصله‌ داشت‌ .

ادامه دارد...........



نوع مطلب : مقالات، ائمه اطهار، هیئت های مذهبی، قیام عاشورا، مقالات عاشورایی، 
برچسب ها : عاشورا از اسلام تا اسلام، مقالات، مقالات عاشورایی، نهضت عاشورا، قیام امام حسین، قیام عاشورا، هیئت های مذهبی،
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
وصیت شهدا
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات