هیئت زوّارالحسین علیهم السلام
خادم الحسین (ع)
درباره وبلاگ


هیئت زوّارالحسین (ع) درسال1387 به همت شهید محمّد علی دولت آبادی ودوستانش جهت برگزاری جلسات هفتگی (یکشنبه شبها) تاسیس وتاکنون به یاری خدا ادامه یافته است.

مدیر وبلاگ : جامانده از قافله
مطالب اخیر
چهل حدیث در باره احترام به والدین -یاد وخاطره شهدا

چهل حدیث در باره لزوم احترام به والدین

قال الله تعالی:

و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما، او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما...

سوره اسراء: 23.

و خدای تو حکم فرموده که، هیچ کس را جز او نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید اگر هر دو یا یکی از آنها به پیری برسند (که موجب رنج و زحمت باشند) زنهار کلمه ای که رنجیده خاطر شوند مگو و کمترین آزار به آنان مرسان و با ایشان با احترام و بزرگوارانه سخن بگو.

و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان بگستران و بگو: پروردگارا، به پدر و مادرم رحمت و مهربانی فرما، آنگونه که آنان مرا در کوچکی تربیت کردند.



نوع مطلب : توصیه وفرمان ها، اجتماعی، سخنان بزرگان، بزرگان، احادیث و روایات، ائمه اطهار، 
برچسب ها : احترام به والدین، احترام به پدرومادر، چهل حدیث احترام به والدین، لزوم احترام به والدین در احادیث و روایات، احادیث وروایات،
لینک های مرتبط : احادیث و روایات،

تحویل سال95 در کنار مزارشهدا -مزارشهیدمحمد علی دولت آبادی بهشت زهرا تهران

هفت سین عشق

تحویل سال با شهدا

معمولا رسم بر این است که هنگام تحویل سال ، همه نزد بزرگتر وعزیزانشان رفته و ضمن جمع شدن دورهم به دعا مشغول میگردند.

اما برخی خانواده ها وبالاخص خانواده معظم شهدا برسر مزار شهیدان سرافراز حاضر شده و سفره هفت سین را در کنار آرامگاه شهیدان ،این قهرمانان عزیز به پا میکنند وهمانجا هم سال را تحویل می نمایند.



نوع مطلب : شهدا، یاد و خاطره شهدا، بزرگان، شهید محمد علی دولت آبادی، مراسم ها، 
برچسب ها : تحویل سال باشهدا، مزارشهدا، شهیدمحمدعلی دولت آبادی، هفت سین عشق، بهشت زهرا، تحویل سال درکنارمزارشهدا،
لینک های مرتبط :

خلاصه زندگینامه چهارده معصوم (ع)

معصوم اول حضرت محمد(ص)

نام آن حضرت:احمد،محمّد

نام پدر:عبد الله

نام مادر:آمنه

شهرت:خاتم پیامبران،رسول خدا،امین

کُنیه:ابوالقاسم

محل تولد:مکه

زمان تولد:به قول مشهور 17 ربیع الاول سال 571 میلادی

روز مبعث:27 رجب

مدت نبوت:بیست و سه سال

مدت عمر:شصت و سه سال

تاریخ رحلت:28 ماه صفر یازدهم هجری

محل رحلت:مدینه منوره

محل دفن:جنب مسجد پیامبر

دوران حیات:قبل از نبوت تا چهل سالگی زندگی عادی

از چهل سالگی مبعوث به پیامبری

13 سال بعد از بعثت زندگی در شهر مکه زادگاهش

10 سال بعد از هجرت از مکه به مدینه و آغاز مبارزه و پیروزی و پیشرفت اسلام.

تعداد همسران:از هفده تا بیست و پنج تن

تعداد فرزندان:4دختر به نام های فاطمه،زینب،رقیه،ام کلثوم

و 3 پسر به نام های قاسم،عبد الله،ابراهیم



نوع مطلب : ائمه اطهار، زندگینامه بزرگان، بزرگان، هیئت های مذهبی، 
برچسب ها : زندگینامه ائمه اطهار، زندگینامه معصومین، زندگینامه امامان، زندگینامه چهارده معصوم، ائمه اطهار،
لینک های مرتبط :

شناخت زمینه ها وعلل صلح امام حسن(ع) – مقالات مذهبی

شناخت زمینه ها و علل صلح امام حسن(ع)

به طور كلى - و هم تاریخ اسلام نشان مى دهد - كه براى امام و پیشواى مسلمین ، در یك شرایط خاصى جایز است - و احیانا لازم و واجب است - كه قرار داد صلح امضاء كند ، همچنان كه پیغمبر اكرم رسما این كار را در موارد مختلف انجام داد ، هم با اهل كتاب در یك مواقع معینى قرار داد صلح امضا كرد و هم حتى با مشركین قرار داد صلح امضا كرد ، و در مواقعى هم البته مى جنگید . و بعد ، از فقه اسلامى كلیاتى ذكر كردم و به اصطلاح استحسان عقلى عرض كردیم كه این مطلب معقول نیست كه بگوییم یك دین یا یك سیستم ( هر چه مى خواهید اسمش را بگذارید ) اگر قانون جنگ را مجاز مى داند معنایش این است كه آن را در تمام شرایط لازم مى داند و در هیچ شرایطى صلح و به اصطلاح همزیستى ، یعنى متاركه جنگ را جایز نمى داند ، كما این كه نقطه مقابلش هم غلط است كه یك كسى بگوید اساسا ما دشمن جنگ هستیم به طور كلى و طرفدار صلح هستیم به طور كلى . اى بسا جنگها كه مقدمه صلحِ كاملتر است و اى بسا صلحها كه زمینه را براى یك جنگ پیروزمندانه ، بهتر فراهم مى كند .

این ها یك كلیاتى بود كه در جلسه پیش عرض كردیم . بعد قرار شد كه درباره این موضوع صحبت كنیم كه وضع زمان امام حسن چه وضعى بود و آن شرایط چه شرایطى بود كه امام حسن در آن شرایط صلح كرد و در واقع مجبور شد كه صلح كند ، و نیز این شرایط با شرایط زمان امام حسین چه تفاوتى داشت كه امام حسین حاضر نشد صلح كند . تفاوت های خیلى فراوان و زیادى دارد . حال من جنبه هاى مختلفش را برایتان عرض مى كنم ، بعد آقایان خودشان قضاوت بكنند .



نوع مطلب : مقالات، ائمه اطهار، بزرگان، اجتماعی، 
برچسب ها : علل صلح امام حسن، دلایل صلح امام حسن، صلح امام حسن ومعاویه، شناخت ابعاد صلح امام حسن، مقالات، مقالات اجتماعی،
لینک های مرتبط :

نگاهی به شخصیت جهانی امام حسین «علیه السلام»

نگاهی به شخصیت جهانی امام حسین «علیه السلام»


امروزه آوازه بلند شخصیت و عظمت امام حسین «علیه السلام» همه جا را فرا گرفته و تمامی انسان های بیدار، از فداکاری و جوانمردی حسین «علیه السلام» در راه احیای دین حق و ریشه کنی ظلم و باطل سخن می گویند.

هر کسی در هر جای عالم که نام حسین «علیه السلام» را می شنود او را می شناسد، نام او را به عظمت و بزرگی یاد می کند و قیام حسین «علیه السلام» را منبع الهام برای به ثمر رساندن حقّ و عدالت می داند و راه برپایی آن را نیز از حسین «علیه السلام» می آموزد.

آنجا که حسین «علیه السلام» فرمود:

«اَلا اِنَّ الدَّعِیَّ بنَ الدَّعِیَّ قَدْ رکَزَ بَیْنَ اثنَتَینِ بَیْنَ السِّلَةِ و الذِّلَّةِ وَ هَیهاتَ مِنّا الذِّلَّةُ یأبَی اللّهُ لنا ذلک و رسولُهُ و المؤمنونَ و حجورٌ طابتْ و طَهُرَتْ و اُنُوفٌ حَمِیَّةٌ و نُفُوسٌ اَبیةٌ مِنْ اَنْ توثر طاعة اللئام علی مصارعِ الکرام الا انّی قد اعذرت و انذرت الا انی زاحف بهذه الاسرة علی قلّة العَدَدِ و خذلان الناصر»

«این فرومایه، فرزند فرومایه، مرا در دو راهی شمشیر و ذلّت قرار داده است و هیهات که ما زیر بار ذلّت برویم؛ زیرا خدا و پیامبرش و مؤمنان از این که ما ذلّت را بپذیریم ابا دارند و دامن های پاک مادران و مغزهای با غیرت و نفوس با شرافت پدران روا نمی دارد که اطاعت افراد لئیم و پست را بر قتلگاه کرام و نیک منشان، مقدم بداریم. آگاه باشید که من با این گروه کم و با قلّت یاران و پشت کردن کمک دهندگان برای جهاد آماده ام.»

روح عظمت و بزرگی حسین «علیه السلام»، را نمی توان به قلم آورد و بیان کرد.

سخنان شورآفرین و تسلیم محض الهی بودن و جز رضای حق را طلب نکردن و ایثار و فداکاری حسین بن علی «علیه السلام» صفحات زرّین تاریخ را نورانی و توجّه هر انسانی را به خود جلب می کند و در این میان کم نیستند کسانی که خواسته یا ناخواسته زبان به وصف حسین «علیه السلام» گشوده اند و تاریخ عاشورا را ستوده اند.

الف: مهاتما گاندی؛ رهبر استقلال هند


من زندگی امام حسین «علیه السلام»، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خوانده ام و توجّه کافی به صفحات کربلا نموده ام، بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از امام حسین «علیه السلام» پیروی کند.



نوع مطلب : اجتماعی، قیام عاشورا، سخنان بزرگان، هیئت های مذهبی، بزرگان، ائمه اطهار، 
برچسب ها : امام حسین ودید جهانی، شخصیت جهانی امام حسین، قیام عاشورا،
لینک های مرتبط :

سرچشمه های عزاداری شیعه پس از واقعه کربلا – هیئت زوّارالحسین (ع)

 

سرچشمه های عزاداری شیعه پس از واقعه کربلا

چکیده:

در تاریخ شیعه، سنت عزاداری، علاوه بر جنبه های روحی و معنوی، رنگ سیاسی ـ اجتماعی نیز به خود گرفته است. شیعیان امامیه، با برپایی عزاداری و گرامیداشت شهیدان کربلا، طرفداری ازراه وروش پیشوایان شهیدومخالفت بادشمنان آنان رابه نمایش می گذارند.

این مراسم که هر سال پرشورتر برگزار می شود، این پرسش را مطرح می کند که سرچشمه های عزاداری شیعه امامیه پس از واقعه کربلا چیست؟

مقاله حاضر با رویکرد تاریخی، ریشه ها و سرچشمه های این سنت را بیان می کند.



نوع مطلب : مقالات، ائمه اطهار، بزرگان، هیئت های مذهبی، قیام عاشورا، اجتماعی، مقالات عاشورایی، 
برچسب ها : سرچشمه های عزاداری شیعه پس از واقعه کربلا، مقالات عاشورایی، قیام عاشورا،
لینک های مرتبط :

چه کسانی امام حسین (ع) را یاری نکردند؟ - مقالات عاشورایی

 

مقالات عاشورایی

چه کسانی امام حسین (ع) را یاری نکردند؟


جریان سیدالشهدا علیه‌السلام شامل خود ایشان و یارانی می‌شد که در صحرای کربلا به‌همراه ایشان به شهادت رسیدند؛ افرادی که مبانی بنیادین و مبانی معرفتی خوبی داشتند و مسائل اسلامی را در دوره‌ی خود به‌خوبی درک کرده بودند. این جمع چون با استدلال و اندیشه‌ی صحیح به مسئله‌ی امامت پی برده بودند، دیگر در هر مسئله‌ای با امام حسین علیه‌السلام بحث‌وجدل نمی‌کردند و نگاه او را کامل‌ترین نگاه نسبت به همه‌ی مسائل و نسبت به همه‌ی رجال آن عصر می‌دانستند
 
از منظر جریان شناسی تاریخی، می توان طیف ها و افراد مختلف زمانه ی سیدالشهدا علیه السلام را در سه جریان کلی مورد بررسی قرار داد:



نوع مطلب : مقالات، ائمه اطهار، بزرگان، هیئت های مذهبی، قیام عاشورا، مقالات عاشورایی، 
برچسب ها : چه کسانی امام حسین (ع) را یاری نکردند؟، قیام عاشورا، مقالات عاشورایی، هیئت های مذهبی،
لینک های مرتبط :

        مقالات عاشورایی - امام حسین (ع)  در آغوش پیامبر (ص)  - هیئت زوارالحسین (ع)

 

امام حسین (ع)  در آغوش پیامبر (ص)

 حضرت سیّدالشهدا (ع)  همواره مورد توجّه ویژه رسول خاتم (ص)  بوده است. پیامبر اسلام (ص)  ارتباط ویژه‌ای با نوه خود برقرار می‌كردند و هرگاه این كودك خردسال را مشاهده می‌کردند، او را در آغوش گرفته و بسیار می‌بوسیدند.

در این رابطه روایات زیادی وجود دارد. به عنوان نمونه ابن قولویه[1] در كتاب «كامل الزیارات» از امام باقر (ع)  این‌گونه نقل می‌كند:

«كانَ رَسُولُ الله (ص)  إِذا دَخَلَ الحُسَیْنُ (ع)  إجْتَذَبَهُ إِلَیْه»

هرگاه سیّدالشهداء (ع)  نزد رسول خاتم (ص)  می‌آمد، حضرت تمام آغوش خود را می‌گشود. نكته مهم این است كه حضرت در هر مكانی، چه در منزل خود، چه در منزل دختر گرامی‌شان، چه در مسجد و حتّی در محراب، با مشاهده فرزند خود، غرق در شادی شده و او را در بغل می‌گرفت.

از واژة «إجتذبه» در روایت قبل به معنی «او را به سمت خود جذب می‌کرد» فهمیده می‌شود اباعبدالله (ع)  به راحتی در آغوش پیامبر (ص)  نمی‌آمد؛ بلكه پیامبر (ص)  باید نرمش و ملاطفت می‌نمود تا او را در آغوش بگیرد.



نوع مطلب : مقالات، ائمه اطهار، بزرگان، هیئت های مذهبی، قیام عاشورا، اجتماعی، مقالات عاشورایی، احادیث عاشورایی، 
برچسب ها : امام حسین (ع) در آغوش پیامبر (ص)، مقالات عاشورایی، مقالات، قیام عاشورا، پوسترشهیدمحمدعلی دولت آبادی،
لینک های مرتبط :

امام حسین(ع) در کلام امام خمینی(ره)

امام حسین(ع) در کلام امام خمینی (ره)

دست آوردهای عاشورا

اگر عاشورا و فداکاری خاندان پیامبر نبود، بعثت و زحمات جان فرسای نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را طاغوتیان آن زمان به نابودی کشانده بودند. ابوسفیانیان می خواستند قلم سرخ بر کتاب وحی بکشند و یزید، یادگار عصر تاریک بت پرستی، به گمان خود با کشتن و به شهادت کشیدن فرزندان وحی امید داشت اساس اسلام را برچیند و با شعار صریح «لا خبرٌ جاء ولا وحیٌ نَزَلَ» بنیاد حکومت الهی را برکند. اگر عاشورا نبود، نمی دانستیم به سر قرآن کریم و اسلام عزیز چه می آمد، لکن اراده خداوند متعال بر آن بوده و هست که اسلام رهایی بخش و قرآنِ هدایت را جاوید نگه دارد و حسین بن علی علیه السلام ، این عصاره نبوّت و یادگار ولایت، را برانگیزد تا جان خود و عزیزانش را فدای عقیدت خویش و امّت عظیم پیامبر اکرم نماید تا در امتداد تاریخ، خون پاک او بجوشد و دین خدا را آبیاری فرماید و از وحی و ره آوردهای آن پاسداری نماید.



نوع مطلب : ولایت فقیه، ائمه اطهار، احادیث و روایات، بزرگان، سخنان بزرگان، هیئت های مذهبی، قیام عاشورا، 
برچسب ها : امام حسین درکلام امام خمینی، هیئت های مذهبی، قیام امام حسین، نهضت عاشورا،
لینک های مرتبط :

بیانات مقام معظم رهبری(مدظله العالی) درباره هیئت های مذهبی،هیئت زوارالحسین،پوستر شهید محمد علی دولت آبادی 

بیانات کمتر خوانده شده رهبر انقلاب در دیدار با مداحان/ انتقاد از لخت‌شدن و بالا و پایین پریدن در سینه‌زنی‌ها

 

اینکه ما مجلس عزاداری و مدح سیّدالشهدا را ــ که عظمت او به‌خاطر شهادت است، عظمت او به‌خاطر فداکاری در راه خدا است، عظمت او به‌خاطر گذشت است؛ گذشت از همه چیز، از همه‌ی خواسته‌ها، از همه‌ی مطلوبها، تبدیل کنیم به یک نقطه‌ی سبک، به یک جایی که یک تعدادی جوان لخت بشوند، بپرند هوا، بپرند پایین و ندانند چه میگویند، درست است؟


بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
والحمد لله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین. اللّهمّ صلّ علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها عدد ما احاط به علمک.



حرفه‌ی مدّاحی حرفه‌ی بسیار باشرافتی است؛ چرا؟ چون در طول تاریخ کسانی بودند که ستمگران را، ظالمان را، زورگویان را مدح میگفتند و مدح میکردند؛ امروز هم هستند. امروز هم در دنیا کسانی هستند که زبان میگشایند به مدح پلیدترین انسانهای عالم، یا قلمهایشان را با مزد ــ با مزدی کثیف و پلید ــ در این راه به‌کار می‌اندازند؛ شما به‌عکس، زبانتان، نفَستان، حنجره‌تان، قدرت هنری‌تان در خدمت مدح فضیلت است. خاندان پیغمبر خاندان فضیلتند؛ سرتاپا فضیلت. مادح خورشید مدّاح خود است؛ شما در واقع با مدح فضیلت خاندان پیغمبر، مدح خودتان را هم میکنید و در واقع شرافت این شغل را نشان میدهید. من چند سال قبل از این، در همین مجلس مربوط به فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله علیها) این شعر را از مرحوم صغیر اصفهانی خواندم:



نوع مطلب : اجتماعی، قیام عاشورا، سخنان بزرگان، هیئت های مذهبی، بزرگان، امر به معروف و نهی از منکر، ولایت فقیه، توصیه وفرمان ها، 
برچسب ها : فرمایشات رهبری، هیئت های مذهبی، سخنان رهبری،
لینک های مرتبط :

هفت نکته اساسی در کلام رهبری درباره هیئت های مذهبی،هیئت زوارالحسین

هفت نکته اساسی در کلام رهبری(مدظله العالی) درباره هیئت های مذهبی

 

رهبر انقلاب(مدظله العالی) رهنمودهایی درباره هیآت های  مذهبی و مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله‌الحسین (ع) ارائه فرموده اند که بخش های مهم بیانات معظم له در ادامه از نظر خواهد گذشت:
 
۱هیئتی بودن به معنای نظم اداری نیست/هیئت برخاسته از اراده دینی مردم است
 

   اسم هیئت در آن تبادر عرفى، [به معنى‌‌] بى‌‌نظمى است؛ می گویند فلانى هیئتى عمل می کند، یعنى بى‌‌نظم عمل می کند. خب، هیئتى بودن ـ که به اصطلاح تعبیرى از بى‌‌نظم بودن است ـ به‌‌خاطر چیست؟ به‌‌خاطر این است که وقتى کسى وارد هیئت امام حسین(ع) می شود، هیچ‌‌کس به او نمی گوید فلان جا بنشین، فلان جا ننشین؛ فلان جور بنشین، فلان جور ننشین؛ کِى بیا، کِى برو؛ کاملاً همه‌‌ تحرّکات، برخاسته‌‌ى از اراده‌‌ مردم و خواست خود مردم است که آن هم ناشى از ایمان آنها است. این چیز خیلى خوبى است، این را باید نگه دارید؛ یعنى ارتباط هیئت را به ایمان مردم و عشق مردم و جاذبه و گیرایى خود هیئت و خود این کانون را براى دلهاى مردم باید نگه دارید، این را باید حفظ کنید، یعنى جورى نشود که حالت ادارى و مانند اینها پیدا بکند.
 
۲) پایگاه هیئت، حسینیه و مسجد است
 
   به نظر من مراکز شماها حسینیّه‌‌ها است. شما مرکز ادارى نمی خواهید؛ حسینیّه، هیئت، مسجد، مراکز شما این ها است. یعنى اگر آمدیم ما اینجا را وابسته کردیم به یک اداره‌‌اى و یک ساختمانى و طبقه‌ اوّل و طبقه‌‌ دوّم و صندلى گردان و مانند این ها، این دیگر هیئت نمی شود؛ می ترسم اشکال پیدا بکند، نمی گویم قطعاً هیئت نمی شود، امّا به نظرم می رسد که طبیعت کار هیئت این است که مردم با عشق و شور و اشک بیایند طرف مجلس امام حسین(ع)؛ این است که اثر می کند؛ این است که از دلش این انقلاب می‌جوشد، یا لااقل مزرَع خوبى براى رشد فضائل انقلابى و معارف انقلابى می شود.
 
۳) مداحان و گویندگان مراقب حرف های غلط باشند
 
   نکته‌‌ای که خیلى مهم است، همین مسئله‌‌ تربیت نیروها یا حراست از نیروهاى گوینده و خواننده از خطاها و اشتباهات است، این خیلى مهم است. واقعاً یکى از گرفتارى‌‌هاى ما این است. حالا اسم مدّاح ها بد در رفته، مخصوص مدّاح ها نیست، مدّاح و غیر مدّاح ندارد. از کسانى که در این ماجراى منبر رفتن و از عاشورا خواندن وارد بوده‌‌اند ـ اعم از مدّاح و منبرى و مانند این ها ـ مواردى دیده شده که حرف هاى نامناسبى از اینها صادر شده. یک وقت حالا من و شما نشسته‌‌ایم، یک حرف غلطى هم از دهان بنده مى‌‌آید بیرون، چیزى نیست، [چون‌‌] دو نفر پهلو هم نشسته‌‌اند، مهم نیست؛ یک وقت نه، ما هزار نفر، ده هزار نفر، گاهى پنجاه هزار نفر مستمع داریم، گاهى این جمعیّت تبدیل می شود به جمعیّت هاى میلیونى به‌‌خاطر انتشار؛ اینجا باید محاسبه بشود که تأثیر یک حرف غلط و نامناسب بر روى ذهن مخاطب چیست. یک عدّه‌‌اى همان حرف غلط را قبول می کنند و یک معرفت غلطى پیدا می کنند؛ یک عدّه‌‌اى آن را استنکار می کنند و این استنکار موجب می شود که از اصل دین زده بشوند؛ بین کسانى و کسانى سرِ این حرف اختلاف مى‌‌افتد؛ ببینید، از چند جهت مجارى فساد به‌‌وجود مى‌‌آید براى یک حرف غلطى که یک نفر می زند.
 
۴) به هر قیمتی نباید مستمع را گریاند
 
   گاهى روضه‌‌خوان‌‌ها روضه‌‌هایى می خواندند که معلوم است خلاف است، امّا می خواندند؛ براى اینکه حالا چهار نفر مستمع دلشان بسوزد و گریه کنند. مگر به هر قیمتى باید این کار را کرد؟ حادثه را بیان کنید؛ با هنرمندى بیان کنند تا مردم دلشان شیفته بشود و منقلب بشود، نه اینکه خلاف بگویند. حالاها هم می‌شنوم، منبرى یا مدّاح سر منبر خطاب به امیرالمؤمنین(ع) می کند و می گوید آقا هرچه دارى از امام حسین دارى! شما فکرش را بکنید! این چه حرفى است و این چه مُهمل‌‌گویى‌‌اى است که کسى این‌‌جور درباره‌‌ امیرالمؤمنین(ع) حرف بزند؟ امام حسین(ع) هرچه دارد از امیرالمؤمنین(ع) دارد، امام حسین(ع) هرچه دارد از پیغمبر(ص) دارد؛ چرا نمی فهمند این معانى و این مسائل را؟ آن‌‌وقت ادّعا هم دارند، هرچه هم به دهن شان بیاید می گویند؛ یعنى اینها را خیلى باید به‌‌نظر من بزرگ بشمُریم.
 
۵) هیئت سکولار نداریم/ علاقمندی به امام حسین(ع) یعنی علاقمندی به اسلام سیاسی
 
   هیئت ها نمی توانند سکولار باشند؛ هیئت امام حسینِ(ع) سکولار ما نداریم! هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین(ع) است، یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناى اعتقاد به امام حسین(ع) این است. اینکه آدم در یک مجلس روضه یا هیئت عزادارى مراقب باشد که مبادا وارد مباحث اسلام سیاسى بشود، این غلط است. البتّه معناى این حرف این نیست که هر حادثه‌‌ سیاسى در کشور اتّفاق مى‌‌افتد، ما باید حتماً در مجلس روضه آن را با یک گرایش خاصّى ـ حالا یا این طرف، یا آن طرف ـ بیان کنیم و احیاناً با یک چیزهایى هم همراه باشد؛ نه، امّا فکر انقلاب، فکر اسلام، خطّ مبارکى که امام (رضوان الله علیه) در این مملکت ترسیم کردند و باقى گذاشتند، اینها بایستى در مجموعه‌‌ها و مانند اینها حضور داشته باشد.
 
۶) جوانان را در هیئت ها هدایت کنید
 
  شایسته‌‌ترین مجموعه‌‌هایى که می توانند براى امام حسین(ع) عزادارى کنند، واقعاً همین مجاهدین فى‌‌سبیل‌‌الله‌‌اند، همین رزمندگانند، همین جوان ها هستند و شما این را قدر بدانید و این را هدایت کنید؛ هدایت کنید. این می تواند یک چشمه‌‌ خورشید و چشمه‌‌ نورى باشد براى اِشاعه در مغزها و در فکرها و در دل هاى مخاطبین که بتواند اینها را از لحاظ معارف اسلامى و معارف دینى بالا ببرد.
 
۷) در محافل هیئت ها به قرآن و معارف قرآنی اهتمام بورزید  
 
   چقدر خوب است که در محافل هیئت ها، به مسئله‌‌ قرآن ـ قرآن‌‌خوانى و معارف قرآنى ـ اهتمام ورزیده بشود؛ چقدر خوب است که در این نوحه‌‌خوانى‌‌ها، مضامین اسلامى، مضامین انقلابى، مضامین قرآنى گنجانده بشود؛  یک وقت هست که سینه می زنند و صد بار با تعبیرات مختلف مثلاً می گویند «حسین واى»، خب این یک کارى است امّا هیچ فایده‌‌اى ندارد و هیچ چیزى از «حسین واى» انسان نمی فهمد و یاد نمی گیرد. یک وقت هست که شما در همین مطلبى که [عزادار] تکرار می کند و حرفى که [با آن] سینه می‌زند، با زبان نوحه و با زبان شعر، یک مسئله‌‌ روز، یک مسئله‌‌ انقلابى، یک مسئله‌‌ اسلامى، یک معرفت قرآنى را می گنجانید؛ او وقتى تکرار می کند، در ذهن او ملکه می شود؛ این خیلى با ارزش است، کارى است که هیچ‌‌کس دیگر غیر از شما نمی تواند این کار را بکند؛ یعنى هیچ رسانه‌‌اى واقعاً قادر نیست که این‌‌جور معارف الهى را با جسم و جان و فکر و روح و احساس و عقل و مانند اینها آمیخته کند.

هفت نکته اساسی در کلام رهبری درباره هیئت های مذهبی،هیئت زوارالحسین



نوع مطلب : اجتماعی، قیام عاشورا، سخنان بزرگان، هیئت های مذهبی، بزرگان، امر به معروف و نهی از منکر، توصیه وفرمان ها، 
برچسب ها : کلام رهبری، فرمایشات رهبری، هیئت های مذهبی، تذکرات رهبری درباره هیئت های مذهبی،
لینک های مرتبط :

امروز محرم است و فردا عاشورا – مقالات عاشورایی – هیئت زوّارالحسین(ع)

امروز محرم است و فردا عاشورا


ما از محرم و عاشورا چه مى دانیم و چه چیزى را به خاطر مى آوریم.
آیا ما از واقعه ى عاشورا چیزى جز طبق هاى زرین نورانى و سیار خیابانى و پرچم و علم، و گاهى نوحه سرایى و طبل و دهل و کرنا تا نیمه هاى شب در خیابانها و معابر عمومى ادامه دارد چیز دیگرى را به خاطر مى آوریم.
آیا شایسته است که فرزند على (ع) را که سالها بخاطر افکار و اندیشه هایش زجر و شکنجه و تبعید، و بى احترامى و توهین، اسارت و شهادت را تحمل نمود، اینگونه بشناسیم.
آیا این نوع شناخت ما از این شخصیت بى نظیر تاریخ، که دنیاى اسارت و دورویى و نیرنگ و تملق و جاه طلبى
را با اسارت زینب (س) و زینبها و شهادت عزیزترین یارانش به دنیاى آزادى و آزادمردى بدل نمود و معلم آزادى و عدالت و ابراز عقیده گردید، توهین و ناسپاسى نیست.
چرا عاشورا را با افکار و اندیشه هاى واقعى حسین (ع) و زینب (س) و على (ع) نشناسیم و عرضه ننماییم.
چرا نمى خواهیم سنتهاى عرفى غلط و تعصباتى را که هر روز و هر سال ما را بسوى تجمل پرستى و ظاهر گرایى سوق مى دهد و افکار و اندیشه هاى نوین قیام عاشورا به زیر خروارها خاکستر مدفون مى کند، کنار بگذاریم تا واقعیت قیام عاشورا محقق و نمایان گردد.
چرا از صاحب نظران تاریخ و تمدن و فرهنگ خلاق و عبرت آموز و عشق برانگیز این واقعه در این راستا تا کنون مدد نجسته ایم.
چرا از صاحبان علم و اندیشه و افکار تاریخى، اجتماعى، سیاسى و فرهنگى و متخصصین در فرهنگ و تاریخچه ى این قیام عظیم و جاودانه بهره نمى بریم و از آنها در این مجالس استفاده نمى کنیم و فقط به طبل و دُهُل و بوق و کرنا اکتفا نموده ایم. که این خود به تنهایى پاسخگوى نیازهاى واقعى نسل جوان ما، در شناخت آن فرهنگ اصیل نخواهد بود. گرچه اینها شاید لازم باشد، امّا هرگز کافى نیست.
آیا تا کنون به این اندیشیده ایم که پیشواى عدالتخواه جهان و فرزندانش بیشترین درد و اندوه و شکنجه ها را از دست کسانى مى کشید که جاى مهر بر پیشانیشان و سجاده بر زانوهایشان حک شده بود. مگر همانها نبودند که حکومت را از على خلع کردند و ۲۵سال سکوت را بر او تحمیل نمودند، مگر آنها نبودند که تا قرآن را بر سر نیزه دیدند، جنگ با معاویه را جنگ با خدا تلقى کردند، مگر آنها که نامه نوشتند و حسین (ع) را دعوت کردند انیس و مونسشان، تسبیح و ذکر و مسجد و محراب نبود، پس چرا پشت به وعده هاى خویش کردند و جوانمردان تاریخ بشریت را با نامردان روزگار نامرد تنها گذاشتند. آیا چیزى غیر از این بود که بعضى به خاطر مصلحت اندیشى، و بیم از دست دادن مقام و موقعیت خویش کنار کشیدند، و برخى نیز بدلیل ناآگاهى از افکار و اندیشه هاى حسین (ع) او را تنها گذاشتند. گروهى نیز که او را سدّ راه خویش در دست یابى به پست و مقام قدرت مى دیدند، مهر سکوت بر چشم و گوش و لبهاى خویش کوفتند تا نه ببینند و نه بشنوند و نه زبان به سخن یارى کنند، چرا که نخواستند به این بیاندیشند که مقامها رفتنى هستند.
پس بیاییم بجاى اینکه فقط بر سر و سینه بکوبیم، افکار و اندیشه هاى این مردان بزرگ را نیز آگاهانه تر و عمیق تر بشناسیم. بیایید از تاریخ، عبرت بگیریم چه بسا که جامعه ما نیز از این طبع و خوى خصلت به دور نمانده و نخواهد ماند.



نوع مطلب : قیام عاشورا، هیئت های مذهبی، بزرگان، ائمه اطهار، مقالات، مقالات عاشورایی، 
برچسب ها : مقالات عاشورایی، قیام عاشورا، قیام امام حسین، نهضت عاشورا، محرم، هیئت های مذهبی، کربلا،
لینک های مرتبط :

عاشورا و امام حسین علیه السّلام در كلام معصومین (ع) – هیئت زوّارالحسین (ع)

عاشورا و امام حسین علیه السّلام در كلام معصومین

1- ییامبراكرم (ص) فرمود: ای مردم، این حسین بن علی است، او را بشناسید؛ قسم به آن كه جانم در دست اوست، او در بهشت است، دوستدانش در بهشت‌اند و دوستداران دوستدارانش نیز در بهشت‌اند.

2- رسول خدا (ص) فرمود: شهادت حسین (ع) حرارتی در دل های مؤمنان افروخته كه تا ابد خاموشی ناپذیر است.

3- امام صادق (ع) فرمود: ای ابوعمار ، درباره حسین بن علی (ع) شعری برایم بسرای. ابوعمار گوید : شعری سرودم و امام گریست؛ به خدا سوگند پی در پی شعر می‌سرودم و آن حضرت می‌گریست، تا این كه صدای گریه از اهل خانه نیز به گوش رسید. سپس به من فرمود : ای ابوعمار، كسی كه شعری برای حسین (ع) بسراید و پنجاه نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت، كسی كه شعری برای حسین (ع) بسراید و سی نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت،كسی كه شعری برای حسین (ع) بسراید و بیست نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت، كسی كه شعری برای حسین (ع) بسراید و ده نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت، كسی كه شعری برای حسین (ع) بسراید و یك نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت، كسی كه شعری برای حسین (ع) بسراید و خود بگرید پاداش بهشت خواهد داشت و كسی كه شعری دربارة حسین (ع) بسراید و خود را به گریه درآورد پاداش بهشت خواهد داشت.

4- امام صادق (ع) فرمود: فاطمه دختر محمد (ع) نزد زائران قبر فرزندش حسین (ع) حضور می‌یابد و برای گناهانشان طلب آمرزش می‌كند.

5- امام صادق (ع) فرمود: خدا لعنت كند كشندة حسین (ع) را، چه قدر یاد شهادت حسین (ع) زندگی را ناگوار می‌سازد! من هیچ گاه آب سردی ننوشیدم، مگر این كه حسین (ع) را یاد كردم؛ و هیچ بنده ای نیست كه آب بنوشد و حسین (ع) را یاد كند و كشنده اش را لعنت فرستد، مگر این كه خداوند صد هزار حسنه برایش می‌نویسد، صد هزار گناه او را پاك می‌سازد، صد هزار درجه او را بالا می‌برد، گویی صد هزار بنده را آزاد كرده است و خداوند در روز قیامت او گشاده رو محشور می‌كند.



نوع مطلب : قیام عاشورا، بزرگان، احادیث و روایات، ائمه اطهار، مقالات، احادیث عاشورایی، 
برچسب ها : احادیث عاشورایی، قیام عاشورا، قیام امام حسین، نهضت کربلا، نهضت حسینی، محرم، هیئت های مذهبی،
لینک های مرتبط :

عید غدیر، عید آغاز ولایت بر عموم شیعیان ودلباختگان اهل بیت (ع) مبارک باد

 

شبی در محفلی ذکر علی بود           شنیدم عاشقی مستانه فرمود 

اگر  آتش به  زیر پوست   داری           نسوزی گر علی را دوست داری

عید غدیر

 

 

نام علی : عدالت — راه علی : سعادت — عشق علی : شهادت — ذکر علی : عبادت — عید علی : مبارک

 

عیدغدیر

 

 

نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد
ناشر حکم ولایت به ولی می نازد

گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی

عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد 

 

عید غدیر


عید غدیر



نوع مطلب : مناسبت ها، بزرگان، ائمه اطهار، 
برچسب ها : عیدغدیر، امیرالمومنین، امام علی، ولایت، غدیرخم،
لینک های مرتبط :
ولایت فقیه از دیدگاه استادمطهری

ولایت فقیه از دیدگاه استاد مطهری

بحث مهم ولایت فقیه و تبیین مسایل تئوریک آن از جمله مسایل مهم فلسفه سیاسی در اسلام می باشد که هرچند در مورد آن تالیفات و تحقیقات فراوانی انجام شده، اما راه طی نشده در فرایند تحلیلی آن بسیار است.این مقاله کوششی در همین راستاست.
استاد شهید مرتضی مطهری، معلمی بزرگوار بود که با شمع هدایت خویش سرچشمه های تحریف را بیش از هرکس دیگری تشخیص می داد و به مقابله با آن می پرداخت،غافل از این که گفتار خود او نیز ممکن است زمانی گرفتار حریق تحریف شود و تاویل های ناتمام وبعضا ناصواب، بیان موجز او را در مبحثی چون ولایت فقیه تهدید نماید.آن چه تاکنون ابزار تحلیل تئوری ولایت فقیه از دیدگاه استاد مطهری قرار گرفته است ناشی از تمرکز نظریه پردازان بر سه مسأله حقوق طبیعی،انتخاب مردمی و محدوده زمانی بوده است که منجر به برداشت رایجی از نظر استاد تحت عنوان،ولایت انتخابی مقیده فقیه گشته است.
این گفتار قصد دارد با نگاهی گذرا بر دو مساله اول،میزان صحت و سقم نظریه فوق را در مورد رهبری و موقتی بودن آن مورد ارزیابی قرار دهد.برای این منظور به شکل مختصر از این حق طبیعی آغاز می کنیم.
1-استاد مطهری در سیری در نهج البلاغه طبق منطق این کتاب حقوق را متقابل می داند و معتقد است از جمله حقوق الهی حقوقی است که مردم بر مردم دارند و هر حقی وظیفه ای ایجاد می کند،بزرگ ترین این حقوق متقابل،حقوق مردم بر حکومت و حکومت بر مردم است و وقتی حق در جامعه حاکم شد ارکان دین قوام می یابد «1» .از نظر ایشان بشر احتیاجاتی فراتر از آب و نان هم دارد و عوامل روانی نیز هست که در جلب رضایت انسان شرط است و اعتراف حکومت به حقوق واقعی مردم و احتراز از هر نوع عمل که مشعر بر نفی حاکمیت آن ها باشد از شرایط اولیه جلب رضا و اطمینان آنان است. «2» این بحث در کتاب«نظام حقوق زن در اسلام»از نقطه نظر ابتدایی تری مورد توجه واقع می شود و با مساله آفرینش گره می خورد که براساس آن،هر استعداد طبیعی یک سند طبیعی برای یک حق طبیعی است و چون انسان موجودی مدنی الطبع است،افراد بشر از حقوق طبیعی مشابه و مساوی در اجتماع مدنی برخوردارند و مطالعه در احوال طبیعت انسان ها روشن می کند، افراد بشر هیچ کدام طبیعتا رییس و مرئوس و مطیع و مطاع،آفریده نشده اند و تفاوت آن ها در حقوق اکتسابی است. «3»



نوع مطلب : اجتماعی، بزرگان، ولایت فقیه، مقالات، 
برچسب ها : ولایت فقیه، ولایت مطلقه فقیه، دیدگاه شهیدمطهری، ولی فقیه، نظام ولایت فقیه، نظام جمهوری اسلامی ایران، پوسترشهیدمحمدعلی دولت آبادی،
لینک های مرتبط :

                ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است 

ولایت فقیه به معنای حاکمیت فقیه نیست!

در روزهای شهادت شهید مرتضی مطهری بی‌مناسبت نیست اگر بازخوانی از دیدگاه ایشان نسبت به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه داشته باشیم. آنچه می‌آید گزیده‌ای از سخنان شهیدمطهری درباره جمهوری اسلامی و جایگاه ولایت فقیه است که به صورت پرسش و پاسخ درآمده است.

حاکمیت ملی به چه معناست؟

«حاكمیت ملى یعنى قوه قانونگذارى (در كادر قانون اساسى) و قوه مجریه و قوه قضائیه ناشى از ملت است.» [1]

«جمهورى» مربوط به شكل حكومت است كه البته مستلزم نوعى دموكراسى است یعنى مردم حق حاكمیت دارند.»[2]

«حق حاكمیت به معنى این است كه مردم حق دارند كه سرنوشت خودشان را خودشان در دست بگیرند و این ملازم با این نیست كه مردم خودشان را از گرایش به یك مكتب و ایدئولوژى و از التزام و تعهد به یك مكتب معاف بشمارند.»[3]

حاکمیت ملت منافی با قبول اسلام است؟

«ملت ایران هرگز حق حاكمیت ملى را منافى با قبول اسلام به عنوان یك مكتب و یك قانون اصلى و اساسى كه قوانین مملكت باید با رعایت موازین آن صورت گیرد ندانست و لهذا در متن قانون اساسى ضرورت انطباق با قانون اسلام آمده است.»[4]

منظور از ولایت فقیه، حکومت فقیهان است؟

«تصور مردم امروز از ولایت فقیه این نبوده كه فقها حكومت كنند و دولت را به دست گیرند، بلكه در طول اعصار، تصور مردم از ولایت فقیه این بوده است كه به موجب این كه مردم مسلمانند و وابسته به مكتب اسلامند، صلاحیت هر حاكمى از نظر این كه قابلیت مجرى بودن قوانین ملى اسلامى را داشته باشد باید مورد تأیید و تصویب فقیه قرار گیرد.»[5]
«مسئله ولایت فقیه این نیست كه فقیه خودش در رأس دولت قرار مى‏‌گیرد، خودش مى‏‌خواهد عملا حكومت كند و مجرى باشد.»[6]

 

                                  امام خمینی وولایت فقیه

آیا نظر امام خمینی قدس سره هم نظر شهید مطهری است؟

شهیدمطهری در یکی از یادداشت‌های خود درباره نظر امام می‌نویسد: «لهذا امام در فرمان خود به نخست وزیر دولت موقت مى‏‌نویسد: به موجب حق شرعى (ولایت فقیه) و به موجب رأى اعتمادى كه از طرف اكثریت قاطع ملت، نسبت به من ابراز شده است، من رئیس دولت تعیین مى‏‌كنم.
حق شرعى امام از وابستگى قاطع مردم به اسلام به عنوان یك مكتب و یك ایدئولوژى ناشى مى‏‌شود كه او یك مقام صلاحیت‌دار است كه مى‏‌تواند قابلیت شخصى را از این جهت تشخیص دهد و در حقیقت حق شرعى و ولایت شرعى یعنى مُهر ایدئولوژى مردم كه او رهبر آن مردم است و حق عرفى، همان حق حاكمیت ملى مردم است كه آنها باید فرد مورد تأیید را انتخاب كنند.»[7]

پس نقش فقیه در جمهوری اسلامی چیست؟

«نقش فقیه در یك كشور اسلامى كه ملتزم و متعهد به اسلام است و اسلام را به عنوان یك ایدئولوژى پذیرفته است نقش یك ایدئولوگ‏ است نه نقش یك حاكم. وقتى كه مردم آن ایدئولوژى را پذیرفته‏‌اند قهراً براى ایدئولوگ هم نقشى قائل هستند یعنى اوست كه نظارت مى‏‌كند بر این كه این ایدئولوژى درست اجرا مى‏‌شود یا نه، آیا این شخص كه مى‏‌خواهد رئیس دولت بشود و به عنوان مجرى قانون در كادر اصول این ایدئولوژى حركت كند صلاحیت چنین كارى را از نظر آن ایدئولوژى دارد یا ندارد؟ ولایت فقیه ولایت ایدئولوژیك است و اساسا خود فقیه را مردم انتخاب مى‏‌كنند.»[8]

 

پی‌نوشت:

[1]مجموعه‏ آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏24، ص: 324.

[2] همان، ص:331.

[3] همان، ص: 331.

[4]همان،  ص: 324.

[5]همان، ص: 324.

[6]همان، ص: 333.

[7]همان، ص: 324.

[8]همان، ص: 333.

                             ولایت فقیه

 



نوع مطلب : بزرگان، ولایت فقیه، مقالات، 
برچسب ها : ولایت فقیه، ولایت مطلقه فقیه، ولایت فقیه ولایت حاکمیت فقیه نیست، چراولایت فقیه،
لینک های مرتبط :

آثار انتظار ظهور مهدی(عج)، پوستر شهید محمد علی دولت آبادی

آثار انتظار ظهور مهدی (عج)


بعضی از ناآگاهان چنین پنداشته‏اند كه انتظار ظهور مهدی (ع) ممكن است سبب ركود و عقب ماندگی یا فرار از زیر بار مسؤولیتها و تسلیم در برابر ظلم و ستم گردد، چرا كه اعتقاد به این ظهور بزرگ مفهومش قطع امید است از اصلاح جهان قبل از او حتی كمك كردن به گسترش ظلم و فساد است تا زمینه ظهور آن حضرت فراهم گردد.این سخنی است كه سالهاست بر سرزبان مخالفان و منكران قیام مهدی (ع) است و ابن خلدون به آن اشاره كرده است، درحالی كه مطلب كاملا برعكس است و انتظار این ظهور بزرگ آثار بسیار سازنده‏ای دارد كه در ذیل به طور فشرده می‏آوریم تا معلوم شود آنها كه چنین قضاوت كرده‏اند قضات عجولانه و حساب نشده‏ای است در برابر مساله‏ای كه هم در قرآن مجید به آن شاره شده و هم در احادیث متواتره كه در كتب معروف اهل سنت و منابع مشهور شیعه آمده با صراحت مطرح شده است.

حقیقت انتظار و آثار سازنده آن
سخن در این بود كه آیا ایمان به ظهور مهدی (ع) با آن برنامه جهانیش كه عالم را پر از عدل و داد می‏كند و ریشه‏های ظلم و ستم را قطع می‏نماید اثر سازنده تربیتی دارد یا آثار منفی؟آیا ایمان به چنین ظهوری انسان را چنان در افكار رؤیایی فرو می‏برد كه از وضع موجود خود غافل می‏گردد و تسلیم هرگونه شرایط می‏كند؟و یا این كه به راستی این عقیده یك نوع دعوت به قیام و سازندگی فرد و اجتماع است؟آیا ایجاد تحرك می‏كند یا ركود؟آیا مسئولیت آفرین است یا مایه فرار از زیر بار مسئولیتها؟وبالاخره آیامخدر است یا بیدار كننده؟ولی قبل از توضیح و بررسی این سؤالات توجه به یك نكته كاملاً ضروری است و آن این كه سازنده‏ترین دستورات و عالیترین مفاهیم هرگاه بدست افراد نا وارد یا نالایق یا سوء استفاده چی بیفتد ممكن است چنان مسخ شود كه درست نتیجه‏ای بر خلاف هدفی اصلی بدهد و در مسیری بر ضد آن حركت كند و این نمونه‏های بسیار دارد و مسئله «انتظار» بطوری كه خواهیم دید در ردیف همین مسائل است.بهر حال برای رهایی از هر گونه اشتباه در محاسبه در این گونه مباحث باید به اصطلاح آب را از سرجشمه گرفت تا آلودگیهای احتمالی نهرها و كانالهای میان راه در آن اثر نگذارد.یعنی ما در بحث انتظار مستقیما به سراغ اصلی اسلامی رفته و لحن گوناگون روایاتی راكه روی مسئله انتظار تاكید می‏كند مورد بررسی قرار می‏دهیم تا از هدف اصلی آگاه شویم.اكنون با دقت با این چند روایت توجه كنید:1- كسی از امام صادق (ع) پرسید: چه می‏گوئید درباره كسی كه دارای ولایت پیشوایان است و انتظار ظهور حكومت حق را می‏كشد و در این حال از دنیا می‏رود؟امام (ع) درپاسخ فرمود: هو بمنزله من كان مع القائم فی فسطاطه - ثم سكت هنیئه - ثم قال هو كمن كان مع رسول الله:«او همانند كسی است كه با رهبر این انقلاب در خیمه او(ستاد ارتش او) بوده باشد - سپس كمی سكوت كرد - و فرمود مانند كسی است كه با پیامبر اسلام (ص) در «مبارزاتش» همراه بوده است». عین این مضمون در روایات زیادی با تعبیرات مختلفی نقل شده است.2- در بعضی «بمنزله الضارب بسیفه فی سبیل الله»:«همانند شمشیر زنی در راه خدا».


نوع مطلب : بزرگان، ائمه اطهار، مهدویت، مقالات، 
برچسب ها : انتظار، امام زمان، مهدی موعود، ولیعصر، فرج آقا، انتظارفرج، پوسترشهیدمحمدعلی دولت آبادی،
لینک های مرتبط :
عزت و افتخار حسینی در قیام امام خمینی(ره)
عزت و افتخار حسینی در قیام امام خمینی(ره)

حضرت امام راحل تمامی گفتار و افعال خویش را با معیارهای اسلامی تطبیق می‌داد و تلاش می‌کرد آموزه‌های الهی کتاب و سنت را به طور دقیق بکار گیرد.جهت‌گیری جنبش سیاسی ـ اجتماعی خود را همسوی با اهداف و خط‌مشی حضرت سیدالشهدا قرار داده بود و از روش ایشان الگو می‌گرفت.

در میان موضوعات و مسایل تاریخ اسلام واقعه عاشورای سال شصت و یک هجری از اهمیت فراوانی برخوردار است و علمای اسلام شناس درباره آن بسیار بحث کرده‌اند. با این وجود، حضرت امام خمینی(ره) از زاویه‌ای جدید به این حادثه نگریست و در حرکت و جنبش انقلابی خود از آن الهام گرفت. قیام امام حسین(ع) جریانی بود که حکومت ظلم و جور زمان را به چالش کشید و با آن سازش و مدار نکرد و این استراتژی امام تا آنجا ادامه یافت که حتی منجر به شهادت ایشان و یاران وفادارش در کربلا گردید.

حضرت امام راحل نیز که تمامی گفتار و افعال خویش را با معیارهای اسلامی تطبیق می‌داد و تلاش می‌کرد آموزه‌های الهی کتاب و سنت را به طور دقیق بکار گیرد. جهت‌گیری جنبش سیاسی ـ اجتماعی خود را همسوی با اهداف و خط‌مشی حضرت سیدالشهدا قرار داده بود و از روش ایشان الگو می‌گرفت. این مظلب در موارد زیادی در بیانات و سخنرانی‌های امام راحل به چشم می‌خورد که فرموده‌اند:

«واقعه عظیم عاشورا از 61 هجری تا خرداد 61 و از آن تا قیام عالمی بقیه‌الله ارواحنا لمقدمه الفدا در هر مقطع انقلاب‌ساز است» و «انقلاب اسلامی ایران پرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است»

بر این اساس در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی امام خمینی به تداوم «استراتژی حسینی» قائل بودند و همواره مردم را به مقاومت و پایداری در برابر فشارها و تهاجمات زیاده‌طلبان و مستکبران عالم دعوت می‌کردند:

«این کشور ما که قیام کرد از اول هم که قیام کرد جمهوری اسلامی و استقلال کامل و نه شرقی و نه غربی را اعلام به دنیا کرد و از اول اعلام کرد به دنیا که ما نه تحت حمایت آمریکا و نه تحت حمایت شوروی و نه تحت حمایت هیچ قدرتی نیستیم. مایلم و تحت عنایت خدای تبارک و تعالی و پرچم توحید که همان پرچم امام حسین(ع) است. وقتی این اعلام را شما به دنیا کردید و معلوم است پشت سر این اعلام دنیا بر ضد شما خواهندقیام کرد. از اول باید توجه به این معنا بکنید که ما همانطوری که سیدالشهدا در مقابل آن همه جمعیت و آن همه اسلحه‌ای که آنها داشتند قیام کرد تا شهید شد. ما همین‌طور ما هم برای شهادت حاضریم.»

مقاومت انقلاب در مقابل تهدیدات گوناگون دولتمردان آمریکا و تحمل جنگ هشت‌ ساله باتکیه بر چنین روحیه و تفکری صورت پذیرفت. در یک طرح آماری که در چند سال پیش از این در بنیاد شهید انجم شد طی آن هفتاد هزار وصیت‌نامه شهدای جنگ تحمیلی مورد ارزیابی و بررسی محتوایی قرار گرفت. مشخص گردید که بیشترین تأکید و توجه شهدا پس از موضوع امام خمینی و ولایت فقیه و حفظ آنها بر روی «حادثه کربلا» و« امام حسین(ع)» و سایر شهدای این واقعه بوده است. در حقیقت انگیزه‌ای که جوانان ما را به مقاومت و مجاهده در مقابل دشمنان واداشت. همان انگیزه الهی و اسلامی و حقیقت‌‌طلبی و ظلم‌ستیزی امام حسین(ع) بود.

از اینروست که حضرت امام بارها هشدار داده‌اند که: «عاشورا را زنده نگه دارید که با زنده نگاه داشتن عاشورا کشور شما عیب نخواهد بود.»

«اگر قیام حضرت سیدالشهدا سلام‌الله علیه نبود امروز هم با نمی‌توانستیم پیروز شویم.»

حرکتی که امام حسین(ع) در راه‌اندازی آن نقش اصلی به عهده داشت. سمبل و نماد کاملی از ظلم‌ستیزی و جریان‌سازی در جهت احیای ارزش‌های اسلامی بود. در واقع، آن حضرت با برجسته‌ترین خیزش انحرافی و التقاطی که از صدر اسلام تا آن زمان بی‌نظیر بود به مبارزه پرداخت و قاطعانه در برابر امویان ایستادگی نمود.

امام خمینی(ره) درخصوص ریشه‌یابی قیام امام حسین(ع) اظهار کرده‌اند:

«شهادت سیدالشهدا به اسلام هیچ لطمه‌ ای وارد نیاورد. اسلام را جلو برد. اگر نبود شهادت ایشان، معاویه و پدرش اسلام را یک‌جور دیگری در دنیا جلوه داده بودند. به اسم خلیفه‌رسول‌الله با رفتن در مسجد اقامه جمعه و جماعات و امام جمعه بودن. اسم، اسم خلافت رسول‌الله و حکومت، حکومت اسلام ولی محتوا برخلاف اسلام نه حکومت حکومت اسلامی بو به حسب محتوا و نه حاکم، حاکم اسلامی»

این چنین بود که نهضت حسینی زمینه لازم برای زوال و تلاشی امویان را فراهم ساخت و اسلام نیمه‌جانی که اندک‌اندک به مرگ نزدیک می‌شد. با خون حسین‌(ع) و شهیدان کربلا حیات دیگری یافت.

به راستی، آنچه که از حقایق اسلام امروز در دست ماست، مرهون قیام سیدالشهدا است و همان‌گونه که امام عزیزمان فرموده‌اند: «محرم و صفر است که اسلام را نگه داشته است» امروز نیز که د رسال عزت و افتخار حسینی قرار داریم، بر ماست که سیره حسینی را در گفتار و رفتار خود تحقق ببخشیم و جامعه اسلامی را سرشار از روحیه شهادت‌طلبی و ایثار و جانبازی در راه آرمان‌ها و اصول اسلامی نماییم. اگر رمز تداوم انقلاب اسلامی و ارزش‌های معنوی آن، همان رمز پیروزی آن است، مسلم است که جز توسل به مکتب پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت ایشان(ع) هیچ راهی ما را به سرمنزل مقصود نخواهد رسانید.



نوع مطلب : قیام عاشورا، سخنان بزرگان، بزرگان، ولایت فقیه، مقالات، مقالات عاشورایی، 
برچسب ها : عزت وافتخارحسینی، سخنان امام خمینی، فرمایشات ولایت فقیه، قیام عاشورا، قیام امام حسین،
لینک های مرتبط :
محمد (ص) و مکتبش

در این نوشته قصد ورود به جزئیات زندگی پیامبر اکرم(ص) را نداریم؛ آن مبحثی است که مجالی فراخ می‌طلبد. فقط می‌خواهیم به بیان حقیقتی دردناک و ضرورت‌هایی بپردازیم که شرایط جدید جهان به ما دیکته می‌کند. امروز پیامبر اکرم(ص) مورد هجوم و حمله‌های جدیدی واقع می‌شود که برای دفع آنها نیاز به یک الهیات فعال، مبتکرانه، پویا، نواندیش، بازسازی شده و احیاگرانه داریم. این البته بحثی دراز دامن و بسیار گسترده و فنی است که نیاز به تشریح مفصل دارد اما در اینجا تنها به اشاراتی بسنده می‌کنیم، باشد که راه‌گشای اندیشمندان فرزانه و اهل درد باشد.


زندگی پیامبر اکرم(ص) دارای ابعاد گوناگونی است و می‌توان از دیدگاه‌های مختلف فقهی، کلامی، تاریخی، قرآنی، عرفانی، سیاسی و اجتماعی، اخلاقی و تربیتی به آن نگریست. تاکنون کتاب‌های بسیاری در این زمینه‌ها نگاشته شده است.

سخن در ضرورت رویکرد کلامی به سیره پیامبر اکرم(ص) است. در این نوشتار کوتاه نمی‌توان به بحثی گسترده و فنی در باب ارزیابی این آثار و نقد و داوری راجع به آنها پرداخت. به همین سبب تنها به ذکر نکاتی در مورد سیره پیامبر(ص) و بایسته‌های تحقیق در روزگار ما می‌پردازیم. در روزگار ما و در ادامه نوشته‌های قرون وسطی، ردّیه نویسی‌های خصمانه و تعصب آلود علیه پیامبر اسلام(ص) همچنان ادامه دارد و ابعاد تازه‌ای نیز یافته است. حجم ادبیات و آثار توهین‌آمیز در قالب رمان، فیلم و کاریکاتور بسیار افزایش یافته است. در کنار این جریان دشمن صفتانه، کارهای تحقیقی جدید، سالم و منصفانه نیز افزایش یافته و توجه جدیدی به شخصیت ایشان شده است. نویسندگان و متفکرانی مثل آنه ماری شیمل، کارن آرمسترانگ، مارتین لینگز، تور آندرا، ماکسیم ردنسون، کنث کراگ، هانس کونگ و مونتگمری وات با همه کاستی‌هایی که در آثارشان راه یافته کوشیده‌اند نگاه همدلانه‌تر و منصفانه‌تری نسبت به پیامبر اکرم(ص) داشته باشند که به طور قطع با آنچه در قرون وسطی وجود داشت تفاوت‌های اساسی دارد. سخنان دل آزار پاپ مستعفی در دانشگاه رگنسبورگ هنوز از یاد نرفته است و داوری‌های پر خطای کسانی مثل ریچارد بل، وات، لامّنس، موئیر مشام جان را می‌آزارد که سخنان سخیف کسانی مانند ابن ورّاق و رابرت اسپنسر نیز بر اوراق سیاه دفتر دشمنی‌ها افزوده شده است.


نوع مطلب : سخنان بزرگان، بزرگان، ائمه اطهار، مقالات، 
برچسب ها : حضرت محمد، حضرت محمد ومکتبش، دین مبین اسلام، نبی اکرم، خاتم الانبیا، آخرین فرستاده،
لینک های مرتبط :

عدالت وامیرالمومنین علی (ع)،هیئت زوارالحسین(ع)

عدالت و امیرالمؤمنین(ع)

یکی از محورهای عمیق اصلاحات در فرهنگ اسلامی و سیره علوی(ع)، موضوع عدالت اجتماعی است. عدالت از ارکان سعادت انسان‌هاست. در سایر عدالت، روابط اجتماعی و سیاسی برقرار و پایدار خواهد ماند. یکی از محورهای اصلی اصلاحات در سیره آن بزرگوار تأکید بر اجرای عدالت بود و عدالت‌خواهی آن بزرگوار، موجب شهادت آن حضرت شد. دوستداران آن امام مظلوم باید هرچه بهتر و بیشتر در جهت شناخت عدالت و تحقق عدالت تلاش کنند و پیروان و شیعیان راستینی برای او باشند که پیامبر(ص) فرمود: علی و شیعته هم الفائزون1. آری علی و پیروان واقعی آن حضرت،‌ پیروز واقعی‌اند. اکنون با توجه به این موضوع مهم نگاهی داریم به مفهوم عدالت و راه‌های گسترش و تحقق آن در جامعه اسلامی و کشور عزیزمان، ‌باشد تا چراغ راهنمایی باشد برای همه عدالتخواهان و شیفتگان امام و عدالت انشاءالله.
مفهوم عدل، عدالت، قسط، حق، آزادی در طول تاریخ از مفاهیم بسیار عمیق و گسترده و دارای تعاریف گوناگون و تعابیر فراوانی نزد اندیشمندان، محققان، فیلسوفان و صاحبنظران بوده است. در فرهنگ اسلامی و میراث گرانسنگ علوی(ع) عدالت در دو حوزه دیده می‌شود:
الف- حوزه تکوین و نظام خلقت یا عدل در خلقت
ب- حوزه تشریع و قانون‌گذاری



نوع مطلب : مقالات، امر به معروف و نهی از منکر، ائمه اطهار، بزرگان، اجتماعی، 
برچسب ها : عدالت اجتماعی، عدالت وامام علی، عدل علی، عدالت امیرالمومنین، مقالات مذهبی، مقالات اجتماعی،
لینک های مرتبط :

وجدان کاری ...

مقاله

وجدان کاری در نهج البلاغه

تعریف وجدان

کلمه وجدان در لغت نامه دهخدا در ردیف کلمات وجد، وجود، اجدان آمده است که به معنای یافتن، مستغنی شدن، دوست داشتن، اندوهگین شدن، شیفتگی، آشفتگی، ذوق و شوق، شور، حالت، خوشحالی و فرح، توانایی و قدرت است و در بین این کلمات وجد ارتباط نزدیکی با وجدان دارد.

در اصطلاح در تعریف وجد آمده است آنچه بر قلب بدون تصنع و تکلیف وارد شود وجد نامیده می‌شود و گویند وجد برق هایی است که می‌درخشد و سپس به زودی خاموش می‌گردد.

محمدبن محمود آملی می‌گوید: وجد واردی است که از حق سبحانه و تعالی برون آید و باطن را از هیبت خود بگرداند بواسطه احداث وصفی همچون حزن یا فرح.

در عرف بعضی، وجدان عبارت است از نفس و نیروها یا قوای باطنه وجدان در مقابل فقدان است که دلالت بر حضور کیفیت حالتی می‌کند.


برخی دانشمندان گفته‌اند: وجدان نیروی فطری است وجدان به دو دسته تقسیم می‌شود:

1- وجدان توحیدی

2- وجدان اخلاقی

تعریف وجدان به دو قسمت تقسیم می‌شود:

1- تعریف عمومی

2- تعریف خصوصی

تعریف عمومی: تعاریفی هستند که جنبه کلی و عمومی داشته و نمود مشخصی را بیان نمی‌کند هر پدیده‌ای که در درون ما استقرا پیدا می‌کند ما با آن حقیقت وجدان داریم یعنی آن را دریافته‌ایم خواه این حقیقت به صورت واحدهای مفرد یا بصورت قضایای مرکب و خواه مورد آگاهی روشن یا تاریک یا نیمه روشن قرار بگیرد، وجدانیات نامیده می‌شود.

در تعریفات عمومی وجدان قضایایی مطرح هستند که ما واقعیت آنها را در درون انسانی مشاهده می‌کنیم. وجدان از نظر اخلاقی عبارت از آگاهی به بعضی از شئون «شخصیت» وجدان به معنای فلسفی دریافت درونیست و همچنین شخصیت را می‌توان به دو قسمت اساسی تقسیم کرد:

یکی شخصیت خارجی این قسم عبارتست از انعکاس وضع روانی یک فرد در اجتماع مثلاً‌ می‌گوییم شخصیت فلان فرد چنین است .

دوم شخصیت واقعی فرد: شخصیت واقعی هر فرد عبارتست از آنکه انسان در سازمان روانی خود به توسط غرایز یا امور اکتسابی ایجاد نموده است.

وجدان در نهج البلاغه:

در نهج البلاغه دارندگان وجدان همان کسانی‌اند که از نعمت قلب سلیم برخوردارند چه وجدان یک امر قلبی است رابطه وثیقی با قلب و اوصاف آن دارد.

سخن بر سر این نیست که برخی از مردم از نعمت قلب (دل) محرومند ، بلکه هدف آن است که بعضی از مردم از داشتن وصف سلامتی قلب محرومند.

لذا امیرالمومنین علیه‌السلام می‌فرماید: «فطوبی الذی قلب سلیم اطاع الله من یهدیه و تجنب من یهدیه ؛ زهی سعادت آن که به یمن داشتن قلبی سالم هر آن کس را که از داشتن چنین قلبی متنعم است یقیناً آن را در تمام امور حاکم بر خدا خواهد کرد و هرگز بر فرمان او سرپیچی نخواهد نمود.»

آن حضرت بی‌بهره گان از قلب سلیم را مایه بی اعتمادی امرای عادل می‌داند و بدین سبب آنها را مورد عتاب قرار می‌دهد. این گونه اشخاص در نظر آن حضرت توانایی حفظ بیت المال را هم دارند و سپردن امور مسلمین بدانها باعث تخریب امور می‌شود و چون چنین شرایطی برای آدمی بوجود آید به طور قطع خدا نیز در نظرش کم اهمیت جلوه می‌کند و نهایتاً امور مسلمین آنچنان آشفته می‌شود که به تعبیر امیر علیه‌السلام در تاریکی بر آنها شامل و چراغ هدایت خاموش می‌گردد .

آن حضرت در نامه‌ای به ابن عباس می‌نویسد، نسبت به وقوع چنین حالتی برای ایشان احساس خطر می‌کند و او را از عروض چنین وضعی بازمیدارد : «اما بعد، بی‌تردید من تو را در امانت خویش شریک کردم و همراز محرم اسرار خود قرارت دادم؛ به گونه‌ای که هیچ یک از یارانم را در مواسات و یاری متقابل و ادای امانت و تعهد بدان مطمئن‌تر از تو نمی‌شناختم. اما تو، همین که دیدی روزگار بر عموزاده‌ات، پارسی کرد، دشمن به اوج خشونت رسید، امانت مسلمانان را شکوه و ارجی نماند... چهره دیگر کردی و همراه و هماهنگ با یاران نیمه راه، بی تفاوتها و خیانتکاران، به کناره‌گیری و بی ‌تفاوتی گراییدی و خیانت کردی بی‌ کمترین همراهی با عموزاده‌ات، کوششی در ادای امانت و انجام دادن مسئولیت خویش؛ گویی از همان ابتدا نیز مبارزه و جهادت برای خدا، و بر مبنای برهانی روشن از پروردگارت نبوده است. پس این وجدان است که در نتیجه داشتن قلب سلیم بر آدمی در تمام لحظات حاکم است و او را از ارتکاب به امور ناشایست بویژه از دستبرد زدن به بیت المال مسلمین
بازمی دارد.»

کار در نهج البلاغه:

در ارزش کار و کوشش هیچ تردیدی نیست که اسلام آدمیان را به آن دعوت کرده است. احادیث زیادی در ارزش کار و کوشش همین بس که پیامبر صلی‌الله علیه و آله وسلم فرمود: «ملعون من اتقی کله علی الناس، نفرین شده است کسی که بار خود را به دوش مردم اندازد.»

در نهج البلاغه نه تنها کار در مورد دنیا مورد تأکید قرار گرفته بلکه تا آدمی دست به کار نزند قطعاً در آخرت نیز سودی نخواهد برد. لذا امیرالمومنین علیه‌السلام می‌فرماید: «العمل المعل، ثم النهایه و الاستقامه، الاستقامه ثم الصبر الصبر، عمل، عمل؛ پس از آن هدف،نیز استقامت، استقامت، سپس صبر، صبر»

در جای دیگر فرمود: «فبادرو المعاد و سابقوا الاجال فان الناس یوشک ان ینقطع بهم الامل و برهفهم الاجل و ید عنهم باب القومه ؛پس بسوی معاد بشتابید و بر اجل های خود پیشی بگیرید، چرا که به زودی رشته آرزوی مردمان بگسلد، مرگشان دریابد و در توبه به روشان بسته شود.»

با توجه به این بیانات می‌توان نتیجه گرفت که تا آدمی در زندگیش جدیت بخرج ندهد، در امر آخرت نیز تساهل و کوتاهی خواهد نمود، چه آدمی همچنانکه به زندگی خود اهمیت ندهد و کار مردم را آنچنان که باید و شاید به انجام نرساند در امری که به زعم مردم هنوز واقع نشده، تسامح و تنبلی‌اش زیادتر خواهد شد که! «من قصر فی العمل ابتلی ابالهم، هر آن که اندک بکوشد به افسردگی دچار آید.»

از دیدگاه علی علیه‌السلام ارج و منزلت آدمیان به میزان کارشان مشخص می‌شود و بدون درنظر گرفتن این ارتباط و نسبت عدالتی تحقق پیدا نمی‌کند. علی علیه‌السلام در نامه به یکی از والیانش می‌نویسد: «رنج تلاش هرکسی را عادلانه ارج بنه و به دیگری نسبت مده و در شناخت و بها دادن بدان کوتاهی مکن. هرگز مباد که شرافت و شخصیت کسی وادارت کند که کار و رنج کوچکش را بزرگ بشماری یا کار بزرگ و تلاش گمنامی را کوچک بینی.»

بنابراین در دیدگاه اسلام ملاک اصلی کار انسانهاست و حسب و نسب آنها در ارزش کرده آنها هیچگونه تأثیری نباید داشته باشد، بلکه تنها چیزی که ملاک و معیار برتری افراد است در درجه اول تقوی و در ثانی کار و عمل و رنج دست آنهاست.

لذا از نظر امیرالمومنین علیه‌السلام یکی از مهم ترین ویژگی های انسان مؤمن پرکاری است آن حضرت در توضیح این مطلب می‌فرماید:‌«این حقیقت را مسلم بدانید که مؤمن هر بام تا شام به خویشتن خود با بدبینی می‌نگرد و همواره فزوه‌تر می‌طلبد، پس شما نیز چونان پیشتازان و رهروان گذشته باشید، که با دنیا چونان مسافری خیمه به دوش برخورد می‌کردند و بدین سال منزل به منزل پس پشتش می‌افکندند، بی آنکه به منازل بین راه وابستگی بیایند.»

و نیز در اوصاف متقین می‌فرماید:‌«به هیچ وجه از کارهای اندک خویش خشنود نمی‌شوند، کار بسیار خویش را نیز زیاد نمی‌شمارند. بدین سان همواره نسبت به نفس خویش بدبین و از کارنامه خود نگران‌اند.»

پس انسان مؤمن نه تنها اهل شعار نیست بلکه کار زیاد خود را کم می‌بیند و از کار زیاد خود راضی نیست. در حالیکه خیل زیادی از آدمیان که ادعای اسلام هم دارند شعار و حرف و حتی عملشان از عمل و کارشان کمتر است و این مشی علی علیه‌السلام نیست بلکه آنحضرت معتقدند عمل باید بیش از سخن و شعار و حتی علم باشد و تا زمانی که بین علم و کار تقارن پدید نیاید مطلوب نخواهد بود.

در این باب فرمود: «العلم مقرون بالعمل فهن علم عمل، و العلم یهتف بالعمل، فان اجابه و الا ارتحل عنه، دانش را با کردار پیوندی تنگاتنگ است؛ پس هر آنکه چیزی آموخت باید به کارش گیرد؛ چه دانش، کردار را فرا می‌خواند و اگر پاسخی نیابد می‌کوچد.»

وجدان و کار؛ وجدان کاری:

پیش از این یادآور شدیم که اگر آدمی از داشتن قلب سلیم بی‌ بهره باشد به طور قطع چنین انسانی از وجدان نیز بی‌بهره است. پس برای بدست آوردن وجدان لازم است قلب را سالم و صحیح نگه داشت والا تلاش بیهوده خواهد شد.

اما آنچه در اینجا مهم است اینکه چه ارتباطی بین وجدان و کار وجود دارد و منظور از وجدان کاری چیست؟

در دیدگاه اسلام خداوند ناظر همیشگی و تمام اعمال آدمیان است. حالا اگر انسان بتواند حضور خدا را درک و وجدان کند، قطعاً چنین شخصی احتیاج زیادی به پاسبان های بشری نخواهد داشت. اما باید توجه داشت که چنین نگرش ما را از پروردن آدمیان حتی آنهایی که حضور خدا را درک نمی‌کنند بازدارد لذا این نظریه مبنا را کار و وجدان قرار می‌دهد و تمام آدمیان را مورد خطاب قرار می‌دهد.

پس باید آدمیان را با وجدان آشنا کرد تا در جاهایی که ناظران بشری وجود ندارد ناظر درونی او را بپاید. ناگفته پیداست که اگر انسانی کار خود را با راهنمایی وجدان انجام ندهد قطعاً ناظران بشری هم به طور کامل توانایی واداشتن چنین شخصی به کار را نخواهد داشت.

پس بین وجدان و کار ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و اگر در جامعه‌ای آدمیان این ارتباط را مدنظر قرار ندهند، قطعاً کارها بصورت ناقص انجام خواهد پذیرفت اگر بگوییم که در شرایطی ممکن است هیچ کاری هم انجام نپذیرد.

با توجه به آنچه گفته شد می‌توان از وجدان کاری تعریفی را ارائه کرد:‌«وجدان کاری نوع نگرش است که آدمی با عنایت به وجدان، کار خود را به انجام می‌رساند و نهایت تلاش خود را به کار می‌گیرد تا کار را به صورت تمام و کمال انجام دهد و پیش از آنکه دیگران از نقصان کار او ناراحت شوند او خود دیگر است و نسبت به تکمیل آن باز تلاش نهایی خود را بکار می‌گیرد.»

پس انسانی که دارای وجدان کار است اولاً‌برای قانون احترام قائل است و آن را در مقام عمل به طور صددرصد اجرا می‌کند حتی اگر در صورت عدم انجام مجازاتی مواخذاتی در کار نباشد. چنین انسانی به هبچ وجه به تساهل و تسامح تن نمی‌دهد و درصدد توجیه آنها برنمی‌آید.

منابع:

1- قرآن کریم

2- نهج البلاغه

                                 منبع : http://www.tebyan-tehran.ir

 



نوع مطلب : اجتماعی، سخنان بزرگان، بزرگان، ائمه اطهار، مقالات، 
برچسب ها : وجدان کاری، نهج البلاغه، سخنان امیرالمومنین، مقالات اجتماعی، مقالات،
لینک های مرتبط :

ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی(ره)


ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی(ره)

1 ـ خیال می کنند که اگر حکومت فقیه باشد، حکومت دیکتاتوری است و اگر چنانچه فقیه در کار نباشد، دیگر هر که می خواهد باشد. اگر شمر هم باشد این آقایان اشکالی به آن ندارند فقط فقیه را بهش اشکال دارند. اشکال هم برای این است که از اسلام می ترسند.(1)

2 ـ اینهایی که می گویند؛ «دیکتاتوری»، اسلام را نمی فهمند چی هست. فقیه اسلام را نمی دانند، خیال می کنند ما هر فقیه، هر فقیه هرچه فاسد باشد، این حکومت، فقیه اگر پایش را این طور بگذارد. اگر یک گناه صغیره هم بکند، از ولایت ساقط است.(2)

3 ـ ما می خواهیم که فقیه باشد که جلوی دیکتاتورها را بگیرد، نگذارد نخست وزیر دیکتاوری کند، نگذارد رئیس مثلاً لشگر دیکتاتوری بکند، ... نه اینکه بخواهیم دیکتاتوری درست کنیم.(3)


4 ـ این که در قانون اساسی یک مطلبی ولو به نظر من یک قدری ناقص است و روحانیت بیشتر از اینها در اسلام اختیارات دارد و آقایان برای اینکه خوب دیگر خیلی با این روشنفکرها مخالفت نکنن، یک مقداری کوتاه آمدند اینکه در قانون اساسی هست، این بعض شئون ولایت فقیه هست نه همه شئون ولایت فقیه.(4)



نوع مطلب : مقالات، ولایت فقیه، بزرگان، سخنان بزرگان، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

                محرم و عاشورا در کلام امام خمینی(ره)

محرم و عاشورا در سخنان امام خمینی (ره)

 - محرم ماهی است که عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قیام کرده ، و به اثبات رسانده است که در طول تاریخ ، همیشه حق بر باطل پیروز شده است.

- محرم ماهی است که به وسیله سید مجاهدان و مظلومان اسلام زنده شده ،  و از توطئه عناصر فاسد و رژیم بنی امیه،  که اسلام را تا  لب پرتگاه برده بودند ، رهایی بخشید.

- این خون سید الشهدا است که خونهای همه ملت های اسلامی را به جوش می آورد .

- ماه محرم برای مذهب تشیّع ماهی است که پیروزی، در متن فداکاری و خون به دست آمده است.

- محرم ماه نهضت بزرگ سید شهیدان و سرور اولیای خداست، که با قیام خود در مقابل طاغوت، تعلیم سازندگی و کوبندگی به بشر داد، وراه فنای ظالم و شکستن ستمکار را به فدایی دادن و فدایی شدن  دانست. واین خود سرلوحۀ تعلیمات اسلام است برای ملتها تا آخر دهر.

- با حلول ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداکاری آغاز شد.ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد.ماهی که قدرت حق، باطل را تا ابد محکوم ‍«و داغ باطله » بر جبهه ستمکاران و حکومتهای شیطانی زد. ماهی که به نسل ها در طول تاریخ ، راه پیروزی بر سر نیزه را آموخت.ماهی که شکست ابر قدرتها را در مقابل کلمه حق، به ثبت رساند.ماهی که امام مسلمین ، راه مبارزه با ستمکاران تاریخ را به ما آموخت.

- سید الشهدا را کشتند، اسلام ترقی اش بیشتر شد

- سیدالشهدا _سلام الله علیه_ با همه اصحاب و عشیره اش قتل عام شدند،لکن مکتبشان را جلو بردند.

- شهادت حضرت سیدالشهدا مکتب را زنده کرد .

- زنده نگه داشتن عاشورا ، یک مسأله بسیار مهم سیاسی _ عبادی است.

- انقلاب اسلامی ایران ، پرتویی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است.

- کربلا کاخ ستمگری را با خون در هم کوبید ، و کربلای ما کاخ سلطنت شیطانی را فرو ریخت.

- کربلا را زنده نگه دارید و نام مبارک حضرت سید الشهدا را زنده نگه دارید ، که با زنده  بودن او اسلام زنده  نگه داشته می شود.

- مسأله کربلا ، که خودش در رأس مسائل سیاسی هست ، باید زنده بماند.

- ملت بزرگ ما باید خاطره عاشورا را، با موازین اسلامی ، هر چه شکوهمندتر حفظ نماید.

- این محرم را زند ه نگه دارید؛ ما هر چه داریم از این محرم است.

- محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.

- تمام این وحدت کلمه ای که مبدأ پیروزی ما شد ، برای خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگواری و این  مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد.

- مجالس بزرگداشت سید مظلومان و سرور آزادگان ، که مجالس غلبه سپاه عقل بر جهل،و عدل بر ظلم، وامانت بر خیانت، و حکومت اسلامی بر حکومت طاغوت است ، هر چه با شکوه تر و فشرده تر بر پا شود ، و بیرق های خونین عاشورا به علامت حلول روز انتقام مظلوم و ظالم ، هر چه بیشتر افراشته شود.

- ماه محرم ماهی است که مردم آماده اند برای شنیدن مطالب حق.

- گریه کردن بر عزای امام حسین ، زنده نگه داشتن نهضت ، و زنده نگه داشتن همین معنا که یک جمعیت کمی در مقابل یک امپراطوری بزرگ ایستاد ، دستور است.

- باید سینه زدن هم محتوا داشته باشد.

- عاشورا روز عزای عمومی ملت مظلوم است ، روز حماسه و تولد جدید اسلام و مسلمانان است.

 

محرم وصفر در کلام امام خمینی(ره)،هیئت زوارالحسین



نوع مطلب : ولایت فقیه، بزرگان، هیئت های مذهبی، سخنان بزرگان، قیام عاشورا، 
برچسب ها : محرم وعاشورادرسخنان امام خمینی، قیام حسینی، قیام کربلا، نهضت عاشورا، نهضت کربلا، محرم،
لینک های مرتبط :

قیام حسینی تجلی شهادت در مسیر اصلاح و بصیرت اسلامی،پوستر شهید محمد علی دولت آبادی

قیام حسینی، تجلی شهادت در مسیر اصلاح و بصیرت

 ضرورت قیام امام حسین(ع)

امام حسین (ع) در دوره ای به امامت رسید که انحراف ها، کج روی ها و بدعت های حاکم‌، اسلام را شکسته بود؛ در این زمان اسلام از درون تهی شده و ملعبه ای در دست معاویه بود. یاران نخستین پیامبر (ص) که توحید ده ساله ایشان را تجربه کرده بودند، به سه دسته تقسیم شده بودند؛ گروهی مانند ابوذر، عمار و میثم نتوانستند انحراف ها را تحمل کنند و به شهادت رسیدند. گروهی دیگر برای به دست آوردن بهشت به جای آنکه در جبهه شرکت کنند، گوشه امن ریاضت را انتخاب کردند و دسته سوم که از جهاد و هجرت در کنار پیامبر (ص) به افتخارهایی رسیده بودند، همه را در کاخ سبز معاویه به فروش رساندند.
کوفه که روزگاری مرکز قدرت اسلام و خلافت حضرت علی(ع) بود، روحیه، شخصیت و هویت انقلابی خود را از دست داده بود.
هراندازه مسلمانان از عصر پیامبر (ص) دور می شدند، خوی و خصلت مسلمانی را بیشتر فراموش می کردند و سیرت های عصر جاهلی به تدریج بین آنان زنده می شد؛ چه اینکه برتری فروشی نژادی باعث رو در روی هم قرار گرفتن قبیله ها شده بود.



نوع مطلب : مقالات، امر به معروف و نهی از منکر، ائمه اطهار، بزرگان، هیئت های مذهبی، قیام عاشورا، مقالات عاشورایی، اجتماعی، 
برچسب ها : قیام عاشورا، قیام حسینی، قیام حسینی تجلی شهادت، نهضت عاشورا، شهیدوشهادت، محرم، هیئت های مذهبی،
لینک های مرتبط :





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
وصیت شهدا
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic