هیئت زوّارالحسین علیهم السلام
خادم الحسین (ع)
درباره وبلاگ


هیئت زوّارالحسین (ع) درسال1387 به همت شهید محمّد علی دولت آبادی ودوستانش جهت برگزاری جلسات هفتگی (یکشنبه شبها) تاسیس وتاکنون به یاری خدا ادامه یافته است.

مدیر وبلاگ : جامانده از قافله
مطالب اخیر
چهل حدیث در باره احترام به والدین -یاد وخاطره شهدا

چهل حدیث در باره لزوم احترام به والدین

قال الله تعالی:

و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما، او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما...

سوره اسراء: 23.

و خدای تو حکم فرموده که، هیچ کس را جز او نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید اگر هر دو یا یکی از آنها به پیری برسند (که موجب رنج و زحمت باشند) زنهار کلمه ای که رنجیده خاطر شوند مگو و کمترین آزار به آنان مرسان و با ایشان با احترام و بزرگوارانه سخن بگو.

و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان بگستران و بگو: پروردگارا، به پدر و مادرم رحمت و مهربانی فرما، آنگونه که آنان مرا در کوچکی تربیت کردند.



نوع مطلب : توصیه وفرمان ها، اجتماعی، سخنان بزرگان، بزرگان، احادیث و روایات، ائمه اطهار، 
برچسب ها : احترام به والدین، احترام به پدرومادر، چهل حدیث احترام به والدین، لزوم احترام به والدین در احادیث و روایات، احادیث وروایات،
لینک های مرتبط : احادیث و روایات،

چند حدیث برای زندگی

همسر خوب می خواهی، بسم الله

در حدیثی آمده است که «من اکثر الاستغفار»، کسی که زیاد استغفار کند، 4 چیز به دست می‌آورد: «جعل الله له من کل همٍ و غمٍ فرجا» اگر غم و غصه دارد، غم و غصه ‌اش بیرون می ‌آید.

آدم گاهی اوقات بی‌ خودی غم و غصه‌اش می‌شود، در آن لحظه تسبیح را بردارید ، استغفار کنید. قطعاً حالتان خوب می شود.

 

نقش استغفار در دور شدن بلا از انسان

دوم: «من کل خوفٍ امنا» گاهی اخبار ناخوشایند را می‌دهند. اگر استغفار کنی، هیچ خبری نمی‌شود، یه نفر دشمن داری، تهدید کرده که امشب ترورت می‌کنم، استغفار کنی، او را یکی دیگر ترور می‌کند و راحت می‌شوی، اگر استغفار کرده‌ای از کسی نترس و فقط از خدا بترس.

سوم: «من کل ضیقٍ مخرجا» صاحبخانه‌ تو را جواب کرده؟ سفته ‌هایت عقب افتاده؟ گرفتاری؟ اگر استغفار کنی همه اینها درست می ‌شود.



نوع مطلب : امر به معروف و نهی از منکر، ائمه اطهار، احادیث و روایات، سخنان بزرگان، اجتماعی، 
برچسب ها : احادیث، حدیث، احادیث وروایات،
لینک های مرتبط :

 توكل و نقش اسباب طبیعی

توكل و نقش اسباب طبیعی

به نظر می رسد كه برخی باورها و اعتقادات با واقعیات هستی تناسب ندارند و نوعی تناقص و تضاد میان آن چه هست و آن چه باور ذهن و نگرش و گرایش آدمی را سامان می دهد یافت می شود.


البته برخی این تضادها و تناقض ها توهم است و به سبب عدم تسلط شخص به موضوع و یا موضوعات پدیدار می گردد و برخی دیگر نیز به سبب آن است كه موضوعات در مجموعه خویش به درستی قرار داده نمی شود؛ زیرا باورهای دینی كه از منبع وحی و حكمت و علم فرو فرستاده شده نمی تواند متناقض یا متضاد باشد. بنابراین ضروری است تا در یك مجموعه و شبكه دیده شود. نمونه باورها و گزاره های ایمانی را می توان به قطعات پازل تشبیه كرد كه هر قطعه گاهی نه تنها معنا و مفهوم درست و كاملی ندارد، بلكه بسیار زشت و نامناسب می نماید. اما همین قطعات بظاهر ناجور و نامتناسب هنگامی كه در كنار هم به درستی قرار گیرند و تحلیل گردند آن گاه است كه تصوری درست و كامل آفریده می شود كه همگان را به شگفتی وا می دارد.


از امور و مسایلی كه به نظر می رسد در حوزه تناقض ها و تضادها قرار می گیرد، مسئله توكل و نقش اسباب طبیعی است. نویسنده در این نوشتار بر آن است تا با بازخوانی و تحلیل و تبیین مسئله توكل و اسباب طبیعی در زندگی فردی و جمعی، ارتباط آن دو را تشریح كند و نقش هر یك را براساس آیات و آموزه های قرآنی تبیین نماید.



نوع مطلب : مقالات، احادیث و روایات، سخنان بزرگان، اجتماعی، توصیه وفرمان ها، 
برچسب ها : توكل و نقش اسباب طبیعی، توکل به خدا، توکل، احادیث وروایات، مقالات مذهبی،
لینک های مرتبط :

 توكل تكیه گاهی برای اهل دل

توكل تكیه گاهی برای اهل دل - مقالات

انسان در زندگی خویش هرگامش متزلزل تر از آن است كه خود بخواهد و بتواند بیاندیشد و یا بپندارد. از زمانی كه خود را می یابد و با خود آشنا می شود مرگ را همانند هر تغییر و دگرگونی بنیان افكن دیگری می یابد كه حضوری دایم دارد. از این رو برخی گفته اند كه همواره باید پرسید چه مانده است نه این كه چه گذشته است؟ به این معنا كه باید از آن چه مانده پرسید نه از زندگی ای كه گذشته است. برخی دیگر بر این باورند كه زندگی با مرگ متولد می شود و جان می گیرد ؛ چون هر زندگی در درون خود مرگ را می پرواند و هردم آن بازدم مرگ است. البته شاید این تصور و تصویری تند و نگاهی بدبینانه باشد ولی ترسیم درستی از حقیقت و بازنمایی دقیق و راستی از واقع است. در این تصور و تصویر نانمایی میان ذهن و واقع رخ ننموده است بلكه بازنمایی دقیق ذهن از وضعیت موجود بشر و بیان كننده درست مفهوم زندگی است. زندگی به حقیقت و راستی آمیخته ای از شدن و مرگ است. مگر نه این است كه حركت جوهری و بیرونی انسان همواره به معنا و مفهوم شدن است و مگر نه این است كه مرگ یعنی گام بلند شدن ؛ به این معنا كه ما در هر حركتی در حال شدن هستیم و چه بخواهیم و چه نخواهیم این بود ما با شدن دایمی درونی و بیرونی همراه است. شدن نیز تغییر و دگرگونی است كه رخ می دهد و آدمی را گریزی از آن نیست. جهان به گونه ای آفریده شده است كه همه چیز آن از دایره ثبات بیرون باشد و تغییر و دگرگونی جزو ذات آن قرار داده شده است. از این رو جهان بی تغییر و شدن معنا و مفهومی ندارد. اگر این شدن ها نبود هر گز چیزی به كمال نمی رسید و هیچ قوه ای به فعلیت در نمی آمد. از این رو شدن به عنوان اقتضایی كمالی جهان و آفریده های آن امری اجتناب ناپذیراست. هر شدنی به معنا و مفهوم مرگ است ؛ زیرا آن چه بود نیست می شود و چیزی دیگری ایجاد و جانشین و جایگزین آن می گردد. در این مبان سخن از امرثابت و متغیر و رابطه ثابت و متغیر مساله فلاسفه و فرزانگان است كه به نظر می رسد كه تاكنون پاسخ درست و راستی نیافته اند و دغدغه ایشان شده است. شاید این ثبوت مانند هر امر دیگری در این دنیا نسبی و دارای مراتب باشد. از این رو حتی آن امر ثابت در این دنیا به گونه ای متغیر است ولی بسیار آرام و كند این شدن را انجام می دهد و می پذیرد به گونه ای كه محسوس ما نیست و كسی آن را در حال شدن نمی یابد در حالی كه به گفته صدرایی حركت جوهری حتی آن امر ثابت را از شدن بیرون نمی راند و استثنا نمی سازد. و اینك دغدغه بزرگ تر میان این همه شدن ها و ثابت قدیم و ازلی و رابطه میان آن دو كه پرسش بزرگانی بوده است كه خواهان حل آن از سوی صاحب الامر (عج) شدند و این حكایت دیروز و امروز و فردای ماست و دغدغه فرزانگان .
حال در این دنیا شدن و تغییر و مرگ ، مرگ نهایی یعنی گام بلند شدن ؛ شدنی كه از یك سوی عالم و نشاه ای به عالمی دیگری می برد و شدنی چون شدن گل به انسان را به تصور و تصویر می آورد. ( ثم انشاناه خلقا آخر)

نوع مطلب : مقالات، احادیث و روایات، سخنان بزرگان، اجتماعی، 
برچسب ها : توكل تكیه گاهی برای اهل دل، توکل، توکل به خدا، احادیث وروایات، مقالات مذهبی،
لینک های مرتبط :

آداب معاشرت درقران(1)

آیة الله محمد تقى مصباح یزدى

بحث درباره آداب معاشرت است. در این باره در قرآن كریم مسائلى مطرح شده كه بعضى از آنها عمومیت دارد و بعضى درباره رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم است كه شاید با بیانى كه عرض مى‏كنیم كمابیش قابل توسعه باشد.

1- آداب عمومى

آنچه مربوط به عموم افراد است، آدابى چند است كه در این جا به بعضى از آنها اشاره مى‏كنیم: در سوره نور چندین آیه هست كه كما بیش با هم مربوط است و از آیه 27 شروع مى‏شود: «یا ایها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوتا غیر بیوتكم حتى تستانسوا و تسلموا على اهلها ذلكم خیر لكم لعلكم تذكرون × فان لم تجدوا فیها احدا فلاتدخلوها حتى یؤذن لكم و ان قیل لكم ارجعوا فارجعوا هو ازكى لكم والله بما تعملون علیم; اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، به خانه‏هایى كه خانه‏هاى شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید. این براى شما بهتر است، باشد كه پند گیرید. و اگر كسى را در آن نیافتید پس داخل مشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد: «برگردید»، پس برگردید، كه آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مى‏دهید داناست.»



نوع مطلب : اجتماعی، سخنان بزرگان، ائمه اطهار، امر به معروف و نهی از منکر، توصیه وفرمان ها، 
برچسب ها : آداب معاشرت، آداب معاشرت درقرآن، احادیث وروایات، احادیث قرآنی، اجتماعی،
لینک های مرتبط :

آداب معاشرت در قرآن (2)

آیة الله محمد تقى مصباح یزدى

1 - 4 - آداب نشستن

دیگر از آداب معاشرت كه در قرآن كریم مورد تاكید واقع شده این است كه در مجالس طورى بنشینند كه اگر تازه واردى، آمد جاى نشستنش باشد. معمولا مجالس ظرفیت محدودى دارد و اگر همه افراد بخواهند آزاد و راحت‏بنشینند ممكن است جا براى دیگران تنگ بشود از این رو دستور داده شده كه در مجالس وقتى به شما گفته مى‏شود كه جا باز كنید تنگتر بنشینید و جا به دیگران بدهید كه خدا هم به شما وسعت‏بدهد. در آیه 11 سوره مجادله مى‏فرماید: «یا ایها الذین آمنوا اذا قیل لكم تفسحوا فى المجالس فافسحوا یفسح الله لكم‏» درباره شان نزول این آیه گفته‏اند: كسانى كه خدمت پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم شرفیاب مى‏شدند دور پیغمبر تنگاتنگ حلقه مى‏زدند و كسانى كه بعد مى‏آمدند دیگر جا براى ایشان نبود این است كه در این آیه اشاره مى‏فرماید طورى نباشد كه اگر كسى كارى دارد یا مى‏خواهد سخنى از پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم بشنود جا براى او نباشد.
بعد اضافه مى‏فرماید: «و اذا قیل انشزوا فانشزوا» بعضى از مفسران گفته‏اند كه منظور این است كه اگر شخص محترمى وارد شد و به شما گفته شد بلند شوید و جاى خود را به او بدهید این كار را انجام بدهید و در ذیل آیه دارد: «یرفع الله الذین آمنوا منكم والذین اوتوا العلم درجات‏» این ذیل مى‏تواند مؤیدى براى این تفسیر باشد كه در بین شما كسانى هستند كه مزایایى دارند و احترامشان براى شما لازم است از جمله مؤمنین خالص و علماى ربانى كه نزد خدا محترمند و خدا آنها را بلند مرتبه قرار مى‏دهد. «اذا قیل انشزوا» یعنى هنگامى كه به شما گفتند برخیزید تا شخص محترمى بنشیند، برخیزید و به او جا بدهید و بى‏احترامى نكنید زیرا اشخاص متقى و عالم، نزد خداى متعال مقامى بلند دارند.



نوع مطلب : اجتماعی، سخنان بزرگان، احادیث و روایات، امر به معروف و نهی از منکر، توصیه وفرمان ها، 
برچسب ها : آداب معاشرت، آداب معاشرت درقرآن، احادیث وروایات، احادیث قرآنی،
لینک های مرتبط :





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
وصیت شهدا
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو