هیئت زوّارالحسین علیهم السلام
خادم الحسین (ع)
درباره وبلاگ


هیئت زوّارالحسین (ع) درسال1387 به همت شهید محمّد علی دولت آبادی ودوستانش جهت برگزاری جلسات هفتگی (یکشنبه شبها) تاسیس وتاکنون به یاری خدا ادامه یافته است.

مدیر وبلاگ : جامانده از قافله
مطالب اخیر

زنان وعاشورا – مقالات عاشورایی – هیئت زوّارالحسین (ع)

زنان و عاشورا

بی تردید یکی از گروه های نقش آفرین در نهضت عاشورا، زنان بودند. اگر اسلام با قیام امام حسین علیه السلام زنده است، سهم بزرگی از آن مربوط به زنانی است که تاریخ، مانند آن را کمتر دیده است.

زنان در کربلا نشان دادند که تکلیف اجتماعی، خاص مردان نیست، بلکه آنان نیز برابر وظیفه شرعی خود باید به جریان های اجتماعی توجه کنند و آنجا که مسئله حمایت از دین و اقامه حق، به میان می آید تنها با قیام آنان میسر می شود، در صحنه حضور یابند.

در این بخش برآنیم تا با معرفی زنان هاشمی و غیرهاشمی در کربلا، علت حضور و نقش آفرینی آنان را در کربلا بیان کنیم. سپس به معرفی شخصیت والای حضرت زینب کبرا علیهاالسلام می پردازیم. پس از بیان اصول مدرسه زینبی، شاخص های خبررسانی آن حضرت را پس از واقعه کربلا بررسی می کنیم و ویژگی های زن عاشورایی و درس هایی را که زن امروز از زن کربلایی می آموزد، می آوریم.



نوع مطلب : مقالات، امر به معروف و نهی از منکر، عفاف و حجاب، ائمه اطهار، هیئت های مذهبی، قیام عاشورا، مقالات عاشورایی، اجتماعی، 
برچسب ها : زنان وعاشورا، قیام عاشورا، مقالات عاشورایی، مقالات، هیئت های مذهبی، نهضت عاشورا، قیام امام حسین،
لینک های مرتبط :

بیانات مقام معظم رهبری(مدظله العالی) درباره هیئت های مذهبی،هیئت زوارالحسین،پوستر شهید محمد علی دولت آبادی 

بیانات کمتر خوانده شده رهبر انقلاب در دیدار با مداحان/ انتقاد از لخت‌شدن و بالا و پایین پریدن در سینه‌زنی‌ها

 

اینکه ما مجلس عزاداری و مدح سیّدالشهدا را ــ که عظمت او به‌خاطر شهادت است، عظمت او به‌خاطر فداکاری در راه خدا است، عظمت او به‌خاطر گذشت است؛ گذشت از همه چیز، از همه‌ی خواسته‌ها، از همه‌ی مطلوبها، تبدیل کنیم به یک نقطه‌ی سبک، به یک جایی که یک تعدادی جوان لخت بشوند، بپرند هوا، بپرند پایین و ندانند چه میگویند، درست است؟


بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
والحمد لله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین. اللّهمّ صلّ علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها عدد ما احاط به علمک.



حرفه‌ی مدّاحی حرفه‌ی بسیار باشرافتی است؛ چرا؟ چون در طول تاریخ کسانی بودند که ستمگران را، ظالمان را، زورگویان را مدح میگفتند و مدح میکردند؛ امروز هم هستند. امروز هم در دنیا کسانی هستند که زبان میگشایند به مدح پلیدترین انسانهای عالم، یا قلمهایشان را با مزد ــ با مزدی کثیف و پلید ــ در این راه به‌کار می‌اندازند؛ شما به‌عکس، زبانتان، نفَستان، حنجره‌تان، قدرت هنری‌تان در خدمت مدح فضیلت است. خاندان پیغمبر خاندان فضیلتند؛ سرتاپا فضیلت. مادح خورشید مدّاح خود است؛ شما در واقع با مدح فضیلت خاندان پیغمبر، مدح خودتان را هم میکنید و در واقع شرافت این شغل را نشان میدهید. من چند سال قبل از این، در همین مجلس مربوط به فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله علیها) این شعر را از مرحوم صغیر اصفهانی خواندم:



نوع مطلب : اجتماعی، قیام عاشورا، سخنان بزرگان، هیئت های مذهبی، بزرگان، امر به معروف و نهی از منکر، ولایت فقیه، توصیه وفرمان ها، 
برچسب ها : فرمایشات رهبری، هیئت های مذهبی، سخنان رهبری،
لینک های مرتبط :

هفت نکته اساسی در کلام رهبری درباره هیئت های مذهبی،هیئت زوارالحسین

هفت نکته اساسی در کلام رهبری(مدظله العالی) درباره هیئت های مذهبی

 

رهبر انقلاب(مدظله العالی) رهنمودهایی درباره هیآت های  مذهبی و مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله‌الحسین (ع) ارائه فرموده اند که بخش های مهم بیانات معظم له در ادامه از نظر خواهد گذشت:
 
۱هیئتی بودن به معنای نظم اداری نیست/هیئت برخاسته از اراده دینی مردم است
 

   اسم هیئت در آن تبادر عرفى، [به معنى‌‌] بى‌‌نظمى است؛ می گویند فلانى هیئتى عمل می کند، یعنى بى‌‌نظم عمل می کند. خب، هیئتى بودن ـ که به اصطلاح تعبیرى از بى‌‌نظم بودن است ـ به‌‌خاطر چیست؟ به‌‌خاطر این است که وقتى کسى وارد هیئت امام حسین(ع) می شود، هیچ‌‌کس به او نمی گوید فلان جا بنشین، فلان جا ننشین؛ فلان جور بنشین، فلان جور ننشین؛ کِى بیا، کِى برو؛ کاملاً همه‌‌ تحرّکات، برخاسته‌‌ى از اراده‌‌ مردم و خواست خود مردم است که آن هم ناشى از ایمان آنها است. این چیز خیلى خوبى است، این را باید نگه دارید؛ یعنى ارتباط هیئت را به ایمان مردم و عشق مردم و جاذبه و گیرایى خود هیئت و خود این کانون را براى دلهاى مردم باید نگه دارید، این را باید حفظ کنید، یعنى جورى نشود که حالت ادارى و مانند اینها پیدا بکند.
 
۲) پایگاه هیئت، حسینیه و مسجد است
 
   به نظر من مراکز شماها حسینیّه‌‌ها است. شما مرکز ادارى نمی خواهید؛ حسینیّه، هیئت، مسجد، مراکز شما این ها است. یعنى اگر آمدیم ما اینجا را وابسته کردیم به یک اداره‌‌اى و یک ساختمانى و طبقه‌ اوّل و طبقه‌‌ دوّم و صندلى گردان و مانند این ها، این دیگر هیئت نمی شود؛ می ترسم اشکال پیدا بکند، نمی گویم قطعاً هیئت نمی شود، امّا به نظرم می رسد که طبیعت کار هیئت این است که مردم با عشق و شور و اشک بیایند طرف مجلس امام حسین(ع)؛ این است که اثر می کند؛ این است که از دلش این انقلاب می‌جوشد، یا لااقل مزرَع خوبى براى رشد فضائل انقلابى و معارف انقلابى می شود.
 
۳) مداحان و گویندگان مراقب حرف های غلط باشند
 
   نکته‌‌ای که خیلى مهم است، همین مسئله‌‌ تربیت نیروها یا حراست از نیروهاى گوینده و خواننده از خطاها و اشتباهات است، این خیلى مهم است. واقعاً یکى از گرفتارى‌‌هاى ما این است. حالا اسم مدّاح ها بد در رفته، مخصوص مدّاح ها نیست، مدّاح و غیر مدّاح ندارد. از کسانى که در این ماجراى منبر رفتن و از عاشورا خواندن وارد بوده‌‌اند ـ اعم از مدّاح و منبرى و مانند این ها ـ مواردى دیده شده که حرف هاى نامناسبى از اینها صادر شده. یک وقت حالا من و شما نشسته‌‌ایم، یک حرف غلطى هم از دهان بنده مى‌‌آید بیرون، چیزى نیست، [چون‌‌] دو نفر پهلو هم نشسته‌‌اند، مهم نیست؛ یک وقت نه، ما هزار نفر، ده هزار نفر، گاهى پنجاه هزار نفر مستمع داریم، گاهى این جمعیّت تبدیل می شود به جمعیّت هاى میلیونى به‌‌خاطر انتشار؛ اینجا باید محاسبه بشود که تأثیر یک حرف غلط و نامناسب بر روى ذهن مخاطب چیست. یک عدّه‌‌اى همان حرف غلط را قبول می کنند و یک معرفت غلطى پیدا می کنند؛ یک عدّه‌‌اى آن را استنکار می کنند و این استنکار موجب می شود که از اصل دین زده بشوند؛ بین کسانى و کسانى سرِ این حرف اختلاف مى‌‌افتد؛ ببینید، از چند جهت مجارى فساد به‌‌وجود مى‌‌آید براى یک حرف غلطى که یک نفر می زند.
 
۴) به هر قیمتی نباید مستمع را گریاند
 
   گاهى روضه‌‌خوان‌‌ها روضه‌‌هایى می خواندند که معلوم است خلاف است، امّا می خواندند؛ براى اینکه حالا چهار نفر مستمع دلشان بسوزد و گریه کنند. مگر به هر قیمتى باید این کار را کرد؟ حادثه را بیان کنید؛ با هنرمندى بیان کنند تا مردم دلشان شیفته بشود و منقلب بشود، نه اینکه خلاف بگویند. حالاها هم می‌شنوم، منبرى یا مدّاح سر منبر خطاب به امیرالمؤمنین(ع) می کند و می گوید آقا هرچه دارى از امام حسین دارى! شما فکرش را بکنید! این چه حرفى است و این چه مُهمل‌‌گویى‌‌اى است که کسى این‌‌جور درباره‌‌ امیرالمؤمنین(ع) حرف بزند؟ امام حسین(ع) هرچه دارد از امیرالمؤمنین(ع) دارد، امام حسین(ع) هرچه دارد از پیغمبر(ص) دارد؛ چرا نمی فهمند این معانى و این مسائل را؟ آن‌‌وقت ادّعا هم دارند، هرچه هم به دهن شان بیاید می گویند؛ یعنى اینها را خیلى باید به‌‌نظر من بزرگ بشمُریم.
 
۵) هیئت سکولار نداریم/ علاقمندی به امام حسین(ع) یعنی علاقمندی به اسلام سیاسی
 
   هیئت ها نمی توانند سکولار باشند؛ هیئت امام حسینِ(ع) سکولار ما نداریم! هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین(ع) است، یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناى اعتقاد به امام حسین(ع) این است. اینکه آدم در یک مجلس روضه یا هیئت عزادارى مراقب باشد که مبادا وارد مباحث اسلام سیاسى بشود، این غلط است. البتّه معناى این حرف این نیست که هر حادثه‌‌ سیاسى در کشور اتّفاق مى‌‌افتد، ما باید حتماً در مجلس روضه آن را با یک گرایش خاصّى ـ حالا یا این طرف، یا آن طرف ـ بیان کنیم و احیاناً با یک چیزهایى هم همراه باشد؛ نه، امّا فکر انقلاب، فکر اسلام، خطّ مبارکى که امام (رضوان الله علیه) در این مملکت ترسیم کردند و باقى گذاشتند، اینها بایستى در مجموعه‌‌ها و مانند اینها حضور داشته باشد.
 
۶) جوانان را در هیئت ها هدایت کنید
 
  شایسته‌‌ترین مجموعه‌‌هایى که می توانند براى امام حسین(ع) عزادارى کنند، واقعاً همین مجاهدین فى‌‌سبیل‌‌الله‌‌اند، همین رزمندگانند، همین جوان ها هستند و شما این را قدر بدانید و این را هدایت کنید؛ هدایت کنید. این می تواند یک چشمه‌‌ خورشید و چشمه‌‌ نورى باشد براى اِشاعه در مغزها و در فکرها و در دل هاى مخاطبین که بتواند اینها را از لحاظ معارف اسلامى و معارف دینى بالا ببرد.
 
۷) در محافل هیئت ها به قرآن و معارف قرآنی اهتمام بورزید  
 
   چقدر خوب است که در محافل هیئت ها، به مسئله‌‌ قرآن ـ قرآن‌‌خوانى و معارف قرآنى ـ اهتمام ورزیده بشود؛ چقدر خوب است که در این نوحه‌‌خوانى‌‌ها، مضامین اسلامى، مضامین انقلابى، مضامین قرآنى گنجانده بشود؛  یک وقت هست که سینه می زنند و صد بار با تعبیرات مختلف مثلاً می گویند «حسین واى»، خب این یک کارى است امّا هیچ فایده‌‌اى ندارد و هیچ چیزى از «حسین واى» انسان نمی فهمد و یاد نمی گیرد. یک وقت هست که شما در همین مطلبى که [عزادار] تکرار می کند و حرفى که [با آن] سینه می‌زند، با زبان نوحه و با زبان شعر، یک مسئله‌‌ روز، یک مسئله‌‌ انقلابى، یک مسئله‌‌ اسلامى، یک معرفت قرآنى را می گنجانید؛ او وقتى تکرار می کند، در ذهن او ملکه می شود؛ این خیلى با ارزش است، کارى است که هیچ‌‌کس دیگر غیر از شما نمی تواند این کار را بکند؛ یعنى هیچ رسانه‌‌اى واقعاً قادر نیست که این‌‌جور معارف الهى را با جسم و جان و فکر و روح و احساس و عقل و مانند اینها آمیخته کند.

هفت نکته اساسی در کلام رهبری درباره هیئت های مذهبی،هیئت زوارالحسین



نوع مطلب : اجتماعی، قیام عاشورا، سخنان بزرگان، هیئت های مذهبی، بزرگان، امر به معروف و نهی از منکر، توصیه وفرمان ها، 
برچسب ها : کلام رهبری، فرمایشات رهبری، هیئت های مذهبی، تذکرات رهبری درباره هیئت های مذهبی،
لینک های مرتبط :

                ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است 

ولایت فقیه به معنای حاکمیت فقیه نیست!

در روزهای شهادت شهید مرتضی مطهری بی‌مناسبت نیست اگر بازخوانی از دیدگاه ایشان نسبت به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه داشته باشیم. آنچه می‌آید گزیده‌ای از سخنان شهیدمطهری درباره جمهوری اسلامی و جایگاه ولایت فقیه است که به صورت پرسش و پاسخ درآمده است.

حاکمیت ملی به چه معناست؟

«حاكمیت ملى یعنى قوه قانونگذارى (در كادر قانون اساسى) و قوه مجریه و قوه قضائیه ناشى از ملت است.» [1]

«جمهورى» مربوط به شكل حكومت است كه البته مستلزم نوعى دموكراسى است یعنى مردم حق حاكمیت دارند.»[2]

«حق حاكمیت به معنى این است كه مردم حق دارند كه سرنوشت خودشان را خودشان در دست بگیرند و این ملازم با این نیست كه مردم خودشان را از گرایش به یك مكتب و ایدئولوژى و از التزام و تعهد به یك مكتب معاف بشمارند.»[3]

حاکمیت ملت منافی با قبول اسلام است؟

«ملت ایران هرگز حق حاكمیت ملى را منافى با قبول اسلام به عنوان یك مكتب و یك قانون اصلى و اساسى كه قوانین مملكت باید با رعایت موازین آن صورت گیرد ندانست و لهذا در متن قانون اساسى ضرورت انطباق با قانون اسلام آمده است.»[4]

منظور از ولایت فقیه، حکومت فقیهان است؟

«تصور مردم امروز از ولایت فقیه این نبوده كه فقها حكومت كنند و دولت را به دست گیرند، بلكه در طول اعصار، تصور مردم از ولایت فقیه این بوده است كه به موجب این كه مردم مسلمانند و وابسته به مكتب اسلامند، صلاحیت هر حاكمى از نظر این كه قابلیت مجرى بودن قوانین ملى اسلامى را داشته باشد باید مورد تأیید و تصویب فقیه قرار گیرد.»[5]
«مسئله ولایت فقیه این نیست كه فقیه خودش در رأس دولت قرار مى‏‌گیرد، خودش مى‏‌خواهد عملا حكومت كند و مجرى باشد.»[6]

 

                                  امام خمینی وولایت فقیه

آیا نظر امام خمینی قدس سره هم نظر شهید مطهری است؟

شهیدمطهری در یکی از یادداشت‌های خود درباره نظر امام می‌نویسد: «لهذا امام در فرمان خود به نخست وزیر دولت موقت مى‏‌نویسد: به موجب حق شرعى (ولایت فقیه) و به موجب رأى اعتمادى كه از طرف اكثریت قاطع ملت، نسبت به من ابراز شده است، من رئیس دولت تعیین مى‏‌كنم.
حق شرعى امام از وابستگى قاطع مردم به اسلام به عنوان یك مكتب و یك ایدئولوژى ناشى مى‏‌شود كه او یك مقام صلاحیت‌دار است كه مى‏‌تواند قابلیت شخصى را از این جهت تشخیص دهد و در حقیقت حق شرعى و ولایت شرعى یعنى مُهر ایدئولوژى مردم كه او رهبر آن مردم است و حق عرفى، همان حق حاكمیت ملى مردم است كه آنها باید فرد مورد تأیید را انتخاب كنند.»[7]

پس نقش فقیه در جمهوری اسلامی چیست؟

«نقش فقیه در یك كشور اسلامى كه ملتزم و متعهد به اسلام است و اسلام را به عنوان یك ایدئولوژى پذیرفته است نقش یك ایدئولوگ‏ است نه نقش یك حاكم. وقتى كه مردم آن ایدئولوژى را پذیرفته‏‌اند قهراً براى ایدئولوگ هم نقشى قائل هستند یعنى اوست كه نظارت مى‏‌كند بر این كه این ایدئولوژى درست اجرا مى‏‌شود یا نه، آیا این شخص كه مى‏‌خواهد رئیس دولت بشود و به عنوان مجرى قانون در كادر اصول این ایدئولوژى حركت كند صلاحیت چنین كارى را از نظر آن ایدئولوژى دارد یا ندارد؟ ولایت فقیه ولایت ایدئولوژیك است و اساسا خود فقیه را مردم انتخاب مى‏‌كنند.»[8]

 

پی‌نوشت:

[1]مجموعه‏ آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏24، ص: 324.

[2] همان، ص:331.

[3] همان، ص: 331.

[4]همان،  ص: 324.

[5]همان، ص: 324.

[6]همان، ص: 333.

[7]همان، ص: 324.

[8]همان، ص: 333.

                             ولایت فقیه-هیئت زوارالحسین(ع)

 



نوع مطلب : مقالات، ولایت فقیه، اجتماعی، 
برچسب ها : ولایت فقیه، حاکمیت، رهبری، ولایت مطلقه، نظام جمهوری اسلامی ایران،
لینک های مرتبط :

امروز محرم است و فردا عاشورا – مقالات عاشورایی – هیئت زوّارالحسین(ع)

امروز محرم است و فردا عاشورا


ما از محرم و عاشورا چه مى دانیم و چه چیزى را به خاطر مى آوریم.
آیا ما از واقعه ى عاشورا چیزى جز طبق هاى زرین نورانى و سیار خیابانى و پرچم و علم، و گاهى نوحه سرایى و طبل و دهل و کرنا تا نیمه هاى شب در خیابانها و معابر عمومى ادامه دارد چیز دیگرى را به خاطر مى آوریم.
آیا شایسته است که فرزند على (ع) را که سالها بخاطر افکار و اندیشه هایش زجر و شکنجه و تبعید، و بى احترامى و توهین، اسارت و شهادت را تحمل نمود، اینگونه بشناسیم.
آیا این نوع شناخت ما از این شخصیت بى نظیر تاریخ، که دنیاى اسارت و دورویى و نیرنگ و تملق و جاه طلبى
را با اسارت زینب (س) و زینبها و شهادت عزیزترین یارانش به دنیاى آزادى و آزادمردى بدل نمود و معلم آزادى و عدالت و ابراز عقیده گردید، توهین و ناسپاسى نیست.
چرا عاشورا را با افکار و اندیشه هاى واقعى حسین (ع) و زینب (س) و على (ع) نشناسیم و عرضه ننماییم.
چرا نمى خواهیم سنتهاى عرفى غلط و تعصباتى را که هر روز و هر سال ما را بسوى تجمل پرستى و ظاهر گرایى سوق مى دهد و افکار و اندیشه هاى نوین قیام عاشورا به زیر خروارها خاکستر مدفون مى کند، کنار بگذاریم تا واقعیت قیام عاشورا محقق و نمایان گردد.
چرا از صاحب نظران تاریخ و تمدن و فرهنگ خلاق و عبرت آموز و عشق برانگیز این واقعه در این راستا تا کنون مدد نجسته ایم.
چرا از صاحبان علم و اندیشه و افکار تاریخى، اجتماعى، سیاسى و فرهنگى و متخصصین در فرهنگ و تاریخچه ى این قیام عظیم و جاودانه بهره نمى بریم و از آنها در این مجالس استفاده نمى کنیم و فقط به طبل و دُهُل و بوق و کرنا اکتفا نموده ایم. که این خود به تنهایى پاسخگوى نیازهاى واقعى نسل جوان ما، در شناخت آن فرهنگ اصیل نخواهد بود. گرچه اینها شاید لازم باشد، امّا هرگز کافى نیست.
آیا تا کنون به این اندیشیده ایم که پیشواى عدالتخواه جهان و فرزندانش بیشترین درد و اندوه و شکنجه ها را از دست کسانى مى کشید که جاى مهر بر پیشانیشان و سجاده بر زانوهایشان حک شده بود. مگر همانها نبودند که حکومت را از على خلع کردند و ۲۵سال سکوت را بر او تحمیل نمودند، مگر آنها نبودند که تا قرآن را بر سر نیزه دیدند، جنگ با معاویه را جنگ با خدا تلقى کردند، مگر آنها که نامه نوشتند و حسین (ع) را دعوت کردند انیس و مونسشان، تسبیح و ذکر و مسجد و محراب نبود، پس چرا پشت به وعده هاى خویش کردند و جوانمردان تاریخ بشریت را با نامردان روزگار نامرد تنها گذاشتند. آیا چیزى غیر از این بود که بعضى به خاطر مصلحت اندیشى، و بیم از دست دادن مقام و موقعیت خویش کنار کشیدند، و برخى نیز بدلیل ناآگاهى از افکار و اندیشه هاى حسین (ع) او را تنها گذاشتند. گروهى نیز که او را سدّ راه خویش در دست یابى به پست و مقام قدرت مى دیدند، مهر سکوت بر چشم و گوش و لبهاى خویش کوفتند تا نه ببینند و نه بشنوند و نه زبان به سخن یارى کنند، چرا که نخواستند به این بیاندیشند که مقامها رفتنى هستند.
پس بیاییم بجاى اینکه فقط بر سر و سینه بکوبیم، افکار و اندیشه هاى این مردان بزرگ را نیز آگاهانه تر و عمیق تر بشناسیم. بیایید از تاریخ، عبرت بگیریم چه بسا که جامعه ما نیز از این طبع و خوى خصلت به دور نمانده و نخواهد ماند.



نوع مطلب : قیام عاشورا، هیئت های مذهبی، بزرگان، ائمه اطهار، مقالات، مقالات عاشورایی، 
برچسب ها : مقالات عاشورایی، قیام عاشورا، قیام امام حسین، نهضت عاشورا، محرم، هیئت های مذهبی، کربلا،
لینک های مرتبط :

عاشورا و امام حسین علیه السّلام در كلام معصومین (ع) – هیئت زوّارالحسین (ع)

عاشورا و امام حسین علیه السّلام در كلام معصومین

1- ییامبراكرم (ص) فرمود: ای مردم، این حسین بن علی است، او را بشناسید؛ قسم به آن كه جانم در دست اوست، او در بهشت است، دوستدانش در بهشت‌اند و دوستداران دوستدارانش نیز در بهشت‌اند.

2- رسول خدا (ص) فرمود: شهادت حسین (ع) حرارتی در دل های مؤمنان افروخته كه تا ابد خاموشی ناپذیر است.

3- امام صادق (ع) فرمود: ای ابوعمار ، درباره حسین بن علی (ع) شعری برایم بسرای. ابوعمار گوید : شعری سرودم و امام گریست؛ به خدا سوگند پی در پی شعر می‌سرودم و آن حضرت می‌گریست، تا این كه صدای گریه از اهل خانه نیز به گوش رسید. سپس به من فرمود : ای ابوعمار، كسی كه شعری برای حسین (ع) بسراید و پنجاه نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت، كسی كه شعری برای حسین (ع) بسراید و سی نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت،كسی كه شعری برای حسین (ع) بسراید و بیست نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت، كسی كه شعری برای حسین (ع) بسراید و ده نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت، كسی كه شعری برای حسین (ع) بسراید و یك نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت، كسی كه شعری برای حسین (ع) بسراید و خود بگرید پاداش بهشت خواهد داشت و كسی كه شعری دربارة حسین (ع) بسراید و خود را به گریه درآورد پاداش بهشت خواهد داشت.

4- امام صادق (ع) فرمود: فاطمه دختر محمد (ع) نزد زائران قبر فرزندش حسین (ع) حضور می‌یابد و برای گناهانشان طلب آمرزش می‌كند.

5- امام صادق (ع) فرمود: خدا لعنت كند كشندة حسین (ع) را، چه قدر یاد شهادت حسین (ع) زندگی را ناگوار می‌سازد! من هیچ گاه آب سردی ننوشیدم، مگر این كه حسین (ع) را یاد كردم؛ و هیچ بنده ای نیست كه آب بنوشد و حسین (ع) را یاد كند و كشنده اش را لعنت فرستد، مگر این كه خداوند صد هزار حسنه برایش می‌نویسد، صد هزار گناه او را پاك می‌سازد، صد هزار درجه او را بالا می‌برد، گویی صد هزار بنده را آزاد كرده است و خداوند در روز قیامت او گشاده رو محشور می‌كند.



نوع مطلب : قیام عاشورا، بزرگان، احادیث و روایات، ائمه اطهار، مقالات، احادیث عاشورایی، 
برچسب ها : احادیث عاشورایی، قیام عاشورا، قیام امام حسین، نهضت کربلا، نهضت حسینی، محرم، هیئت های مذهبی،
لینک های مرتبط :

 تلاطم نظام هستی در شهادت امام حسین (ع) – هیئت زوارالحسین(ع)- مقالات عاشورایی


تلاطم نظام هستی در شهادت امام حسین علیه‌السلام

پیش درآمد

حادثه عاشورا را با توجه به ماهیت و اهداف و پیامدهایش، می‌توان عظیم‌ترین واقعه در نظام هستی برآورد کرد، این بدان روست که قهرمان و شخصیت حادثه، شخصیتی همچون حسین بن علی علیه‌السلام ؛ برترین هدف آن، حفظ اصالت برترین ادیان، و مهم‌ترین پیامد آن بقای اسلام است. چنین حادثه‌ای با این ویژگی‌ها از عصر آدم علیه‌السلام تا بعثت حضرت خاتم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله سابقه نداشته است؛ اسلام که با بعثت نبی گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در عرصه هستی رخ نمود، در بقایش ریزه‌خوار خوان قیام حسینی است.
برای بررسی ابعاد عظمت این قیام، مسیرهای متفاوتی را می‌توان پیمود. اما آنچه اکنون در صدد آنیم، نگاهی است به گزارش‌های مربوط به گریه نظام هستی بر شهادت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام ، به ویژه گریه آسمان. این گزارش‌ها، گوشه‌ای از گزارش‌هایی هستند که بر مجموعه‌ای از تحوّلات و رخدادهای عجیب پس از شهادت امام حسین علیه‌السلام دلالت دارند.
این روایات را هم در منابع روایی و تاریخی شیعه و هم اهل سنّت می‌توان یافت. تعدادی از این خوارق عادات و امور شگفت توسط برخی از امامان شیعه علیهم‌السلام ، همچون امیرالمؤمنین علیه‌السلام ، امام حسن مجتبی علیه‌السلام ، امام سجّاد علیه‌السلام ، امام باقر علیه‌السلام ، امام صادق علیه‌السلام ، امام رضا علیه‌السلام ، امام جواد علیه‌السلام و امام عصر علیه‌السلام نقل شده، و تعدادی نیز از سوی برخی از اصحاب آنان همچون ابوذر، میثم تمّار، ابن عباس و ام سلمه گزارش شده‌اند.

 تلاطم نظام هستی در شهادت امام حسین (ع) – هیئت زوارالحسین(ع)- مقالات عاشورایی



نوع مطلب : مقالات، ائمه اطهار، هیئت های مذهبی، قیام عاشورا، 
برچسب ها : قیام عاشورا، قیام امام حسین، فرهنگ عاشورا، مقالات عاشورایی، محرم، نهضت عاشورا، شهادت امام حسین،
لینک های مرتبط :

محرمی دیگر رسید- هیئت زوارالحسین(ع)


محرم آمد بیا ای دل دوباره تا خیمه آقا


 خبر کن ای دل همین امشب، تمام غمهای عالم را
که غرق خون در افق دیدم، هلال ماه محرم را
سلام ای هلال مه نو رسیده، که غرق غباری و رنگت پریده
مگر تو عزادار ماه تمامی؟ که در خون نشستی و قدت خمیده
آمد، ماه آه و اشک و ماتم / دل را، میسپارم دست این غم
باران، میبارد از دیده هر دم
(مظلوم جانم حسین یا ثارلله)

محرم آمد بیا ای دل، دوباره تا خیمه آقا
صدای هل من معین او، دوباره پیچیده در صحرا
ببند ای دل احرام خون در مُحرّم، که شاید شوی مَحرم راز این غم
پی تشنگی باش و سعی صفا کن، که جوشد دمادم ز هر دیده زمزم
گِرد، این خیمه ها میگردم باز / آقا، دل گشته با داغت دمساز
گاهی، نگاهی هم بر ما انداز
(مولا جانم حسین یابن الزهرا)

دوباره ای دل حکایت کن، ز داغ بی دردی کوفه
حکایت غربت مردی، اسیر نامردی کوفه
می آید صدایش ز دارالاماره، لبش خشک و خونین دلش پاره پاره:
میا کوفه کوفه وفایی ندارد، شده فصل نامردمی ها دوباره
اینان،حرمت مهمان ندارند/ ترسم،چون من تنهایت بگذارند
تشنه، به تیغ و دشنه سپارند
(مولا جانم حسین یابن الزهرا)

                                                       شاعر: محمد مهدی سیار

هیئت زوّارالحسین(ع) ، فرا رسیدن ایام محرّم وسوگواری سیدالشهدا حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را به عموم شیعیان تسلیت عرض نموده واز تمام عزاداران آن حضرت التماس دعا دارد.

محرمی دیگر آمد- هیئت زوارالحسین(ع)- پوستر شهید محمد علی دولت آبادی

محرمی دیگر رسید- هیئت زوارالحسین (ع)



نوع مطلب : قیام عاشورا، مناسبت ها، هیئت های مذهبی، ائمه اطهار، 
برچسب ها : قیام عاشورا، محرمی دیگر رسید، محرم آمد، پوسترشهیدمحمدعلی دولت آبادی، ایام سوگواری، دهه محرم، امام حسین،
لینک های مرتبط :
هقته نیروی انتظامی به محضر خانواده معظم 14000 شهید نیروی انتظامی و خانواده بزرگ ناجا، این سبزپوشان عرصه نظم وامنیت وملت شریف ایران تبریک عرض مینمائیم.

هفته نیروی انتظامی،پوسترشهید محمد علی دولت آبادی

هفته نیروی انتظامی، پوستر شهید محمد علی دولت آبادی


نوع مطلب : گسترش فرهنگ ایثار وشهادت، شهید محمد علی دولت آبادی، یاد و خاطره شهدا، شهدا، 
برچسب ها : هفته نیروی انتظامی، ناجا، فاتب، پلیس110، فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، شهدای نظم وامنیت، پوسترشهیدمحمدعلی دولت آبادی،
لینک های مرتبط :
                   مراسم جشن عید غدیر مراسم هیئت زوّارالحسین(ع) در حسینیه شهید دولت آبادی

همزمان با عید سعید غدیر وهمگام با مردم سراسر ایران ،هیئت فاطمیون وهیئت زوارالحسین (ع) مراسم سالروز عید غدیر را با سخنرانی استاد گلیان ومداحی برداران ابوذر نظری و مجتبی کاشانی برگزار نمودند.

این مراسم که در محل حسینیه شهید دولت آبادی برگزار گردید با سخنرانی استاد گلیان درباب فضائل اخلاقی امیرالمومنین حضرت علی (ع) ویاران باوفایش ولزوم پایبندی به ولایت در عصر حاضر آغاز گردید وبا مداحی برادران  ابوذر نظری ومجتبی کاشانی ادامه یافت.

 مراسم جشن عید غدیر مراسم هیئت زوّارالحسین(ع) در حسینیه شهید دولت آبادی

 مراسم جشن عید غدیر مراسم هیئت زوّارالحسین(ع) در حسینیه شهید دولت آبادی

 مراسم جشن عید غدیر مراسم هیئت زوّارالحسین(ع) در حسینیه شهید دولت آبادی

 مراسم جشن عید غدیر مراسم هیئت زوّارالحسین(ع) در حسینیه شهید دولت آبادی

 



نوع مطلب : مناسبت ها، مراسم ها، هیئت های مذهبی، هیئت زوّارالحسین (ع)، جلسات و مراسم های هیئت زوّارالحسین(ع)، 
برچسب ها : هیئت های مذهبی، هیئت زوارالحسین، قیام عاشورا، ماسم ها، عیدغدیر، جلسات هیئت، امیرالمومنین،
لینک های مرتبط : هیئت زوّارالحسین(ع)،

پوستر شهید والامقام: محمّد رضا علی گلیان

برروی سنگ مزار شهید محمد رضا علی گلیان شعری نوشته :دلم خواهد شهیدی سرخ و گلکون .....شهید شاهدی بریان بمیرم . دوستش می گوید 4 روز بعد از شهادتش وقتی خواستیم پیکر پاک شهید را به عقب بر گردانیم  پیکرش سوخته و بریان شده بود و این نشان دهنده آن بود که ایشان میخواست با اخلاص در درگاه خدا حاضر شود و با تمام وجود.

 گوشه ای ازفضائل وخصوصیات اخلاقی ومعرفتی شهید محمد رضا گلیان درجبهه

خصایصی که اینجا از شهید والامقام بازگو میشود به نقل از همرزم شهید محمد رضا علی گلیان، برادر جانباز بیژن قمری فرزند مهندس شهید قمری میباشد.

برادر جانباز قمری که یکی از رزمندگان دفاع مقدس و هم رزم شهید علی گلیان است برای برادر شهید اینگونه تعریف می کرد: محمد رضا در منطقه جنگی قبل از عملیات در اردوگاه دز کنار سد دز اندیمشک بسیار به بسیجی ها کمک میکرد گاهی پوتین های آنها را واکس می زد .ایشان موقع سفره انداختن و غذا پخش کردن بیشترین کمک را میکرد و موقع خواب هر زمان که مطمئن میگردید همه همرزمانش خواب هستند از کنار چادر خود دور می شد و در یک مکان خلوت قبری حفر کرده و ساعت ها در تاریکی شب در قبر تنهای تنها بدون ترس می خوابید و زمان نزدیکی نماز صبح نماز شب خود و نماز صبح را  خوانده و به چادر اردوگاه برپازمی گشت و اعتقاد داشت خوابیدن در قبر در دل شب دل او را صیقل داده و با صفا خدا را می پرستد.ایشان به امام خمینی (ره) بی نهایت  علاقمند بود و همیشه  آرزوی  سلامتی امام را می کرد و برای ایشان دعا می خواند متخلق به اخلاق الهی بود و هرگز حرف لغو و یا شوخی لغو از او دیده نشد .

در هنگام عملیات وقتی من (قمری) مجروح شدم ، مراکول کرده و مسافت زیادی به عقب آورد بعد خودش به جلو برای در گیری با عراقی  ها رفت و آنقدر دلاورانه جنگید تا شهید راه حق شد (به آنچه استحقاق و آرزویش را داشت رسید).او هرگز از هیچ چیز غیر از خدا نمی ترسید حتی صدای صوت خمپاره  ها هم برایش عادی شده بود حدود 4 روز پیکرش بعد از شهادت در منطقه زیر بارش خمپاره ها ماند و وقتی رفتند ایشان و بقیه شهدا را بیاورند پیکر پاک و مطهرش کاملا سوخته بود مگر می شود او از خدا خود را سوخته بخواهد و خدا استجابت نکند.

 

در باب سوختن شهید:

بر روی سنگ مزار شهید شعری نوشته به اینصورت:

دلم خواهد شهیدی سرخ و گلکون.... شهید شاهدی بریان بمیرم

دوستش می گوید 4 روز بعد از شهادتش وقتی خواستیم پیکر پاک شهید را به عقب بر گردانیم  پیکرش سوخته و بریان شده بود و این نشان دهنده آن بود که ایشان میخواست با اخلاص وبا تمام وجود در درگاه خدا حاضر شود ودر نهایت به آنچه آر زوی دیرینه اش بود رسید.

واین است تفاوت ما با آنان:

ما سینه زدیم بی صدا باریدند

از هر چه که دم زدیم آنان دیدند

ما مدعیان صف اول بودیم

ازآخر مجلس شهدا را چیدند

شهید علی گلیان متولد 1364 و تاریخ شهادت 24/10/1365 عملیات کربلای 5 شلمچه

مزار شهید بهشت زهرا قطعه 29 ردیف 24 و سنگ شماره 1

                                                         روحش شاد

 پوستر شهید والامقام محمد رضا علی گلیان



نوع مطلب : گسترش فرهنگ ایثار وشهادت، یاد و خاطره شهدا، شهدا، 
برچسب ها : شهیدمحمدرضا علی گلیان، گسترش فرهنگ ایثاروشهادت، خاطرات شهدا، شهیدان، شهدا،
لینک های مرتبط :

عید غدیر، عید آغاز ولایت بر عموم شیعیان ودلباختگان اهل بیت (ع) مبارک باد

 

شبی در محفلی ذکر علی بود           شنیدم عاشقی مستانه فرمود 

اگر  آتش به  زیر پوست   داری           نسوزی گر علی را دوست داری

عید غدیر

 

 

نام علی : عدالت — راه علی : سعادت — عشق علی : شهادت — ذکر علی : عبادت — عید علی : مبارک

 

عیدغدیر

 

 

نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد
ناشر حکم ولایت به ولی می نازد

گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی

عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد 

 

عید غدیر


عید غدیر



نوع مطلب : مناسبت ها، بزرگان، ائمه اطهار، 
برچسب ها : عیدغدیر، امیرالمومنین، امام علی، ولایت، غدیرخم،
لینک های مرتبط :

امتیازات نظام ولایت فقیه

 

امتیازات نظام ولایت فقیه

ضرورت دارد كه با مقایسه نظام اسلامی كشورمان با سایر نظامهای دموكراتیك جهان كه امروزه به عنوان پیشرفته ترین نظامهای حكومتی شناخته می شوند، امتیازات نظام اسلامی را بر سایر نظامها بر شماریم:
الف ـ انسجام درونی
اولین امتیازی كه نظام ما بر سایر نظامها دارد، انسجام درونی آن است. گفتیم كه در همه نظامهای دموكراتیك، شاخص اصلیِ پیشرفته و دموكراتیك بودن را تفكیك قوا از یكدیگر و عدم دخالت قوا در یكدیگر معرفی می كنند. ما به گوشه ای از تعارضهای درونی آن نظامها اشاره كردیم و گفتیم با این كه بنابراین است كه هیچ یك از قوا در دیگری دخالت نكند، اما عملاً نظامی را سراغ نداریم كه در آن، قوا كاملاً از همدیگر مستقل باشند و در یكدیگر دخالت نكنند و قانون تا حدی به قوا اجازه دخالت در یكدیگر را نداده باشد گذشته از دخالت های غیر قانونی و تخلفات و اعمال فشارهایی كه برخی از قوا دارند. عملاً مشاهده می كنیم كه قدرت در اختیار یك قوه قرار می گیرد و آن قوه با استفاده از قدرت و امكانات گسترده ای كه جهت پشتیبانی همه قوا در اختیار دارد، بر دیگران فشار وارد می سازد. وقتی قوای نظامی و انتظامی، امكانات مالی و اقتصادی و بودجه یك مملكت در اختیار قوه مجریه قرار گیرد، عملاً همه اهرمهای فشار در اختیار یك قوه قرار گرفته است و هر وقت رئیس قوه مجریه بخواهد می تواند از قدرت خود سوء استفاده كند.



نوع مطلب : اجتماعی، ولایت فقیه، مقالات، 
برچسب ها : نظام جمهوری اسلامی ایران، ولایت فقیه، ولایت مطلقه فقیه، امتیازات نظام ولایت فقیه،
لینک های مرتبط :
ولایت فقیه از دیدگاه استادمطهری

ولایت فقیه از دیدگاه استاد مطهری

بحث مهم ولایت فقیه و تبیین مسایل تئوریک آن از جمله مسایل مهم فلسفه سیاسی در اسلام می باشد که هرچند در مورد آن تالیفات و تحقیقات فراوانی انجام شده، اما راه طی نشده در فرایند تحلیلی آن بسیار است.این مقاله کوششی در همین راستاست.
استاد شهید مرتضی مطهری، معلمی بزرگوار بود که با شمع هدایت خویش سرچشمه های تحریف را بیش از هرکس دیگری تشخیص می داد و به مقابله با آن می پرداخت،غافل از این که گفتار خود او نیز ممکن است زمانی گرفتار حریق تحریف شود و تاویل های ناتمام وبعضا ناصواب، بیان موجز او را در مبحثی چون ولایت فقیه تهدید نماید.آن چه تاکنون ابزار تحلیل تئوری ولایت فقیه از دیدگاه استاد مطهری قرار گرفته است ناشی از تمرکز نظریه پردازان بر سه مسأله حقوق طبیعی،انتخاب مردمی و محدوده زمانی بوده است که منجر به برداشت رایجی از نظر استاد تحت عنوان،ولایت انتخابی مقیده فقیه گشته است.
این گفتار قصد دارد با نگاهی گذرا بر دو مساله اول،میزان صحت و سقم نظریه فوق را در مورد رهبری و موقتی بودن آن مورد ارزیابی قرار دهد.برای این منظور به شکل مختصر از این حق طبیعی آغاز می کنیم.
1-استاد مطهری در سیری در نهج البلاغه طبق منطق این کتاب حقوق را متقابل می داند و معتقد است از جمله حقوق الهی حقوقی است که مردم بر مردم دارند و هر حقی وظیفه ای ایجاد می کند،بزرگ ترین این حقوق متقابل،حقوق مردم بر حکومت و حکومت بر مردم است و وقتی حق در جامعه حاکم شد ارکان دین قوام می یابد «1» .از نظر ایشان بشر احتیاجاتی فراتر از آب و نان هم دارد و عوامل روانی نیز هست که در جلب رضایت انسان شرط است و اعتراف حکومت به حقوق واقعی مردم و احتراز از هر نوع عمل که مشعر بر نفی حاکمیت آن ها باشد از شرایط اولیه جلب رضا و اطمینان آنان است. «2» این بحث در کتاب«نظام حقوق زن در اسلام»از نقطه نظر ابتدایی تری مورد توجه واقع می شود و با مساله آفرینش گره می خورد که براساس آن،هر استعداد طبیعی یک سند طبیعی برای یک حق طبیعی است و چون انسان موجودی مدنی الطبع است،افراد بشر از حقوق طبیعی مشابه و مساوی در اجتماع مدنی برخوردارند و مطالعه در احوال طبیعت انسان ها روشن می کند، افراد بشر هیچ کدام طبیعتا رییس و مرئوس و مطیع و مطاع،آفریده نشده اند و تفاوت آن ها در حقوق اکتسابی است. «3»



نوع مطلب : اجتماعی، بزرگان، ولایت فقیه، مقالات، 
برچسب ها : ولایت فقیه، ولایت مطلقه فقیه، دیدگاه شهیدمطهری، ولی فقیه، نظام ولایت فقیه، نظام جمهوری اسلامی ایران، پوسترشهیدمحمدعلی دولت آبادی،
لینک های مرتبط :

عفاف وحجاب،حجاب قانون فردی یا اجتماعی

حجاب اسلامی قانون فردی یا اجتماعی؟

 

آیا اجرای قوانین، اعم از الهی و بشری می توانند الزامی و اجباری باشند؟ آیا حکومت می تواند مردم را مجبور به رعایت قانونی خاص نمایند؟ و آیا در حکومت و جامعه اسلامی الزام و اجبار با آیه شریفه «لا اکراه فی الدین»[1] منافاتی ندارد؟
در ابتدای بحث تذکر این نکته لازم است که ما در این نوشتار تنها به مسأله حجاب به عنوان یکی  از مصادیق احکام شرعی، که بیشتر مورد سؤال قرار می گیرد، اشاره می کنیم؛ هر چند  آنچه بیان می شود اختصاص به حجاب ندارد و در در همه احکام الهی ساری و جاری خواهد بود.
در امر حجاب سه حوزه ی متفاوت وجود دارد که عدم تفکیک بین این سه حوزه باعث ایجاد شبهه شده است. آن سه حوزه عبارتند از :

1. حوزۀ اندیشه و تفکر:

گاه با توجه به فواید عقلائی و تجربی پوشش  برای زنان و آثار و پیامدهای منفی برهنگی؛ حجاب اسلامی به عنوان یک تفکر و اندیشه برتر مطرح می شود؛ در این حوزه که حوزه تفکر و اندیشه است اجبار راه ندارد و نمی توان کسی را مجبور به پذیرش اندیشه ای خاص کرد مگر اینکه خود شخص نسبت به درستی و برتری اندیشه ای خاص به یقین برسد.

 

 



نوع مطلب : اجتماعی، عفاف و حجاب، مقالات، 
برچسب ها : عفاف، حجاب، محجبه، حجاب اسلامی، پوشش اسلامی، پوشش برتر،
لینک های مرتبط :

                ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است 

ولایت فقیه به معنای حاکمیت فقیه نیست!

در روزهای شهادت شهید مرتضی مطهری بی‌مناسبت نیست اگر بازخوانی از دیدگاه ایشان نسبت به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه داشته باشیم. آنچه می‌آید گزیده‌ای از سخنان شهیدمطهری درباره جمهوری اسلامی و جایگاه ولایت فقیه است که به صورت پرسش و پاسخ درآمده است.

حاکمیت ملی به چه معناست؟

«حاكمیت ملى یعنى قوه قانونگذارى (در كادر قانون اساسى) و قوه مجریه و قوه قضائیه ناشى از ملت است.» [1]

«جمهورى» مربوط به شكل حكومت است كه البته مستلزم نوعى دموكراسى است یعنى مردم حق حاكمیت دارند.»[2]

«حق حاكمیت به معنى این است كه مردم حق دارند كه سرنوشت خودشان را خودشان در دست بگیرند و این ملازم با این نیست كه مردم خودشان را از گرایش به یك مكتب و ایدئولوژى و از التزام و تعهد به یك مكتب معاف بشمارند.»[3]

حاکمیت ملت منافی با قبول اسلام است؟

«ملت ایران هرگز حق حاكمیت ملى را منافى با قبول اسلام به عنوان یك مكتب و یك قانون اصلى و اساسى كه قوانین مملكت باید با رعایت موازین آن صورت گیرد ندانست و لهذا در متن قانون اساسى ضرورت انطباق با قانون اسلام آمده است.»[4]

منظور از ولایت فقیه، حکومت فقیهان است؟

«تصور مردم امروز از ولایت فقیه این نبوده كه فقها حكومت كنند و دولت را به دست گیرند، بلكه در طول اعصار، تصور مردم از ولایت فقیه این بوده است كه به موجب این كه مردم مسلمانند و وابسته به مكتب اسلامند، صلاحیت هر حاكمى از نظر این كه قابلیت مجرى بودن قوانین ملى اسلامى را داشته باشد باید مورد تأیید و تصویب فقیه قرار گیرد.»[5]
«مسئله ولایت فقیه این نیست كه فقیه خودش در رأس دولت قرار مى‏‌گیرد، خودش مى‏‌خواهد عملا حكومت كند و مجرى باشد.»[6]

 

                                  امام خمینی وولایت فقیه

آیا نظر امام خمینی قدس سره هم نظر شهید مطهری است؟

شهیدمطهری در یکی از یادداشت‌های خود درباره نظر امام می‌نویسد: «لهذا امام در فرمان خود به نخست وزیر دولت موقت مى‏‌نویسد: به موجب حق شرعى (ولایت فقیه) و به موجب رأى اعتمادى كه از طرف اكثریت قاطع ملت، نسبت به من ابراز شده است، من رئیس دولت تعیین مى‏‌كنم.
حق شرعى امام از وابستگى قاطع مردم به اسلام به عنوان یك مكتب و یك ایدئولوژى ناشى مى‏‌شود كه او یك مقام صلاحیت‌دار است كه مى‏‌تواند قابلیت شخصى را از این جهت تشخیص دهد و در حقیقت حق شرعى و ولایت شرعى یعنى مُهر ایدئولوژى مردم كه او رهبر آن مردم است و حق عرفى، همان حق حاكمیت ملى مردم است كه آنها باید فرد مورد تأیید را انتخاب كنند.»[7]

پس نقش فقیه در جمهوری اسلامی چیست؟

«نقش فقیه در یك كشور اسلامى كه ملتزم و متعهد به اسلام است و اسلام را به عنوان یك ایدئولوژى پذیرفته است نقش یك ایدئولوگ‏ است نه نقش یك حاكم. وقتى كه مردم آن ایدئولوژى را پذیرفته‏‌اند قهراً براى ایدئولوگ هم نقشى قائل هستند یعنى اوست كه نظارت مى‏‌كند بر این كه این ایدئولوژى درست اجرا مى‏‌شود یا نه، آیا این شخص كه مى‏‌خواهد رئیس دولت بشود و به عنوان مجرى قانون در كادر اصول این ایدئولوژى حركت كند صلاحیت چنین كارى را از نظر آن ایدئولوژى دارد یا ندارد؟ ولایت فقیه ولایت ایدئولوژیك است و اساسا خود فقیه را مردم انتخاب مى‏‌كنند.»[8]

 

پی‌نوشت:

[1]مجموعه‏ آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏24، ص: 324.

[2] همان، ص:331.

[3] همان، ص: 331.

[4]همان،  ص: 324.

[5]همان، ص: 324.

[6]همان، ص: 333.

[7]همان، ص: 324.

[8]همان، ص: 333.

                             ولایت فقیه

 



نوع مطلب : بزرگان، ولایت فقیه، مقالات، 
برچسب ها : ولایت فقیه، ولایت مطلقه فقیه، ولایت فقیه ولایت حاکمیت فقیه نیست، چراولایت فقیه،
لینک های مرتبط :

آثار انتظار ظهور مهدی(عج)، پوستر شهید محمد علی دولت آبادی

آثار انتظار ظهور مهدی (عج)


بعضی از ناآگاهان چنین پنداشته‏اند كه انتظار ظهور مهدی (ع) ممكن است سبب ركود و عقب ماندگی یا فرار از زیر بار مسؤولیتها و تسلیم در برابر ظلم و ستم گردد، چرا كه اعتقاد به این ظهور بزرگ مفهومش قطع امید است از اصلاح جهان قبل از او حتی كمك كردن به گسترش ظلم و فساد است تا زمینه ظهور آن حضرت فراهم گردد.این سخنی است كه سالهاست بر سرزبان مخالفان و منكران قیام مهدی (ع) است و ابن خلدون به آن اشاره كرده است، درحالی كه مطلب كاملا برعكس است و انتظار این ظهور بزرگ آثار بسیار سازنده‏ای دارد كه در ذیل به طور فشرده می‏آوریم تا معلوم شود آنها كه چنین قضاوت كرده‏اند قضات عجولانه و حساب نشده‏ای است در برابر مساله‏ای كه هم در قرآن مجید به آن شاره شده و هم در احادیث متواتره كه در كتب معروف اهل سنت و منابع مشهور شیعه آمده با صراحت مطرح شده است.

حقیقت انتظار و آثار سازنده آن
سخن در این بود كه آیا ایمان به ظهور مهدی (ع) با آن برنامه جهانیش كه عالم را پر از عدل و داد می‏كند و ریشه‏های ظلم و ستم را قطع می‏نماید اثر سازنده تربیتی دارد یا آثار منفی؟آیا ایمان به چنین ظهوری انسان را چنان در افكار رؤیایی فرو می‏برد كه از وضع موجود خود غافل می‏گردد و تسلیم هرگونه شرایط می‏كند؟و یا این كه به راستی این عقیده یك نوع دعوت به قیام و سازندگی فرد و اجتماع است؟آیا ایجاد تحرك می‏كند یا ركود؟آیا مسئولیت آفرین است یا مایه فرار از زیر بار مسئولیتها؟وبالاخره آیامخدر است یا بیدار كننده؟ولی قبل از توضیح و بررسی این سؤالات توجه به یك نكته كاملاً ضروری است و آن این كه سازنده‏ترین دستورات و عالیترین مفاهیم هرگاه بدست افراد نا وارد یا نالایق یا سوء استفاده چی بیفتد ممكن است چنان مسخ شود كه درست نتیجه‏ای بر خلاف هدفی اصلی بدهد و در مسیری بر ضد آن حركت كند و این نمونه‏های بسیار دارد و مسئله «انتظار» بطوری كه خواهیم دید در ردیف همین مسائل است.بهر حال برای رهایی از هر گونه اشتباه در محاسبه در این گونه مباحث باید به اصطلاح آب را از سرجشمه گرفت تا آلودگیهای احتمالی نهرها و كانالهای میان راه در آن اثر نگذارد.یعنی ما در بحث انتظار مستقیما به سراغ اصلی اسلامی رفته و لحن گوناگون روایاتی راكه روی مسئله انتظار تاكید می‏كند مورد بررسی قرار می‏دهیم تا از هدف اصلی آگاه شویم.اكنون با دقت با این چند روایت توجه كنید:1- كسی از امام صادق (ع) پرسید: چه می‏گوئید درباره كسی كه دارای ولایت پیشوایان است و انتظار ظهور حكومت حق را می‏كشد و در این حال از دنیا می‏رود؟امام (ع) درپاسخ فرمود: هو بمنزله من كان مع القائم فی فسطاطه - ثم سكت هنیئه - ثم قال هو كمن كان مع رسول الله:«او همانند كسی است كه با رهبر این انقلاب در خیمه او(ستاد ارتش او) بوده باشد - سپس كمی سكوت كرد - و فرمود مانند كسی است كه با پیامبر اسلام (ص) در «مبارزاتش» همراه بوده است». عین این مضمون در روایات زیادی با تعبیرات مختلفی نقل شده است.2- در بعضی «بمنزله الضارب بسیفه فی سبیل الله»:«همانند شمشیر زنی در راه خدا».


نوع مطلب : بزرگان، ائمه اطهار، مهدویت، مقالات، 
برچسب ها : انتظار، امام زمان، مهدی موعود، ولیعصر، فرج آقا، انتظارفرج، پوسترشهیدمحمدعلی دولت آبادی،
لینک های مرتبط :
عزت و افتخار حسینی در قیام امام خمینی(ره)
عزت و افتخار حسینی در قیام امام خمینی(ره)

حضرت امام راحل تمامی گفتار و افعال خویش را با معیارهای اسلامی تطبیق می‌داد و تلاش می‌کرد آموزه‌های الهی کتاب و سنت را به طور دقیق بکار گیرد.جهت‌گیری جنبش سیاسی ـ اجتماعی خود را همسوی با اهداف و خط‌مشی حضرت سیدالشهدا قرار داده بود و از روش ایشان الگو می‌گرفت.

در میان موضوعات و مسایل تاریخ اسلام واقعه عاشورای سال شصت و یک هجری از اهمیت فراوانی برخوردار است و علمای اسلام شناس درباره آن بسیار بحث کرده‌اند. با این وجود، حضرت امام خمینی(ره) از زاویه‌ای جدید به این حادثه نگریست و در حرکت و جنبش انقلابی خود از آن الهام گرفت. قیام امام حسین(ع) جریانی بود که حکومت ظلم و جور زمان را به چالش کشید و با آن سازش و مدار نکرد و این استراتژی امام تا آنجا ادامه یافت که حتی منجر به شهادت ایشان و یاران وفادارش در کربلا گردید.

حضرت امام راحل نیز که تمامی گفتار و افعال خویش را با معیارهای اسلامی تطبیق می‌داد و تلاش می‌کرد آموزه‌های الهی کتاب و سنت را به طور دقیق بکار گیرد. جهت‌گیری جنبش سیاسی ـ اجتماعی خود را همسوی با اهداف و خط‌مشی حضرت سیدالشهدا قرار داده بود و از روش ایشان الگو می‌گرفت. این مظلب در موارد زیادی در بیانات و سخنرانی‌های امام راحل به چشم می‌خورد که فرموده‌اند:

«واقعه عظیم عاشورا از 61 هجری تا خرداد 61 و از آن تا قیام عالمی بقیه‌الله ارواحنا لمقدمه الفدا در هر مقطع انقلاب‌ساز است» و «انقلاب اسلامی ایران پرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است»

بر این اساس در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی امام خمینی به تداوم «استراتژی حسینی» قائل بودند و همواره مردم را به مقاومت و پایداری در برابر فشارها و تهاجمات زیاده‌طلبان و مستکبران عالم دعوت می‌کردند:

«این کشور ما که قیام کرد از اول هم که قیام کرد جمهوری اسلامی و استقلال کامل و نه شرقی و نه غربی را اعلام به دنیا کرد و از اول اعلام کرد به دنیا که ما نه تحت حمایت آمریکا و نه تحت حمایت شوروی و نه تحت حمایت هیچ قدرتی نیستیم. مایلم و تحت عنایت خدای تبارک و تعالی و پرچم توحید که همان پرچم امام حسین(ع) است. وقتی این اعلام را شما به دنیا کردید و معلوم است پشت سر این اعلام دنیا بر ضد شما خواهندقیام کرد. از اول باید توجه به این معنا بکنید که ما همانطوری که سیدالشهدا در مقابل آن همه جمعیت و آن همه اسلحه‌ای که آنها داشتند قیام کرد تا شهید شد. ما همین‌طور ما هم برای شهادت حاضریم.»

مقاومت انقلاب در مقابل تهدیدات گوناگون دولتمردان آمریکا و تحمل جنگ هشت‌ ساله باتکیه بر چنین روحیه و تفکری صورت پذیرفت. در یک طرح آماری که در چند سال پیش از این در بنیاد شهید انجم شد طی آن هفتاد هزار وصیت‌نامه شهدای جنگ تحمیلی مورد ارزیابی و بررسی محتوایی قرار گرفت. مشخص گردید که بیشترین تأکید و توجه شهدا پس از موضوع امام خمینی و ولایت فقیه و حفظ آنها بر روی «حادثه کربلا» و« امام حسین(ع)» و سایر شهدای این واقعه بوده است. در حقیقت انگیزه‌ای که جوانان ما را به مقاومت و مجاهده در مقابل دشمنان واداشت. همان انگیزه الهی و اسلامی و حقیقت‌‌طلبی و ظلم‌ستیزی امام حسین(ع) بود.

از اینروست که حضرت امام بارها هشدار داده‌اند که: «عاشورا را زنده نگه دارید که با زنده نگاه داشتن عاشورا کشور شما عیب نخواهد بود.»

«اگر قیام حضرت سیدالشهدا سلام‌الله علیه نبود امروز هم با نمی‌توانستیم پیروز شویم.»

حرکتی که امام حسین(ع) در راه‌اندازی آن نقش اصلی به عهده داشت. سمبل و نماد کاملی از ظلم‌ستیزی و جریان‌سازی در جهت احیای ارزش‌های اسلامی بود. در واقع، آن حضرت با برجسته‌ترین خیزش انحرافی و التقاطی که از صدر اسلام تا آن زمان بی‌نظیر بود به مبارزه پرداخت و قاطعانه در برابر امویان ایستادگی نمود.

امام خمینی(ره) درخصوص ریشه‌یابی قیام امام حسین(ع) اظهار کرده‌اند:

«شهادت سیدالشهدا به اسلام هیچ لطمه‌ ای وارد نیاورد. اسلام را جلو برد. اگر نبود شهادت ایشان، معاویه و پدرش اسلام را یک‌جور دیگری در دنیا جلوه داده بودند. به اسم خلیفه‌رسول‌الله با رفتن در مسجد اقامه جمعه و جماعات و امام جمعه بودن. اسم، اسم خلافت رسول‌الله و حکومت، حکومت اسلام ولی محتوا برخلاف اسلام نه حکومت حکومت اسلامی بو به حسب محتوا و نه حاکم، حاکم اسلامی»

این چنین بود که نهضت حسینی زمینه لازم برای زوال و تلاشی امویان را فراهم ساخت و اسلام نیمه‌جانی که اندک‌اندک به مرگ نزدیک می‌شد. با خون حسین‌(ع) و شهیدان کربلا حیات دیگری یافت.

به راستی، آنچه که از حقایق اسلام امروز در دست ماست، مرهون قیام سیدالشهدا است و همان‌گونه که امام عزیزمان فرموده‌اند: «محرم و صفر است که اسلام را نگه داشته است» امروز نیز که د رسال عزت و افتخار حسینی قرار داریم، بر ماست که سیره حسینی را در گفتار و رفتار خود تحقق ببخشیم و جامعه اسلامی را سرشار از روحیه شهادت‌طلبی و ایثار و جانبازی در راه آرمان‌ها و اصول اسلامی نماییم. اگر رمز تداوم انقلاب اسلامی و ارزش‌های معنوی آن، همان رمز پیروزی آن است، مسلم است که جز توسل به مکتب پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت ایشان(ع) هیچ راهی ما را به سرمنزل مقصود نخواهد رسانید.



نوع مطلب : قیام عاشورا، سخنان بزرگان، بزرگان، ولایت فقیه، مقالات، مقالات عاشورایی، 
برچسب ها : عزت وافتخارحسینی، سخنان امام خمینی، فرمایشات ولایت فقیه، قیام عاشورا، قیام امام حسین،
لینک های مرتبط :
محمد (ص) و مکتبش

در این نوشته قصد ورود به جزئیات زندگی پیامبر اکرم(ص) را نداریم؛ آن مبحثی است که مجالی فراخ می‌طلبد. فقط می‌خواهیم به بیان حقیقتی دردناک و ضرورت‌هایی بپردازیم که شرایط جدید جهان به ما دیکته می‌کند. امروز پیامبر اکرم(ص) مورد هجوم و حمله‌های جدیدی واقع می‌شود که برای دفع آنها نیاز به یک الهیات فعال، مبتکرانه، پویا، نواندیش، بازسازی شده و احیاگرانه داریم. این البته بحثی دراز دامن و بسیار گسترده و فنی است که نیاز به تشریح مفصل دارد اما در اینجا تنها به اشاراتی بسنده می‌کنیم، باشد که راه‌گشای اندیشمندان فرزانه و اهل درد باشد.


زندگی پیامبر اکرم(ص) دارای ابعاد گوناگونی است و می‌توان از دیدگاه‌های مختلف فقهی، کلامی، تاریخی، قرآنی، عرفانی، سیاسی و اجتماعی، اخلاقی و تربیتی به آن نگریست. تاکنون کتاب‌های بسیاری در این زمینه‌ها نگاشته شده است.

سخن در ضرورت رویکرد کلامی به سیره پیامبر اکرم(ص) است. در این نوشتار کوتاه نمی‌توان به بحثی گسترده و فنی در باب ارزیابی این آثار و نقد و داوری راجع به آنها پرداخت. به همین سبب تنها به ذکر نکاتی در مورد سیره پیامبر(ص) و بایسته‌های تحقیق در روزگار ما می‌پردازیم. در روزگار ما و در ادامه نوشته‌های قرون وسطی، ردّیه نویسی‌های خصمانه و تعصب آلود علیه پیامبر اسلام(ص) همچنان ادامه دارد و ابعاد تازه‌ای نیز یافته است. حجم ادبیات و آثار توهین‌آمیز در قالب رمان، فیلم و کاریکاتور بسیار افزایش یافته است. در کنار این جریان دشمن صفتانه، کارهای تحقیقی جدید، سالم و منصفانه نیز افزایش یافته و توجه جدیدی به شخصیت ایشان شده است. نویسندگان و متفکرانی مثل آنه ماری شیمل، کارن آرمسترانگ، مارتین لینگز، تور آندرا، ماکسیم ردنسون، کنث کراگ، هانس کونگ و مونتگمری وات با همه کاستی‌هایی که در آثارشان راه یافته کوشیده‌اند نگاه همدلانه‌تر و منصفانه‌تری نسبت به پیامبر اکرم(ص) داشته باشند که به طور قطع با آنچه در قرون وسطی وجود داشت تفاوت‌های اساسی دارد. سخنان دل آزار پاپ مستعفی در دانشگاه رگنسبورگ هنوز از یاد نرفته است و داوری‌های پر خطای کسانی مثل ریچارد بل، وات، لامّنس، موئیر مشام جان را می‌آزارد که سخنان سخیف کسانی مانند ابن ورّاق و رابرت اسپنسر نیز بر اوراق سیاه دفتر دشمنی‌ها افزوده شده است.


نوع مطلب : سخنان بزرگان، بزرگان، ائمه اطهار، مقالات، 
برچسب ها : حضرت محمد، حضرت محمد ومکتبش، دین مبین اسلام، نبی اکرم، خاتم الانبیا، آخرین فرستاده،
لینک های مرتبط :
مقاله شهید وشهادت، پوستر شهید محمد علی دولت آبادی
مقاله ای درباره شهید وشهادت

شهید و شهادت


شهادت مرگی است، انتخاب شده، مرگی که انسان به سوی آن می‌رود نه آنکه به سوی انسان بیاید و اهمیت و ارزش شهید و شهادت نیز از همین جا سرچشمه می‌گیرد.
    اگر چه گفته می‌شود شیعه اگر در بستر هم بمیرد، شهید است، اما شهادت درجاتی دارد که عالی‌ترینش جهاد در راه خداست.
    ماده اصلی «شهادت» معنی حضور را می‌رساند، از این رو شهادت و گواهی در کارها و اعمال نیز به همین ملاحظه از این ماده مشتق گردیده است؛ ولی شهید در چه صحنه‌ای حضور دارد؟ آیا هنگامی که می‌خواهد این دنیا را ترک گوید شاهد و ناظر فرشتگان است؟ آیا شاهد و ناظر نعمت‌هایی است که خداوند به او عنایت می‌کند و او از همان آغاز مرگ آنها را مشاهده می‌نماید؟ - چنانچه در روایات متعددی آمده است – آیا حضورش در پیشگاه خداست که هرگز فناپذیرو نابودشدنی نیست؟ و یا …
    باری، هر معنایی که داشته باشد، این مفهوم را می‌رساند که شهید مرگ ویژه‌ای دارد، سوای مرگ‌های دیگر.
    نخستین بار کلمه «شهید» را پیامبر اکرم(ص) بر افرادی که در راه خدا کشته می‌شوند اطلاق کرده است. در روایتی می‌خوانیم که آن حضرت به یارانش فرمود:
    جراحکم فی سبیل الله و من قتل منکم فانه شهید:
    جراحاتی که بر شما وارد می‌شود در راه خداست و هر کس از شما کشته شود، شهید است.
   
    ارزش شهادت
    در دنیای پرفتنه امروز که عصر انفجار اطلاعات لقب گرفته است و در زمانه‌ای که مرزهای جغرافیایی، معنا و مفهوم پیشین خود را در ساختار جدیدی از معرفت و تحول مبنایی در حیات بشری، رفته رفته از دست می‌دهند و اقتدار ملی هر کشور در بعد فرهنگی آن جلوه و ظهور می‌یابد، پاسداری از ارزش‌های فرهنگی، رویکردی واقع‌بینانه و استراتژیک خواهد بود. چنین است که هر ندایی از رهایی و هر پرچمی از آزادگی در گستره گیتی، مورد هجوم توفان‌‌های زهرآگین اتحادیه جهانی زر و زور و تزویر قرار می‌گیرد.
    در این میان، رسالت همه آنانی که به عدالت، آزادی و رهایی می‌اندیشند و به آرمان بزرگ پیامبران ایمان دارند، آن است که از فرهنگ ایستادگی و وارستگی در این تهاجم بی‌حساب با هر وسیله ممکن صیانت و پاسداری کنند.
    درخشان‌ترین و فروزان‌ترین ستاره آسمان فرهنگ رهایی، مشعل پرفروغ فرهنگ شهادت است.
    تکریم و تعظیم شهیدان، تلاشی مقدس است در برافراشتن پرچم‌های سرخ استقلال و آزادی بشریت، از یوغ ذلت و اسارت و گام بلندی است در راستای احیای ارزش‌های مکتب توحید و عدالت؛ زیرا که، «شهادت، مرگ در راه ارزش‌هاست» و هر شهید، مشعلی است که در بلندای عزت و سرافرازی یک ملت، جاودانه می‌درخشد.
    «شهید، زیباترین زخم بر پیکر هستی و «شهادت» زیباترین غزلی است که از لبهای سرخ حقیقت می‌تراود. شهادت بیداری را معنا می‌کند و بینایی را شفاف می‌سازد.
    شهادت مشعلی است که خداوند در جان برگزیدگانش برمی‌افروزد، تا تاریکی از شانه‌های زندگی بگریزد.
    شهید چشمه آتشی است که خرمن ظلم را می‌سوزاند و آب روانی است که بر کویر تشنه عدالت جاری می‌شود. هر شهید سپیده‌ای است که در افق آسمان‌ها طلوع می‌کند و پیام‌آور صبح می‌شود. شهادت شهید به طور یقین بسیار پرارزش‌تر و مؤثرتر از حیات اوست. «شاهد» از اوصاف خداوند است و زمانی که کسی به آن درجه از خلوص برسد که به مقام شهادت نایل آید او مخلوقی است ملحق شده به خالق و عادی است و از «ونفخت فیه من روحی».
    شهادت نه یک مردن، که یک انتخاب است: «ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله. اموات بل احیاء و لکن لا تشعرون».(1)
    هر کسی را که در راه خدا کشته و شهید شد، مرده نپندارید؛ بلکه او زنده جاوید است ولیکن شما این حقیقت را در نخواهید یافت.
    شهید همواره زنده است و مرگ او در واقع انتقال از حیات جاری در سطح طبیعت به حیات پشت پرده آن می‌باشد.
    در قرآن کریم، حدود ده آیه به صورت صریح درباره کسانی که در راه خدا کشته شده باشند، وجود دارد. از جمله مسایلی که در این آیات به آن اشاره شده است عبارت است از: زنده بودن شهید، رزق شهید، آمرزش گناهان شهید، ضایع نشدن عمل شهید، مسرت و خوشحالی شهید، وارد شدن در رحمت الهی و رستگاری شهید.

مقاله ای درباره شهید و شهادت    
    شهید و شهادت در روایات
    از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده است که فرمود:
    ما من قطره احب الی الله عزوجل من قطره دم فی سبیل الله:
    هیچ قطره‌ای در پیشگاه خداوند محبوب‌تر از قطره خونی که در راه خدا ریخته شود نیست.
    فوق کل ذی بر بر حتی یقتل فی سبیل الله فاذا قتل فی سبیل الله فلیس فوقه بر.
    بالاتر از هر فرد نیکوکاری، نیکوکار دیگری وجود دارد که در راه خدا کشته شود و آنگاه که در راه خدا کشته شد بالاتر از او نیکوکاری وجود ندارد.
    حدیثی از پیامبر(ص) رسیده است که فرمود:
    شهید دارای هفت خصلت است:
    1. نخستین قطره خونش که بر زمین ریزد تمام گناهانش آمرزیده می‌شود.
    2. سرش در دامن همسران بهشتی یعنی حورالعین قرار می‌گیرد و آنان غبار از چهره‌اش می‌زدایند و می‌گویند درود بر تو و او نیز همین پاسخ را به آنها می‌دهد.
    3. از لباس‌های بهشتی بر او می‌پوشانند.
    4. خادمان بهشت بی‌درنگ عطرهای مخصوص بهشتی برای او حاضر می‌سازند تا هر کدام را بخواهد، بگیرد و استفاده کند.
    5. او هنگام جان دادن منزل خویش را در بهشت مشاهده می‌کند.
    6. به روح(3) او گفته می‌شود در بهشت هر جا که می‌خواهد استراحت کند.
    7. به وجه الله نظر می‌کند و این آسایش و راحتی خاص برای انبیاء و شهداست.
    مقام شهدا آنچنان بالاست که در قیامت در بعضی مقامات هم‌ردیف و انبیاء می‌باشند. چرا که پیغمبر(ص) می‌فرماید: ثلاثه یشفعون الی الله یوم القیمه فیشفعهم:
    الانبیا ثم العلماء ثم الشهداء.
    سه گروهند که در قیامت شفاعتشان پذیرفته می‌شود: انبیاء، علماء و سپس شهدا. باید توجه داشت که شهادت مقام هر کسی که کشته می‌شود نیست؛ بلکه کسی شهید است که ایمان به خداوند داشته باشد، در جهاد شرکت جوید و به خاطر خدا بجنگد و اگر کسی این شرایط را نداشته باشد، کشته شدنش در هر کجا که باشد شهادت محسوب نمی‌شود؛ زیرا در حدیثی از پیامبر(ص) آمده است: کسی در میدان نبرد کشته می‌شود و در پیشگاه خداوند عرض می‌کند: من در راه تو کشته شده‌ام، پاسخ می‌رسد: دروغ می‌گویی؛ زیرا تو جنگیدی و اراده‌ات این بود که بگویند فلانی شجاع است و این معنی هم درباره تو گفته شد. چرا که خداوند می‌فرماید: انما یتقبل الله من المتقین: خداوند عمل را از متقین می‌پذیرد.
    باید توجه داشت که شرایط غسل و کفن و دفن شهید نیز از سایر کسانی که جهان را بدرود گفته‌اند، ممتاز است: شهید را با همان لباس‌هایی که بر تن دارد و بدون غسل یعنی همانگونه که بدنش به خون آغشته است، دفن می‌کنند، تنها چیزی که در مراسم دفن شهید با سایرین مشترک است، نماز است، یعنی شهید همانگونه که کشته شده فقط نماز میت بر او خوانده و دفن می‌شود.

   
    سلام و زیارت کردن شهدا
    در حدیثی از پیامبر(ص) نقل شده است که رسول اکرم(ص) در روز احد بالای سر «مصعب بن عمیر» ایستاد و برای او دعا کرد و سپس گفت:
    رسول خدا گواهی می‌دهد که شهدا شاهدان من نزد خدا در روز قیامت هستند. بیایید وایشان را زیارت کنید، بر اینان سلام کنید که سوگند به آنکه جانم در دست اوست، هیچ کس نباشد که بر آنها سلام کند، الا اینکه جوابش را می‌دهند و آنها از میوه‌های بهشتی و هدایای آن روزی داده می‌شوند. (4)
    این حدیث بر زنده بودن شهدا و بر رزق و لزوم زیارت آنان دلالت دارد. و در قرآن کریم نیز آمده است: (5)
    آنانکه در راه رضای خدا، از وطن هجرت نمودند و در راه دین خدا کشته شدند و یا مرگشان فرا رسید، البته خداوند، رزق و روزی نیکویی در بهشت ابد نصیبشان می‌گرداند و همانا خداوند بهترین روزی‌دهندگان است. خداوند به آنان در بهشت منزلی عنایت کند که بسیار به آن راضی و خشنود باشند.
    در این آیات پس از اینکه از رزق و روزی شهدا با نام رزق نیکو یاد می‌کند جایگاه آنان را در بهشت معرفی و آن را مقام رضوان و رفیع می‌داند. حقیقت رزق شهدا در جهان دیگر بر ما پوشیده است؛ لیکن می‌دانیم که رزق آنها از جانب خداست.
   
    پاداش عمل شهید
    خداوند در چند مورد به پاداش بزرگ و ضایع نشدن عمل شهید در قرآن اشاره فرموده است، از جمله: (6) کسانی که در راه خدا کشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را ضایع نگرداند و آنان را به سعادت هدایت کند و امورشان را اصلاح نماید و به بهشتی که از پیش مقامات آن را به آنها شناسانده است واردشان می‌سازد.
    و جالب است که خداوند در آیه «4» همین سوره می‌فرماید: اگر خدا می‌خواست، از کفار انتقام می‌کشید و همه را بدون زحمت جنگ شما، هلاک می‌کرد، پس برای آزمایش خلق نسبت به یکدیگر است.
    و در سوره نسا و آیه «74» می‌فرماید: کسی که در راه خدا جهاد کند و در راه خدا شهید گردد یا پیروز شود، پاداش بزرگی به او عطا خواهیم کرد.
    و خداوند در آیه «82» سوره توبه می‌فرماید: بگو آیا درباره ما جز یکی از دو نیکی را انتظار دارید؟ یا به شهادت می‌رسیم و یا پیروز می‌شویم. در هر حال خداوند خون شهید را تضمین کرده و آن را هدر نمی‌داند.
    در زمان پیامبر(ص) نیز منافقین می‌گفتند: اگر مؤمنین نزد ما بودند و به جنگ نمی‌رفتند، نمی‌مردند و کشته نمی‌شدند و خدا در جواب آنها فرمود که این آرزوهای باطل را حسرت بر دل آنها خواهد کرد و خداست که زنده می‌کند و یا می‌میراند در هر وقت که بخواهد.(7) در هر حال خداوند خون شهیدان را پاداش نیکو که همانا دخول در بهشت است عطا خواهد فرمود.

مقاله ای در باره شهید و شهادت







نوع مطلب : گسترش فرهنگ ایثار وشهادت، یاد و خاطره شهدا، شهدا، مقالات، 
برچسب ها : شهیدوشهادت، گسترش فرهنگ ایثاروشهادت، پوسترشهیدمحمدعلی دولت آبادی، شهدا، اندیشه شهدا، مقالات شهدا،
لینک های مرتبط :





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
وصیت شهدا
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic